همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مردی برای ردیابی یک قاتل به نیروی پلیس هنگکنگ ملحق میشود. او در ادامه با کشمکشی درونی بین میل به انتقام و احترامی که به تازگی نسبت به قانون پیدا کرده، دستوپنجه نرم میکند.
یک جوان خلافکار برای انتقام از گانگسترهایی که او را کتک زدهاند به خانوادهای یاکوزا میپیوندد، اما دل به خواهرزاده بیوه رئیس میبندد و در این مسیر پرخطر، دشمنان و جسدهای زیادی بر جای میگذارد...
در اوایل دهه 1970، یک زن جوان که از مناطق روستایی تنسی عبور میکرد، ناخواسته درگیر یک اختلاف قدیمی بین دو طایفه همسایه محلی به نامهای فدرز و گاتشال شد.
در ایتالیا، زنی در حال مرگ به نوه اش می گوید که گنج خود را سال ها پیش در روسیه، در شهر لنینگراد پنهان کرده است. همانطور که افراد بیشتری از آن مطلع می شوند، به لنینگراد می روند تا شیری را پیدا کنند که شایعه شده است در آن دفن شده است...
کارآگاه "جانسون" بیست سال با نیروی پلیس بریتانیا کار می کند. در این زمان قتلهای بیشمار، تجاوز و جرایم دیگر وجه بدی از او به جای گذاشته. هنگام بازجویی "بکستر" مظنونی که او معتقد است مسئول حمله به دختران جوان است، خشم و پرخاشگری درونی او که سالها سرکوب شده بود آزاد می شود و...
یک دادستان منطقه با اعتقاد قوی به مجازات اعدام و شهرت به دنبال آن در همه پرونده هایش، زمانی که چندین قتل وحشتناک، که همگی مشابه پرونده هایی است که در گذشته محاکمه و محکوم شده بود، شروع می شود، آشفته می شود.
یک دختر جوان آشفته پس از دیدار پدرش از او، مادر و مادر بزرگش که از آن ها جداشده به همراه زنی که قصد دارد با او ازدواج کند متوجه می شود که اتفاق بسیار شومی در شُرُف وقوع است...
بازرس خصوصی جان شفت برای مخفی کردن حلقه برده داری مدرن استخدام می شود که در آن جوانان آفریقایی برای انجام کارهای گروهی زنجیره ای به پاریس کشانده می شوند.
زن جوانی شروع به رابطه با مردی مرموز می کند. او را برای یک آخر هفته به کابین خود می برد و عاشق هم می شوند. چیزی که او نمی داند این است که این مرد در حال سازماندهی یک سرقت بزرگ از بانک است...
ویجلانته اسلاتر مورد حمله دانکن، یک پولشوی محلی قرار میگیرد. آدمکش دانکن، اسلاتر را در خودرویی در لبه یک صخره به دام میاندازد، اما اسلاتر فرار میکند، خود را مسلح کرده و به دنبال مخفیگاه دانکن میرود.
گروهی از ناسازگاران تصمیم می گیرند برای رفتن به جایی که می توانند آزاد باشند، یک قایق پروازی PBY را تعمیر کنند. اما مشکل این است که PBY کار زیادی دارد و آنها برای پرداخت هزینه قطعات نیاز به شغل دارند...