همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این مستند داستان هنرمند رنسانس ایتالیایی از اوربینو را روایت می کند که از پرتره های خارق العاده او از زنان - مادر، دوست، عاشق مخفی و مشتری شروع می شود..
مستندی از بدترین حمله تروریستی در تاریخ اروپا. بازماندگان حمله تروریستی 11 مارس 2004 به مادرید ، این داستان را بازگو می کنند، از جمله بحران سیاسی ناشی از آن و تعقیب عاملان...
غوطه ور شدن در مناظر غنی جزیره سابل و زندگی زوئی لوکاس، یک طبیعت شناس و دوستدار محیط زیست که بیش از 40 سال روی این نوار دورافتاده شنی زندگی کرده است...
گروهی از سرمایهگذاران در تلاش برای کشف قفل مرگ مشکوک مولتیمیلیونر ارز دیجیتال، جری کاتن و گمشدن ۲۵۰ میلیون دلاری که تصور میکنند او از آنها دزدیده است، به کاراگاه تبدیل شدند...
مایک اپس به زادگاهش ایندیاناپولیس باز میگردد. جاییکهکه سابقا روزهایی را به عنوان یک رقاصه و فروشنده مواد مخدر در کنار خاطرات شیرین پدر و مادرش گذرانده بود...
داستان دربارهی "وِی" است؛ کارمند ادارهای معمولی که در خفا به شغل پاکسازی اجساد مشغول است و با نام مستعار "تمیزکار" شناخته میشود. او با قاتلی به نام "گای" همکاری میکند، اما حادثهای ناگهانی وِی را به ورطهی قتل میکشاند.
الیویا رودریگو، خواننده و ترانه سرا، یک سفر جاده ای از سالت لیک سیتی، جایی که شروع به نوشتن اولین آلبوم خود یعنی "SOUR" کرد، به لس آنجلس آغاز می کند . در طول مسیر، رودریگو خاطرات نوشتن و خلق اولین آلبوم رکوردشکنی خود را بازگو می کند...
در سال 2004، تماشاگران با ناباوری نگاه کردند که تیم ملی فوتبال یونان، که هرگز حتی در مسابقات بزرگ برنده نشده بود، قهرمان اروپا شد. معمار پشت این پیروزی بیسابقه «شاه اتو ریهاگل» بود...
هر دانشگاهی داستان های ترسناک خودش را دارد. تعداد بیپایانی از داستانهای ارواح وجود دارد که از کلاسی به کلاس دیگر منتقل میشوند، و سه تا از ترسناکترین داستانها این بار روایت میشوند...
ین برنامه جف در ابتدا در رابطه با برهه های زمانی متفاوت از جمله پیری مطالبی را عنوان کرده ادامه حرف هایش را به پیامرسانی و آموزش جنسی مرتبط و در آخر داستانی عجیب را در مورد یک تور کمدی گردگشری را به اشتراک میگذارد...
داستان دراماتیک سوپرلیگ را دوباره مرور کنید، قدرتی بی شرمانه که توسط نخبگان فوتبال پیشنهاد شده بود که موجودیت این ورزش را تهدید کرد و تنها در 48 ساعت پس از خشم مخالفان هواداران از بین رفت...
مجموعه ای از اجراها با الهام از فیلم هایی مانند Singin' in the Rain، Moulen Rouge، Beauty and the Beast، Chicago، Dirty Dancing، Saturday Night Fever و La La Land...
"هاموند" و "بلچی" با به گل نشستن کشتی شان در جزیزه ای دور افتاده، از مهارت های مهندسی و علمی خود نه تنها زنده ماندن، بلکه برای ساخت زمین بازی در جزیره استفاده می کنند.
پس از خیانت به رئیسانش ، یک ضارب در خیاطی خالی پنهان می شود ، جایی که او را به عنوان پسر صاحب فقید اشتباه می گیرند ، هویتی که تصمیم می گیرد از آن استقبال کند.
سریالی کمدی بر اساس نمایشی که برنده ی جایزه های مختلفی هم شده است به همین نام. داستان در مورد زن جوانی که صاحب کافه ای در لندن است و می خواهد با زندگی در لندن کنار بیاید در حالی که با اتفاق غم انگیزی که اخیرا برایش رخ داده، دست و پنجه نرم می کند. این سریال که دیوار چهارم را شکسته دارای صحبت های مستقیم شخصیت اول، فلیبگ با دوربین و صحبت مستقیمش با بیننده است…
مجموعه مستند محدود شده ی "شب استاکر: شکار یک قاتل زنجیره ای" داستان واقعی را روایت می کند که چگونه یکی از بدنام ترین قاتلان سریالی در تاریخ آمریکا را دستگیر کردند و به دادگاه کشاندند.
سریال Bling Empire در خصوص افرادی آسیایی و آسیایی آمریکای میباشد که به مهمانیهای بسیار بزرگ و پر زرق و برق میروند و ماجراجوییهای مختلفی را رقم میزنند...
سو جی سونگ (Song Ha Yoon) برنامه نویس تیم وسایل خانگی هوشمند است که دوست دارد عاشق شود اما میخواهد که از مردهای بد هم دوری کند به همین خاطر برای داشتن یک زندگی عاشقانه عالی ، برنامه ای با هوش مصنوعی به نام چو سانگ شین ، میسازد که وظیفه اش شناسایی آدم های بد است. از طرفی جونگ کوک هی (Jun) یک آتشنشان است که از شبکه های اجتماعی استفاده ای نمیکند و تنها کسی است که برنامه چو سانگ شین نمیتواند حقیقت خوب یا بد بودن او را مشخص کند…
دو جونگ وو یک پلیس توانمند است که رازی مرموز در پس چهره ی بیخیال و آرام خود دارد و گونگ هی وون افسر پلیسی است که نمیگذارد چیزی مانع کار او شود آن ها به کمک کاراگاهی به نام جیمی روی پرونده ای مرموز و سریالی مربوط به 28 سال پیش تحقیق میکنند …
در انتهایِ تعطیلاتِ تابستانیِ آخرین سالِ دبیرستان، یوئوتا ناروکامی روزهایش را در حالِ آمادهسازی برایِ آزمون ورودی دانشگاه سپری میکند؛ تا زمانی که دختر جوانی به نام هینا ناگهان ظاهر شده و خود را «خدای علم لایتناهی» معرفی میکند. یوئوتا که گیج شده، حرفِ هینا را در مورد «پایانِ جهان در 30 روز» را باور نمیکند. بعد از پی بردن به قابلیتِ پیشبینیِ خداگونهی هینا، یوئوتا کمکم به این باور می رسد که قدرت آن دختر واقعی و حقیقی است. هینا که علیرغم قدرتِ فوقبشریِ خود دارای چهرهای معصوم و کودکانه است، بنا به دلایلی تصمیم میگیرد تا در خانهی یوئوتا زندگی کند و این درآمدی است بر آغاز تابستانِ پر جنب و جوش آن دو، قبل از سر رسیدن «پایان»...
همه چیز از مدرسه اتویلویو شروع میشه، جایی که دانشآموزان آیدولی مشتاق که به «آیجو» معروفن تمرین داده میشن تا به آیدولهای بالغ بدل بشن. اما همه چیز وقتی که مدیر بازاریابی یک سخنرانی عجیب برای دانشآموزان ورودی ارائه میکنه: «یک آیچو پیوسته کار میکنه که به اهدافش برسه. ولی آیدول چیه؟» هر کدوم یاد خواهد گرفت که چطوری بدرخشه و سعی میکنن جواب این سوال رو پیدا کنن.
2014: آکیرا ناتوسمه انگار یجورایی از وسایل الکتریکی میترسه، درحالی که کارش تو تشخیصشون خیلی خوبه. تصمیم میگیره که خودش رو عوض کنه تا بهتر بشه و مثل برادرش یه زید)دوست دختر) گیر میاره. ...ولی بعد آکیرا تو یک تصادف ناگهانی میمیره. 16 سال بعد یک یک زنپلیس نیروی ویژه و همکار اندرویدش یک هوش مصنوعی و ابرسلاح بشدت پیشرفته به اسم "اِکس-آرم" رو پیدا و فعال میکنند و کنترل کل سفینهشون که آخرین پناهگاهه رو به اون میسپرند. مشخص میشه که اون هوش مصنوعی درواقع مغز آکیراست!
سریال سلجوقیان بزرگ که در مورد تاریخ ایرانیان و ظهور این سلسله قدرتمند می باشد. دشمن سلجوقیان حسن صباح است و شخصیتهایی همچون نظام الملک، عمر خیام و ملکشاه در این سریال حضور دارند...
سال ها پیش، جنگی در ژاپن درگرفت که کانتو را در برابر کانسای قرار داد و باعث تقسیم کشور شد. کانسای تحت استعمار کانتو قرار گرفت، اما با گذشت زمان به آرامی دولت و پلیس کنترل کانسای را از دست دادند و کانسای به دست جنایتکارنی که به آکودما معروف بودند افتاد.
(فردا) وقتی بچه بوده مادرش پریهان اونو ترک کرده و اون با سختی های زیادی بزرگ شده و با تمام وجود سعی بر انتقام گرفتن از مادرش رو داره. برای همین وارد یه رابطه ی نامشروع با شوهر خواهرناتنیش میشه. پریهان اصلا از فردا خوشش نمیاد و تنها دخترش رو برنا میدونه و سعی میکنه با پیشنهاد پول به فردا اونو از زندگی دخترش دور کنه. برنا برای این که بدونه شوهرش با کی بهش خیانت میکنه به خونه باغشون میره و با فردا رو به رو میشه و در پی درگیری که پیش میاد سرش به جایی میخوره و میمیره. فردا از برادرش آراس میخواد که اونو در دریاچه بندازه و به این ترتیب پای آراس رو هم وسط میکشه. فردا به هیچ وجه عذاب وجدانی نداره ولی با این اتفاق زندگی همه زیر و رو میشه…