همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان آنی ده ساله و رانت، سگ ولگردش را دنبال میکند که در تلاش هستند تا با برنده شدن در مسابقات چابکی سگها در نمایشگاه کرمپتس لندن، مزرعه خانوادهشان را از خشکسالی و بدبختی نجات دهند.
افسر پلیس رن آکورد در سواحل اورگان مشغول بررسی حمله یک گرگ است. در جریان این پرونده، پسرش که با او قطع رابطه کرده، ناپدید میشود و وضعیت را دشوارتر میکند.
داستان دارسی و آسترید روایتگر عشقی یکطرفه است؛ دارسی عمیقاً به آسترید علاقهمند است، اما این حس از سوی آسترید متقابل نیست. مسیر این داستان عاشقانه، برخلاف انتظارات هر دوی آنها، به سمتی کاملاً متفاوت پیش خواهد رفت.
آقای هگزنمایستر از زندان فرار کرده و بار دیگر ویکسنبرگ را تهدید میکند. برای یافتن گوی باستانی که قادر به نابودی کل شهر است، مسابقهای علیه زمان آغاز شده است تا قبل از اینکه به دست افراد اشتباه بیفتد، آن را پیدا کنند.
کلارا، زنی رومانیایی، برای کار در آلمان فرزندش را در وطن تنها میگذارد و در آنجا مادر دو فرزند میشود؛ یکی در کنارش و دیگری در دوردستها که از او غافل شده است.
نیکولای شیرمر، اسکیباز و فیلمساز، متوجه میشود که یکی از دوستان دوران کودکیاش بدون اینکه به کسی بگوید، در حال تمرین برای صعود و اسکی از ۲۷ کوه در یک سفر است. در همین حین، این سؤال در ذهن او باقی میماند: چرا سالها پیش شریک کوهنوردی و بهترین دوستش را از دست داد؟
جیک بورمن و دوستان کمدینش در تور خود، پس از اینکه دستمزد اولین اجرایشان را نمیگیرند، محل را سرقت میکنند. این سرقت باعث یک ماجراجویی بامزه و هیجانانگیز در دنیای زیرین کمدی میشود.
این داستان دربارهی رد کردن سرنوشتی است که غیرقابل تصور به نظر میرسد، مبارزه برای تحقق یک رویا، و نادیده گرفتن واقعیتهای سخت. این روایتی جهانی و امیدبخش دربارهی قدرت روح انسان است.
در آخرین سفر دریایی شبانه در نیویورک، مسافران و خدمه مورد تعقیب یک موش بیرحم قرار میگیرند و این گذرگاه که میبایست آرام باشد، به یک قتلعام خونین بدل میگردد.
پاتریک، مردی دلخور که از ویلچر استفاده میکند، از همسایهی بداخلاق خود، رابرت که دچار قطع عضو از دو ناحیه است، کمک میگیرد تا دختر چهار سالهاش را، که تا به حال از وجودش بیخبر بوده، به خانهی پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش در آن سوی کشور ببرد تا با آنها زندگی کند.
سه خواهر نیویوریکایی، با چالشهای طاقتفرسای زندگی مانند مادر مجرد بودن، دغدغههای شغلی و مسائل خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. آنها در این مسیر پرفراز و نشیب، شوخطبعی و آرامش را در سایه پیوند عمیق خواهرانهشان مییابند.
یک خرچنگگیر جوان در موقعیتی دشوار قرار میگیرد و باید بین درستی و نادرستی تصمیم بگیرد. این شرایط زمانی پیش میآید که دوستدخترش دچار آسیب شدید سر میشود و همزمان، یک خانواده رقیب در کار صید خرچنگ، به خرابکاری در تجهیزات او میپردازند.
هرج و مرج شهر را فرا میگیرد وقتی بازیکن پیکلبالی که شیطانی تسخیرش کرده، دست به کشتار میزند و یک جنگیر-پلیس برای پایان دادن به این وحشت وارد عمل میشود.