همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
فیلم «با یک بوسه میمیرم» داستان عاشقانهای تراژیک درباره ژولیت کپولت است که پس از مرگ معشوق خود، مجبور به زندگی ابدی میشود. او که سالها در غم فرو رفته بود، با دختری جوان آشنا میشود و عشق را دوباره تجربه میکند. این فیلم به ما میآموزد که عشق و از دست دادن، دو روی سکه زندگی هستند.
این مستند داستان "روبرتو دوران" بوکسر پانامایی قهرمان چهار دوره مسابقات جهانی است. او مردی است که شرایط موجود را برهم میزند و در مقابل دنیا میایستد، از ورزش فراتر میرود و الهام بخش یک ملت میشود تا در برابر دیکتاتوری که سازمان سیا از او حمایت میکند، به پا خیزند و به استقلال دست پیدا کنند. از روزهایی که او در خیابان کفش واکس میزد تا زمانی که در سراسر دنیا سالنهای مسابقه به خاطر او پر میشد، این فیلم داستان پانامای جدید و مشهورترین فرزند اوست ....
این فیلم مستند که از بیش از پانصد ساعت فیلم که هرگز دیده نشده است ساخته شده است ، فوتبالیست مشهور دیگو آرماندو مارادونا برای باشگاه فوتبال ناپولی در بین دهه هشتاد بازی میکرد را به تصویر میکشد و…
درباره تاریخچه ، خانواده ها ، عشق و طرحی که در هر پای استفاده می شود اطلاعات کسب کنید. علاوه بر این ، درک کاملا جدیدی از پیتزا به عنوان هنر آشپزی واقعی پیدا کنید.
داستان این فیلم درباره ایستر و خوان است، خانواده ای که در حومه مکزیک زندگی می کنند و به پرورش گاو های جنگی مشغولند.حال رفته رفته زندگی احساس آنها در مزرعه دچار بحران می شود...
یک اردوگاه آموزشی تروریستی در نیوزیلند کشف شد. وقتی با رهبر کاریزماتیک تامه ایتی، متهم به اداره اردوگاه آشنا می شویم، خصومت عمیق بین بخش هایی از مردم مائوری و مقامات نیوزیلند آشکار می شود...
یک انقلاب «چشم انداز» اجتماعی و سیاسی یک کشور را تغییر می دهد، اما قبل از هر چیز چشم انداز فیزیکی را تغییر می دهد. برای قرن ها، هیچ یک از مراکز شهرهای پایتخت های جهان در چند ماه گذشته هیچ شباهتی به میدان نداشت، که در عین حال شبیه یک شهر قرون وسطایی و یک فانتزی آینده نگر است...
دلتای دانوب در رومانی یک میراث جهانی یونسکو است. اما زندگی در یک منطقه حفاظتشده طبیعی به چه معناست؟ دیالوگهای باتلاق، مردابهای دلتا را از طریق زندگی روزمره روستاییان در دورهای که هیچ توریستی در آن پرسه نمیزند، به تصویر میکشد.
با سفر به کوه ها ، سواحل و جنگل های توس نقره ای در شمال جزیره هوکایدو ، عکاس استرالیایی به دنبال یک غلاف منحصر به فرد از اسنوبردهای جدا شده و موج سواران است...
استلوتا دوتا بوکسور زن 32 ساله سعی می کند خانه خود را با برنده شدن در مسابقه بوکس بخرد . استلا در حالی که برای جام اروپایی بوکس خود تمرین می کند، داستانهای گذشته یک کودک رها شده و نهادینه شده را مرور می کند...
داستان این فیلم درباره ی دوستان صمیمی است که در یک سفر جاده ای بیابانگردی می روند اما راز های تاریکی در این سفر افشا می شود که زندگی شان را برای همیشه تغییر می دهد و …
سالن نیپون بودوکان با اینکه یک سالن ورزشی است و در اصل به ورزش جودو اختصاص دارد اما بودوکان محل برگزاری کنسرتهای بسیاری از خوانندگان ژاپنی بوده است و آلبومهای بسیاری با نام اجرای زنده در بودوکان وجود دارد.در یکی از کنسرت های اجرا شده در این سالن در سال 2008 آهنگساز و رهبر ارکستر ژاپنی که بیشتر آثار او مربوط به ساخت موسیقی متن های متختلف برای انیمیشن ها می باشد که در این کنسرت زیبا و دیدنی نیز به اجرا موسیقی های محبوب انیمیشن های مختلف پرداخته است.
این فیلم که در دوران پرتلاطم کره جنوبی بین دهههای 80 و 90 اتفاق میافتد، زندگی شدید، انتقام و درگیری جوانانی را به تصویر میکشد که مجبورند به هر وسیلهای به دنبال قدرت و ثروت در عصری پر از ارزشهای اجتماعی غلط باشند. لی دو هاک مرد جوانی است که در شهری کوچک در استان جئولا به دنیا آمد و با مغزی باهوش بی گناه بزرگ شد. با این حال، او به طور سرنوشتساز در گردابی از حوادث گرفتار میشود و در میانه درگیری به پایان میرسد. پس از گذر از یک گروه کلاهبرداری املاک، او تبدیل به یک "گانگستر سیاسی" می شود و زندگی خود را برای انتقام مرگ ناعادلانه پدرش می گذراند.
کو دو هان، یک وکیل سابق که به کارآگاه تبدیل شده است، در جستجوی کشف حقیقت پشت جنایت حل نشده گذشته است. او پروندههای فعلی را بررسی میکند تا سرنخهایی را برای یافتن مجرم جمع کند. در طول سفر، او با Cheon Na Yeon، یک خبرنگار مشتاق، و No Sang Cheon، یک هنرمند کلاهبردار روبرو می شود. آنها با هم برای کشف حقیقت و اجرای عدالت در پرونده تلاش می کنند.
روزی روزگاری، ویروسی مرموز در زمین پدیدار شد که همه انسانهای عفونتزده بالاتر از ۱۳ سال را به قتل رساند. در همین حین، خونآشامها از تاریکیهای دنیا بیرون آمده و بشر را به بردگی کشاندند. با ما همراه شوید تا یوئیچیرو (Hyakuya Yuuichirou)، پسربچهای جوان، را ببینید که با سایر کودکان یتیمخانهاش، چون دام توسط خونآشامها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. اما یوئیچیرو حتی در اسارت هم رویاپرداز است. او خونآشامها را میکشد. او همه آنها را نابود میکند.
بعد از دریافت یه دعوتنامه از دوستش، ریسا شیرومینه، کائده هونجو شروع به انجام بازی نقشآفرینی واقعیت مجازی (VRMMO)، «دنیای جدید آنلاین»، به عنوان شخصیت مِیپِل کرد. بخاطر نداشتن اطلاعات کافی راجب بازی، اون همه امتیازهای وضعیتش رو به دفاع اختصاص میده. در نتیجه، سرعت حرکتش پایینه، نمیتونه از جادو استفاده کنه، و حتی از خرگوش هم ضربه میخوره. با اینحال، به دلیل گرفتن همه امتیازهای زندگیش، یه مهارت به نام «دفاع مطلق» به دست میاره، و یه مهارت ضد حمله که تو یه ضربه میکشه. یه «حالت دژ سیّار» تازهکار با یه مهارت سمی که همه ضربات رو ناتوان میکنه و از همه موانع رو پشت سر میذاره. با وجود بینظمیهایی که داره، به یه ماجراجویی میره.
در مرز این جهان و جهان دیگر ۸ میلیون روح مرده وجود دارن که به خدایان و دیگر روح ها خدمت می کنن که سعی در کمک کردن در زندگی انسان ها دارن. یک دختر مدرسه ای به نام هیوری ایکی , زورگویی های همکلاسی هاشو تحمل می کنه و برای اینکه گریه کنه به دستشویی میره. روی دیوار دستشویی با خطی بد شماره تلفن و پیامی نوشته شده , “من مشکلات شما رو حل میکنم” بعد از اینکه هیوری با شماره تماس می گیره , با یک شخصیت بی خانمان و بیکاری روبه رو میشه که ادعا داره “خداست” خنگ و غیر قابل پیش بینی و بی ارزش, اون به دعا های مردم جواب نمیده و کسی هم بهش محل نمیذاره. اما اون…
دختری که تنها خانوادش پدرش بود با کلی قرض تنهاش گذاشته و دختر سرگردون و آواره به سمت معبد می ره اما دست بر قضا دختر تبدیل به خدای اون معبد می شه و دچار مشکلاتی جدید و عجیب می شه…
دو مرد را دنبال می کند که به طور تصادفی با یک دروغ شروع به عشق می کنند و رابطه شان را در حالی که به آرامی اعتماد را بازسازی می کنند. هنرمند سرامیک یون ته جون از جامعه ناپدید می شود، در حالی که جی وون یانگ کارمند یک شرکت بزرگ است. جی وون یانگ قصد دارد قلب یون ته جون را به دست آورد، زیرا او هنرمند مورد علاقه رئیس شرکت است.
داستانی در مورد شاهزاده ای که کتابی در مورد داستان های ارواح دریافت می کند که حاوی انواع نفرین های زندگی است و احساس می کند که نفرین یک به یک اتفاق می افتد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.