همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که گروهی از تروریست ها در یک پرواز تجارتی بمب گذاری می کنند، خدمه و مسافران داخل هواپیما می خواهند برای زنده ماندشان اقدام به پرش از فاصله 800 فوتی به زمین کنند ...
ساکنان کلیولند عشق خود را به زادگاه خود با همکاری مشترک برای ایجاد تغییرات واقعی در یکی از شهرهایی که از نظر نژادی در آمریکا تقسیم شده است و مدتهاست با رفتارهای نادرست پلیس ، تبعیض اجتماعی و فقر متزلزل شده است ، ابراز می کنند....
این مستند نگاهی به زندگی گروهی از دختران نوجوانِ شهر بروکلین دارد که در سن بلوغ به سر میبرند. تمام رفتارهای آنها که ناشی از اتمام دوران کودکی و وارد شدن به دنیای بزرگسالی است، به نمایش گذاشته میشود...
دو جوان آلمانی سه سال و نیم را صرف سفر به دور دنیا فقط با مسافرت مفتی ، اتوبوس، قطار و کشتی می کنند. آنها تقریباً 100000 کیلومتر را در اروپا، آسیا، آمریکای شمالی و مرکزی طی می کنند..
وقتی جنگ تمام می شود، نبرد واقعی آغاز می شود. یک گروه نخبه از تفنگداران دریایی از جنگ در عراق جان سالم به در میبرند، به جامعهای غیرنظامی بازمیگردند که دیگر معنایی ندارد، و برای یافتن مأموریتهای جدید در جبهه داخلی مبارزه میکنند...
در این مستند با دواین جانسون (راک) همراه هستیم و او ما را به یکی از اُردوگاها به نام "Boot Camp" در میامی آشنا میکند ، در این مکان ، گروهی از زندانیان به جرم های مختلف مانند سرقت یا کلاهبرداری وارد آن می شوند و طی یک دوره با تمرین های سخت و طاقت فرسا دسته و پنجه نرم میکنند و اگر بتوانند با موفقیت این دوره را پشت سر بگذرانند به آن ها یک فرصت دیگر داده میشود تا به آغوش گرم خانواده بازگردنند و فرده دیگری در جامعه باشند.
داستان یک خانواده فداکار در روستای ویسکانسین از بهره بردن یک حرفه موفق 20 ساله خودداری می کند تا رویای خود را در دنیای رونق یا رکود تولید پین بال دنبال کند...
ساموئل باربر، آهنگساز آمریکایی، به خاطر آداجیوی غمانگیز برای زهی مشهور است، اما هرگز در زمره آهنگسازان مد روز نبود. فیلم مستند "ساموئل باربر: زیبایی مطلق" به بررسی موسیقی و حال و هوای غمانگیز او میپردازد.
داستان در جزیره شیکوکو ژاپن و در شهر خیالی سانشو رخ میدهد. چند دانش آموز عضو باشگاه قهرمانان هستند و به کمک دیگران مشغول هستند. آنها ناگهان به جای دیگر منتقل شده و با هیولاهای عجیب روبرو میشوند. آنها با استفاده از قدرتهای جادویی به قهرمان تبدیل شده و دنیای خود را از نابودی حفظ میكنند.
داستان واقعی یک بچه فیل که در یک اردوگاه نجات در بیابان بوتسوانا متولد شد. وقتی او در یک ماهگی ناگهان یتیم می شود، این به مردانی بستگی دارد که از گله او مراقبت می کنند تا زندگی او را نجات دهند...
ویلیام آکمن، سرمایه گذار و نیکوکار آمریکایی مبلغ بسیار زیادی را هزینه میکند تا حقایقی را پیرامون شرکت بازاریابی "هربالایف" افشا سازد. او ادعا میکند این شرکت بزرگترین طرح کلاهبرداری هرمی تاریخ را به اجرا درآورده است...
کانگ جی وون، یک بیمار سرطانی لاعلاج، پس از اینکه شاهد رابطه نامشروع آنها بود، توسط شوهر و بهترین دوستش کشته شد. او 10 سال قبل از حادثه از خواب بیدار می شود و تصمیم می گیرد با کمک یو جی هیوک، مدیر شرکتی که در آن کار می کند، انتقام بگیرد. اکنون، او باید سرنوشت خود را پس بگیرد و زباله ها را از زندگی خود حذف کند.
Jo Yeo-hwa یک بیوه و عروس از معتبرترین خانواده نجیب در Joseon است. او در روز زندگی آرام و منزوی در خانه خود دارد. با این حال، وقتی شب فرا می رسد، او مخفیانه برای کمک به نیازمندان بیرون می رود.
طی حوادق غم انگیزی زندگی دو چی گوانگ (هان سوک کیو)، کیم یونگ کوان (سئو کانگ جون) و هان ته جو (کیم هیون جو) به سمت نابودی کشیده میشود و آنها سعی میکنند تا حقیقت ماجرا را پیدا کنند. دو چی گوانگ یه کارآگاه نخبه و باهوشه که ریاست گروه تحقیق رو برعهده میگیره. کیم یانگ کوان افسر پلیس سخت گیر اما مهربونیه که با دیگران ارتباطی نداره و به طور تصادفی با دو چی گوانگ ملاقات میکنه. اون بعد از این ملاقات به گروه تحقیقی دو چی گوانگ ملحق میشه. هان ته جو وکیل محبوبیه که در گذشته به عنوان دادستان کار می کرده و پس از درگیری در موضوع غیرمنتظره ای که جونش رو به خطر انداخت کارش رو به عنوان دادستان ترک کرد و شغل وکالت رو به عهده گرفت. اون هم با چی گوانگ و کیم یانگ ملاقات میکنه و به تیمشون ملحق میشه…
پسری جوان به نام آبیشک که تازه مدرک مهندسی خود را گرفته است، به علت کمبود کار مجبور میشود به عنوان مشاور دهداری در یک روستای دورافتاده مشغول به کار شود و...
سو بک هیانگ، دختر ارشد پادشاه مورین، به دلیل جاه طلبی خواهر ناتنی اش، سول هی، از مقام شاهزاده خانمی محروم شد. او دختری فروتن و سخت کوش بود که به او آموخته شده بود که به داشته هایش قانع باشد. اما سرنوشتی که برای او رقم خورده بود، سرنوشتی بزرگ بود که نه تنها زندگی او و خانواده اش، بلکه کل کشور را تحت تأثیر قرار می داد. او باید در تلاش برای یافتن جایگاه خود در زندگی و مبارزه برای عشق، با چالش های زیادی روبرو می شد.
این مجموعه به بررسی داستان هایی که بر اساس افسانه های محلی نقاط مختلف ایالات متحده ساخته شده اند، پرداخته و از مسائل وحشتناکی که خود را در زیر پوسته ی این داستان ها پنهان کرده اند پرده برداری می کند.
سایمون کاول، هایدی کلوم، هاوی مندل و تری کروس به قاضی مل بی برای تغییری کاملاً جدید در "AGT" خوش آمد میگویند! داوران برای اولین بار در حالی که تیمهای رویایی از شرکتکنندگان مورد علاقه طرفداران بازگشته را پیشنویس میکنند به مصاف هم میروند - اما در پایان، تنها یک داور و یک بازی در صدر قرار میگیرند.
کلماتی هستن که وایولت در میدان جنگ شنیده و نمیتونه اونارو فراموش کنه. این کلمات توسط شخصی که برای اون عزیز بوده به اون گفته شده، شخصی که بیشتر از همه دوسش داشته و اون هنوز معنی این کلمات رو نمیدونه. در یک زمان مشخص ، در قاره تلسیس. یک جنگ بزرگ که قاره رو به دو قسمت شمالی و جنوبی تبدیل کرده بود ، بعد از چهار سال به پایان رسید، و مردم به نسل جدید خوش آمد گفتن. وایولت اورگاردن، دختر جوانی که به اسم "سلاح" شناخته میشه، میدان جنگ رو ترک کرده تا زندگی جدیدی رو در خدمات پستی "سی اچ" شروع کنه. در اونجا، اون تحت تاثیر "عروسک های خاطرات اوتوماتیک" قرار میگیره، عروسک هایی که افکار مردم رو در خود نگه میدارن و اونارو به کلمات تبدیل میکنن. وایولت کار خودشو به عنوان یک "عروسک خاطرات اوتوماتیک" شروع میکنه، و با احساسات انسان ها مختلف و شکل های گوناگون عشق روبرو میشه و اون تمام این مدت به دنبال معنی اون کلمات میگرده.
در دنیایی که جادو چندین بار نسل بشریت را از انقراض نجات داده است، پسری به نام «شین» توسط پیرمردی که به نام «ماگی» شناخته می شود تربیت و بزرگ شده است. شین خاطرات زندگیِ قبلی خود را به یاد دارد و در کنار پیرمرد به یادگیری جادو مشغول است. شین فهم و اطلاعات خوبی درباره دنیای بیرون ندارد و وضعیت وقتی برایش دشوارتر می شود که ماگی از او می خواهد بعد از رسیدن به سن 15 سالگی خانه را ترک کند.
کن هوکازه پس از موافقت برای کمک به زنی ناشناس، به دنیایی شبیه به بازی منتقل میشود. حال او باید سفری را برای یافتن راهی برای بازگشت به دنیای خود آغاز کند.
در دنیایی [پس از یک واقعه فاجعه بار] که توسط «اعداد» کنترل میشه و هر انسانی «شماره» مخصوص هویت خودش رو داره. این اعداد میتونه هر چیزی مربوط به زندگی شخص باشه. این شماره ممکنه مسافتی که شخص طی کرده یا تعداد دفعاتی که دیگران از یه شخص تعریف و تمجید کردن باشه. همچنین اگه این شمارهشون صفر بشه، باعث سقوطشون به ورطه «گودال» میشه. در سال 305 تقویم آلشیان، هینا ماموریتی رو از مادرش که شمارش به صفر رسیده، به عهده میگیره تا به دنبال قهرمان افسانهای بگرده. در مخاطراتش با شمشیرزن نقابداری به نام لیچت آشنا میشه که در تلاشه تا هویت اصلیش رو مخفی کنه، از اونجاییکه که به خاطر شماره بسیار پایینش به عنوان یه عامل منحط و منحرف شناخته میشه.
سه نوجوان با دریافت نامههای مرموزی به دنیایی دیگر به نام «باغ کوچک» منتقل میشوند. ساکنان این دنیا از استعدادهای فرابشری خود برای شرکت در بازیهای مختلف استفاده میکنند. این بازیها میتواند از کارهای ساده گرفته تا دوئلهای مرگبار باشد. گاهی اوقات حتی استعدادهایی که آنها را به این دنیا آوردهاند نیز شرط گذاشته میشود.
شینگو ایچینومیا، 25 ساله، در آستانه یک روز کاری پرمشغله، به خواب میرود. اما با بیدار شدن، خود را در بدن پسری 6 ساله به نام وندلین گرفتار میبیند. وندلین هیچ مهارت اداری ندارد و خانوادهاش فقیر هستند. اما او استعدادی نادر در جادو دارد. وندلین باید راه خود را در دنیایی سخت و دشوار پیدا کند.
هیرو یوکی یه دانش آموز دبیرستانی خوره کامپیوتره که در یک سری وقایع غیرمنتظره بازی کیوامه کوئست رو بدست میاره، این بازی با جمع آوری بهترین فناوری ها ساخته شده و با شعار خودش یعنی "بی نهایت واقعی" هیچ تفاوتی ندارد، گرافیک، رفتار کارکترهای بازی، عطر و بوی گیاهان،یا حتی نسیمی که پوست را نوازش می کنه، و در کل همه چیز به بهترین شکل ممکن هستند، غیر از این که این بازی بیش از حد واقعی و حذف کردن آن بسیار پر دردسر است. از اونجایی که واقع بینانه ترین بازی تاریخ هستش توانایی جسمی بازیکنان در بازی دقیقا همان چیزی هست که در دنیای واقعی دارند و اگر ضربه بخورند بدنشان درد میگیره و اگر زخمی شوند تا چند روز بهبود پیدا نمی کنند. و پاداش بازی فقط احساس موفقیت است. این بازی رو به هیچ عنوان نمیشه سرسری گرفتش و پُر استرس ترین بازی تاریخ هستش.
کانامه، بیخبر از همه جا، به بازی موبایلی جدیدی به نام بازی داروین دعوت میشود. اما پس از ورود به بازی، متوجه میشود که نمیتواند از آن خارج شود و در مخمصهای بزرگ گرفتار شده است.