همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در اکتبر 2016 نبرد برای موصل، پایتخت خودخوانده داعش در شمال عراق، آغاز شد.برنارد هانری لوی و تیمش یگان های کرد و لشکر طلایی ویژه عراق را دنبال می کنند. خیابان به خیابان با هم می جنگند تا این شهر دو میلیونی را به دست آورند...
وقتی مایک دی گروی، کاوشگر و فیلمساز اقیانوس به طور غیرمنتظره ای در یک تصادف جان خود را از دست می دهد، همسرش برای ساخت فیلم به اتاق تدوین باز می گردد...
آندره ریو، رهبر ارکستر مشهور، هفتادمین سالگرد تولدش را با جشنی بزرگ و کنسرتی برگزار میکند که شامل بخشهایی از اجراهای برجستهاش در سراسر جهان است. او همچنین در این رویداد دربارهی زندگی و موسیقیاش سخن میگوید.
رزمیکار حرفهای هنرهای ترکیبی، تهسونگ، به دلیل مصدومیت ناشی از درگیری با دوستش، از مسابقات یو اف سی کنار گذاشته میشود. خواهر دوستش، هاینا، او را به بازگشت تشویق میکند و اطلاع میدهد که مصدومکنندهاش قهرمان یک سایت قمار غیرقانونی مبارزات خیابانی است. تهسونگ برای انتقام وارد این سایت میشود و با استقبال کاربران مواجه میگردد. در نهایت، او و قهرمان موجود برای تعیین قهرمان واقعی به مبارزه میپردازند.
این مجموعه جدید از داستانهای ترسناک آمریکایی، شش روایت دلهرهآور را در بر میگیرد که در هر کدام، با شخصیتها و موجودات ترسناکی چون قاتلان روانی، هیولاهای گلی، مرد مایلو، و موجودی ناشناخته در جنگل روبرو میشویم.
حدود 20000 نوجوان نازی در سال 1944 با نیروهای متفقین روبرو می شوند. لشکر 12 اس اس پانزر علیرغم سن کم خود، رعب و وحشت و ویرانی را در مسیر خود به کار می برند ...
سرگذشت این گروه موسیقی در طول چهار دهه فعالیت هنریشان، از طریق هفت آلبومشان بازگو میشود. هر آلبوم، پرده از فصلی پرکشش در سیر تحول این گروه برمیدارد.
این فیلم پرتره ای از فضای فرهنگی منحصر به فرد برای ارواح، خدایان و مردم است. در حالی که تئاترهای دائمی معمولاً در اکثر شهرهای مدرن بینالمللی ساخته میشوند، هنگ کنگ معماری منحصر به فرد تئاتری را حفظ میکند، یک سنت چینی که بیش از یک قرن دوام آورده است یعنی تئاتر بامبو...
پرتره ای خنده دار و زیبا از بزرگ شدن دو برادر. این فیلم برادران را در یک تابستان دنبال میکند که تفاوتهای ظریف و عصبانی کردن یکدیگر را به تصویر میکشند...
«ویگاستاک» یک فستیوال سالانه دِرَگ (Drag) بود که به مدت نزدیک به ۲۰ سال، به شکل پر زرق و برق، پایان تابستان را برای جامعه همجنسگرایان در شهر نیویورک اعلام میکرد. اواخر شبی در سال ۱۹۸۴، لیدی بانی و چند نفر از دوستانش مست و سرگردان از «کلاب پیرامید» در دهکده شرقی به سمت پارک «تامپکینز اسکوئر» رفتند و به صورت بداهه، یک نمایش دِرَگ را در محوطه موسیقی پارک اجرا کردند. این اتفاق به زودی تبدیل به یک فستیوال دِرَگ سالانه شد.
در بوته زارهای کنیا، یک قاچاقچی عاج تازه کار برای این که بتواند سری در میان سر ها در بیاورد تلاش می کند و نیرو های دولتی نیز برای از بین بردن کسب و کار او می کوشند...
نویسنده هوتارو یویامی به تازگی سگ محبوب خود را به طرز غم انگیزی از دست داده است. در حالی که به درختی در حیاط خانه اش خیره می شود، متوجه قارچ صورتی رنگ عجیبی می شود و در حال حرکت است؟! قارچ ناگهان به یک سگ شایان ستایش تبدیل میشود و هوتارو تصمیم میگیرد آن را بپذیرد. حالا، هوتارو در کنار سردبیرش و یک محقق قارچ، لحظات دلانگیز و خندهداری را با همدم دمدمی مزاج جدیدش به اشتراک میگذارد.
داستان سریال در مورد خانواده ای می باشد که به پرورش دام در مونتانا می پردازند. حال آنها باید با کسانی که قصد تصاحب زمینهای آنها را دارند، روبرو شوند...
کیم سو جین (Shin Sung-Rok) مرد موفقیست که همراه با همسر زیبای خود کانگ هیون چا (Nam Gyu-Ri) که یک ویالونیست است زندگی میکند ، زندگی عالی و راحت او درحال سپریست اما با ناپدید شدن دختر کوچکش ورق برمیگردد و دنیای آرام او به یکباره شلوغ میشود ، سپس طی اتفاقی توانایی یک تماس به گذشته با هان عه ری (Lee Se-Young) را پیدا میکند ، دختری که سخت تلاش میکند تا در کنار ادامه تحصیلاتش با کارهای پاره وقت ، هزینه عمل مادرش را بدست بیاورد اما دنیای او نیز از آنچه که هست سخت تر میشود وقتی مادر بیمارش به یکباره ناپدید میشود ، پس تماسی از کیم سو جین از آینده میگیرد و…
یون جو وون دختری باهوش و سر به زیر است که با پدر مجردش یون جونگ جائه زندگی می کند، زمانی که کیم سان ها و کانگ هه جون، دو پسر از شرایط پیچیده وارد زندگی او می شوند. پدرش پسرها را می پذیرد تا در کنار هم به عنوان یک خانواده بزرگ شوند. علیرغم اینکه جو وون از نظر خونی نسبتی ندارد، سان ها و هه جون را می ستاید و آنها را برادران خود می داند، مهم نیست که دیگران چقدر متفاوت فکر می کنند یا می گویند. آنها پس از یک دهه دوری دوباره به هم می رسند - با پویایی های جدید، دردهای حل نشده و پیچیدگی های بزرگسالی روبرو می شوند.
یک عاشقانه مخفی در سنین بالای نوجوانی رخ می دهد که "بیگانه" (یک فرد خارجی) مدیر برنامه انجمن ناشناس "Inssa Time" می شود و تمام اسرار کل مدرسه را می آموزد و به گروهی از بچه های فوق العاده محبوب می پیوندد که او به شدت می خواهد آنها را بدست آورد. درگیر با. کانگ یو بین یک بچه محبوب در میان بچه های محبوب و کارآموز یک آژانس سرگرمی بزرگ است که توسط کل مدرسه تحسین می شود و همکلاسی هایش او را کامل می بینند. او نه تنها جلوه های بصری خوبی دارد، بلکه در مطالعه نیز مهارت دارد. او مانند یک سوپراستار آینده به نظر می رسد که از تنظیمات وبتون فراتر رفته است، اما رازی را پنهان می کند که هیچ کس نمی تواند از آن مطلع شود. یو بین که هرگز به او مشکوک نبوده است، به دلیل "اوتسا" که نامش حتی گیج کننده است، در موقعیتی ناخوشایند قرار می گیرد.
داستان سریال Mare of Easttown در خصوص کارآگاهی است که در یک شهر کوچک واقع در پنسیلوانیا زندگی میکند. این کارآگاه در مسیر زندگی خود چالشهای بسیاری را مشاهده میکند. از طرفی، او ملزم به حل کردن پروندهی قتلی میباشد و از طرفی دیگر، باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از فروپاشی زندگی خود انجام دهد ...
کوبایاشی سان یه خانوم تنهاست که توی یه آپارتمون یه زندگی کارمندی ساده و چرت و بی خودی داره. روزها همینطور در پی هم در میگذرند تا اینکه یهویی یکی ظاهر میشه که اصرار به زندگی کردن با اونُ داره! حالا این “یکی” چه مرگشه؟ چی میگه؟ ظاهرا کوبایاشی سانِ قصه ما جونشون رو نجات داده و ایشون هم قصد جبران این موهم رو دارند. “یکی” داستان ما هر کاری برای کوبایاشی سان از دستش بر میاد انجام میده ، ولی خب همه چیز طبق برنامه پیش نمیره… تا هنوز یادم نرفته بگم که همون “یکی” قصه ما هم یه تختهش کمه و هم یه اژدهاست که به شکل آدم در اومده! اینجاست که زندگی ساده و چرت خانوم ما دست خوش تغییراتی شگرف میشه…
شش کارآگاه مرموز که با هم هماهنگی بسیار خوبی دارند، وظیفه دارند تا رازهای ماورایی را در مدت زمان شش ساعت کشف کنند. آنها برای موفقیت در این ماموریت، باید از هوش و ذکاوت خود و همچنین همکاری تیمی بهره ببرند.
هر قسمت از این مستند روی یک سرآشپز معطوف خواهد بود و نگاه آنها به زندگی را برای شما به تصویر می کشد. استعدادی که انها دارند و شور و شوق آنها برای آشپزی، در این مستند پرداخته شده است و زندگی منحصربفرد آنها به تصویر کشیده خواهد شد.
دانش آموز دبیرستانی دو هو با پدرش که یک سالن ورزشی تکواندو را در یک منطقه روستایی اداره می کند زندگی می کند. یک روز، همتای شاد و باهوش او، جو یونگ، که آرزوی رفتن به دانشگاه با یک رشته تکواندو را دارد، از سئول می آید. با ورود او، شادی های کوچک و بزرگ شروع به پر کردن زندگی تاریک قبلی دو هو می کند. با این حال، فرهنگ ظالمانه ای که پدرش نماد آن است، در نهایت رابطه آنها را به هم می زند و پس از یک اتفاق غیرمنتظره، آنها را از هم جدا می کند، ده سال بعد دوباره به هم می رسند.
مین وو و سونگ هون 10 سال با هم دوست هستند. هر دوی آنها احساسات خود را از یکدیگر پنهان می کنند که بیشتر از دوستان است و وارد یک دانشگاه می شوند و با هم کلاس هنرهای آزاد ضروری را می گذرانند. با این حال، آن دو در مورد قتل اخیر در شهر شنیدند. در آن روز مردی به نام جین ووک ظاهر شد. مقصر کیست؟
آنابل سگورا در 12 آوریل 1993 هنگام دویدن ناپدید شد و ربوده شد. نزدیک به 3 سال، کشورش منتظر نجات او بود. «900 روز بدون آنابل» آن دوران و مذاکرات پلیس با آدم ربایان را از طریق نوارهای اصلی بازگو می کند.
این سریال در واقع اسپین آف سریال Sons of Anarchy است. داستان بعد از اتفاقات زندگی جکسون تلر (چارلی هانام) در سریال Sons of Anarchy جریان دارد و در مرز مکزیک و کالیفرنیا اتفاق میافتد و درباره زندگی ازیکیل ریس (ملقب به EZ) است. ازیکیل یک مجرم تازه از زندان آزاد شده است که تلاش میکند یک هویت قانون شکنانه تازه برای خودش دست و پا کند. او در شهری به جست و جوی این هویت میپردازد که زمانی در دوران کودکیاش در آنجا رسیدن به رویای امریکایی را در سر میپروراند. ازیکیل به عنوان یک تازهکار به باشگاه موتورسواری Mayans MC که رقیب باشگاه Sons of Anarchy محسوب میشود، میپیوندد و…
راس پولدارک تصمیم میگیرد برای اینکه به جرم قاچاق محاکمه نشود، دختر مورد علاقه اش الیزابت را ترک میکند و به ارتش ملحق شود. وقتی 3 سال بعد به خانه بر میگردد متوجه میشود که پدرش مُرده، خانه بزرگ آنها ویران شده، ثروتشان از دست رفته و معشوقه اش به نامزدی پسر عمویش در آمده است. او در راه برگشت به خانه دختری را از کتک خوردن نجات میدهد و او را به عنوان خدمتکار آشپزخانه استخدام میکند، اما همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیتش اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد...