همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ترجمه ماشینی : دخترانی که از گذشته خود در حال اجرا هستند، مجبور به کنار آمدن با آینده خود هستند. اسرار کثیف نشان داده می شود و یک مهمان ناشناس به حزب پیوست
داستان فیلم «دوران زیبا» (Good Time) درمورد یک دزدی بسیار ناشیانه بانک توسط برادران «کانی» و «نیک» است. «کانی» باهوش و «نیک» که معلول ذهنیست، همدست اوست. بعد از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، «نیک» و «کانی» از همه جدا میشوند. «نیک» دستگیر میشود و به جزیره «ریکرز» منتقل میشود و «کانی» فرار میکند. بلافاصله بعد از این اتفاق او نقشهای برای فراری دادن «نیک» میکشد. هدف اول او جمع کردن پول کافی برای به قید وثیقه آزاد کردن «نیک» است. ابتدا سعی میکند این پول را با تیغ زدن نامزدش «کوری» (جنیفر جیسون لی) بدست آورد. بعد از اینکه او متوجه میشود که «نیک» بخاطر جراحات حاصله از یک دعوا در بیمارستان است، تصمیم میگیرد که او را نجات دهد. این نقشه با تعجب با موفقیت عملی میشود اما مشکل اینجاست که کسی که او، نجاتش داده است، یک غریبه است.
در تولد 60 سالگی صاحب مغرور یک باشگاه، کسی که هنوز بدهیش به گروهی از خلافکاران را به مدت 25 سال پرداخت نکرده، باعث می شود اوضاع وخیم شده و به خشونت کشیده شود...
یک افسر سابق امریکایی، پس از حادثه ای که برایش رخ می دهد، تلاش می کند سر و سامانی به زندگی اش بدهد. همکار سابقش تصادفا اورا می بیند و به او اطلاع می دهد که تمام کسانی که از آن حادثه جان سالم به در برده اند حالا علائم مشابهی دارند و ممکن است توطئه ای در کار باشد.
سال 1929، یک گیاهشناس وارد جنگل هایی ناشناس در جایی که هنوز هیچ کسی کشف نکرده است میشود بی آنکه از ارگانیسم باستانی خطرناک نهفته در آنجا خبری داشته باشد...
یون گوم مامور وفادار پادشاه یونگ جونگ چزون است. او در تلاش برای مبارزه با یک هیولا است که زندگی پادشاه یونگ جونگ را تهدید می کند و همچنین باید با گروهی از مردم که تلاش می کنند پادشاه یونگ جونگ را کنار بگذارند مقابله کند.
هنگامی که روزنامهنگاری ماجراجو به نام نیکول راولینز برای بررسی یک اتفاق مرموز نزد کشیشی به نام پدر آنتون میآید، پس از مدتی اتفاقاتی غیر قابل توضیح و عجیب شروع به رخ دادن میکنند که…
مون ها وون (Jung Hae-In) برنامه نویس هوش مصنوعی و بنیانگذار سایت M&H است ، او فردیست که معمولا هیچ گاه عصبی نشده و فکر میکند برای علاقه و دوست داشتن شخصی ، بخش کوچکی از توجه او کافیست ، از طرفی هان سئو وو (Chae Soo-Bin) آهنگ ساز موسیقی کلاسیک است و با وجود مشکلات فراوان و نداشتن خانه و خانواده ، باز هم با فکری مثبت ، زندگی خود را پیش برده و در زمان سختی با حل ریاضی به آرامش میرسد و…
دونگ بک (يو سونگ هو) کاراگاه جوانيست که از دوران دبيرستان ، قابليت ماورايي عجيبي به دست آورد و آن فهميدن خاطرات مردم با لمس آن ها بود ، پس با نشان دادن اين ويژگي وارد اداره پليس و به کاراگاه بخش جنايي تبديل شد و…
دخترهای 9 سانتی متری ای به نام هاکومی و میکوچی در جنگل زندگی میکنند. در یک خانه در یک درخت زندگی کردن، حشره و پرنده راندن و ریختن برگ های درختان زندگی این دخترکوچولوهاست. دنبال کردن زندگی های این دخترهای کوچیک ولی دوست داشتنی جذابیت خودشو داره.
هر دو نقش اصل ۲۹ سالشونه ، لی جونگ سوک نقش یه دادستان جوون رو بازی میکنه که شوخی حالیش نمیشه و از افراد بذله گو که زندگی رو به شوخی میگیرن متنفره ، با برادرش زندگی میکنه و همسایه ی شخصیت سوزی میشن و همیشه شخصیت سوزی رو تحقیر میکنه . شخصیت سوزی با مادرش زندگی میکنه ، شخصیت غد ، سرد و خودپسندی داره ، یه ژورنالیست بیکار که آینده رو تو خواب میبینه!
میچیرو آماتسوکی 20 ساله به خاطر تغییر شغلش به توکیو نقل مکان کرده. اون تصمیم میگیره که در یک خانه مشترک زنانه به نام "خانه هارونو استلا" زندگی کنه که در افرادی در سنین و اهداف مختلف زندگی میکنن. اونجا وقتی که از الکل و گوشتای خوشمزه پر باشه خیلی خوش میگذره!!!
در شهری که به نام فوکوئوکا شناخته میشه، جرائم در زیر زمینی وجود دارند که روی سطح آن وجود صلح به نظر میرسد. در بخش هاکاتای شهر، افراد مختلفی با استعداد هایی مانند قاتل حرفه ای، کاراگاه، ردیاب و انتقام جویی وجود دارند. به علاوه، با توجه به یک افسانه شهری، شخصی به نام "قاتل قاتل های حرفه ای" این اواخر خود را نشان داده است.
در سال 2035 در ژاپن واقعه ای عظیم معروف به "فروپاشی" به دلیل تحقیقات روی زندگی مصنوعی اتفاق میفتد.هوش مصنوعی ای به نام "ماهیت" کوروبه جورج را فاسد کرده است.ورود به شهر تحقیقات که امید اخر انسانیت نام دارد توسط دولت ممنوع شده است.دو سال بعد به ایکو تاچیبانا دختری 15 ساله که خانواده اش را در واقعه از دست داده توسط همکلاسی انتقالی اش یویا کانزاکی درباره ی رازی نهفته در بدنش گفته میشود.مثل اینکه کلید حل معما در نقطه ی اغازین یعنی مرکز "فروپاشی" است.هنگامی که یک دختر و پسر,که اینده ی انسان ها به ان ها وابسته است ملاقات میکنند,حقیقت تازه چیست؟
در این سری بار دیگر برههای باهوش و بازیگوش همراه با سگ باوفای مزرعه ماجراهای مختلفی را تجربه میکنند، آنها همچنان دردسر درست میکنند و با همکاری همدیگر مشکل ایجاد شده توسط خودشان را حل میکنند. در گوشه گوشهی این مزرعه اتفاقات سرگرم کننده زیادی خواهد افتاد و باند گوسفندان قرار است که ماجراهای خود را وارد فاز جدیدی کنند. صاحب مزرعه اما از هیچ چیز خبر ندارد و تنها با سگ خود این گوسفندان را در هر شرایطی کنترل میکند. او هم نقش بزرگی در برخی از این ماجراها دارد و در نهایت خوشحال و خندان روز را به شب رسانده و برای صبحی که با ماجراهای جدید همراه خواهد بود، آماده میشوند…
پس از ورشکستگی برادران لمن ، سیجیتسو اخراج شد و مجبور شد در شرکتی که از فیشینگ تلفنی برای کلاهبرداری از سالمندان استفاده می کند ، موقعیت جدید را بپذیرد.
جاش بعد از اینکه با دوست دخترش قطع رابطه میکند می فهمد که یک همجنسگراست. او سپس کمک دوست دختر سابقش و بهترین دوستش و همسر او سعی در ایجاد یک رابطه جدید می کند . . .
سریال ثروت کثیف نمایی نزدیک و شخصی از درون داستان های رسوایی و فساد در تجارت جهانی را فراهم می آورد. این سریال از گزارش های دست اول از مجرمان و قربانیانش استفاده می کند...
ونی برای کسب و کارش با یک گروه گنگستر عرب همکار است و معاملات مختلفی را مدیریت میکند، اما بعد از مدتی تصمیم میگیرد زندگی قبلی اش را به خاطر خانواده اش کنار بگذارد اما همانطور که خودش انتظار دارد خارج شدن از این شغل کار آسانی نیست...
داستان سریال درباره لو شیا، پلیر تنیس که همراه با خانواده اش از زمان کودکی در آمریکا زندگی میکند. لو شیا، قدرت و استعداد پدرش در تنیس را به ارث برده، به همین خاطر همیشه زیر سایه پدرش شناخته شده. اکنون لو شیا تنها راهی که میتونه به این موضوع خاتمه بده اینه که در مسابقات ملی شرکت کنه و هویت خودش رو ثابت کنه.
داستان در مورد شاهزاده ای است که به یک باره تمام کشورش به همراه تمام خانواده اش از بین می روند و تنها او قادر به فرار می شود. او ناخواسته شب هنگام وارد قلمرو دشمن شده و سر از قصر در می آورد. او را با یک فرد دیگر اشتباه گرفته و وارد قصر می کنند. او در این قصر کم کم به قدرت دست پیدا می کند آن هم در قلب دشمن و…