همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
در ۸ فوریه ۱۹۷۷، تونی کریتسیس وارد دفتر ریچارد هال، رئیس شرکت وام مسکن مریدین، شد و او را با یک تفنگ ساچمهای اره شده که از ماشه تا گردن تونی با "سیم مرد مرده" سیمکشی شده بود، گروگان گرفت.
یک زن مسن اسپانیایی در طنجه در برابر تصمیم دخترش برای فروش خانه اش مقاومت می کند. او که مصمم به ماندن است، تمام تلاشش را می کند تا خانه اش را حفظ کند و اموال یک عمر را پس بگیرد. در طول راه، او عشق و میل را دوباره کشف می کند.
یکی از نوادگان قبیله وانارا، زمانی که یک راوانای امروزی تنها دوچرخهاش را برای یک تجمع انتخاباتی تصاحب میکند، درگیر درگیری میشود. چیزی که به عنوان یک بیعدالتی کوچک شروع میشود، به زودی به مبارزهای شدید برای عزت نفس و کرامت تبدیل میشود.
هفت سال پیش، کیم در جریان یک رویداد خورشیدگرفتگی با یک غریبه ارتباط برقرار کرد. کیم که اکنون یک خبرنگار تازه کار است، برای خورشیدگرفتگی امسال به ایلینوی بازمیگردد، غافل از اینکه ممکن است دوباره مسیرشان با هم تلاقی کند.
وقتی جسد افسر پلیس بوستون، جان اوکیف، در تودهای از برف بیرون خانهی دوستش پیدا میشود، دوست دخترش، کارن رید، در ارتباط با مرگ او متهم میشود. چیزی که به عنوان یک تراژدی آغاز میشود، به سرعت طوفانی از آتش را شعلهور میکند که توجه ملی را به خود جلب میکند.
گوستا انگل، بوروکرات وزارت امور خارجه سوئد، که در طول جنگ جهانی دوم نادیده گرفته شد، هزاران نفر را نجات داد و سوئدِ به اصطلاح بیطرف را به یک نیروی اخلاقی تبدیل کرد. تلاشهای او وضع موجود را به چالش کشید و میراث بشردوستانه ماندگاری از خود به جا گذاشت.
در سال ۱۹۷۰، جیمز بلین مونی، معمار شکستخورده، و گروهش چهار نقاشی را در روز روشن از یک موزه سرقت میکنند. اما چون نگهداری نقاشیها برایشان دردسرساز میشود، مونی مجبور به فرار و زندگی مخفیانه میشود.
یک سرهنگ سیسیلی که گروهی ناهمگون را بر عهده دارد، در جریان لشکرکشی سال ۱۸۶۰ جوزپه گاریبالدی برای یکپارچه کردن ایتالیا، با هوشمندی بر دشمنان خود چیره میشود.
وقتی رایلی ۱۶ ساله به طور اتفاقی با عشقش که یک ستاره راک است روبرو میشود، متوجه میشود که او یک معتاد به مواد مخدر است، او تصمیم میگیرد به او کمک کند و در نهایت خیالات نوجوانیاش را به واقعیت تبدیل میکند.
حرفه یک روزنامهنگار شکاک، زمانی که شروع به همکاری با مشهورترین شخصیت تلویزیونی برزیل میکند، دچار تغییر غیرمنتظرهای میشود. سفر او در کنار سیلویو سانتوس، هم مرد پشت این افسانه و هم حقایقی درباره خودش را آشکار میکند.
یک کارگر فروشگاه محتاط، یو-هان، متصدی پارکینگ آزاد و بیخیال، و گیونگ-روک که عاشق می-جونگ میشود، با کارگردانی لی، شیمی بینظیری را در این داستان عاشقانه ایجاد میکنند.
شکیل خان، راننده مینیتاکسی لندنی، شب تاریکی را سپری میکند - برخوردی کافکایی با یک مأمور نظارتی مرموز که در ماشینش ظاهر میشود، او را غریبه کرده است. اما آیا این مرد واقعی است یا زاییده ذهن پارانوئید و بیخواب شکیل؟ و آیا ممکن است همسر خودش باشد که او را لو داده است؟ یا حقیقت حتی تاریکتر است؟
شهری کوچک که درگیر ناآرامیهای حقوق مدنی است، پیشنهادی دریافت میکند که میتواند جهان را تغییر دهد. فقط یک نکته وجود دارد. آنها باید با هم متحد شوند و اختلافات خود را کنار بگذارند.
مادری که عاشق سریالهای کرهای است، شیمیدرمانی را رها میکند، چون امیدش را از دست داده است. آخرین آرزویش این است که ستاره محبوب کرهایاش را که به مانیل سفر کرده، ملاقات کند. چهار فرزندش قول میدهند که اگر بعد از شیمیدرمانی دوباره به درمان برگردد، به او کمک کنند.
زندگی لیندا رو به نابودی است، اما او میکوشد تا با مسائلی چون بیماری اسرارآمیز فرزندش، غیبت شوهر، یک فرد گمشده و رابطهی روزبهروز خصمانهاش با رواندرمانگر کنار بیاید و این شرایط را مدیریت کند.