همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مردی به نام جان مارتین به زوجی پیشنهاد میکند که با ماشینی خراب به نزدیکترین پمپ بنزین بروند، اما آنها نمیدانند که او واقعاً آنها را برای شام به خانهاش میبرد...
یک عکاس جوان با استعداد، که از گرفتن عکس از محله طنزآمیز و منحرف بالتیمور و خانواده حواس پرت خود لذت می برد، به دنیای هنرمندان پرمدعا از شهر نیویورک کشیده می شود و شهرت تازه ای پیدا می کند...
مادام اولگا، صاحب خانه بدنام چایناتاون نیویورک، پس از آنکه از آنجا رانده شد، با گروهی از زنان و مردان خلافکار به یک معدن متروکه پناه برد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.
خلافکار سابق که مجبور به انجام مأموریت جدیدی برای رئیس جنایتکار شده، با مانعتراشی همکارش روبرو میشود، اما برای زنده ماندن میفهمد که باید با او همکاری کند.
"یک استاد دانشگاه و دختر بازیگرش به طور اتفاقی بزرگترین بستنی قیفی جهان را پیدا میکنند و در شهر قدیمیای که این بستنی در آن قرار دارد، گرفتار ماجرایی میشوند."
در طول حمله ناپلئون به مصر، او هنرمند سالخورده ژان میشل ونچر د پارادی (میشل پیکولی) را به آنجا می فرستد تا مناظر این کشور را به تصویر بکشد. بلافاصله پس از ورود، ژان میشل و سرباز همراهش، آگوستین روبرت (بن دانیلز)، از بقیه سربازان فرانسوی جدا می شوند...
یک متخصص اسلحه که همسر رقیب خیانتکار و معشوقش را به قتل رسانده است، در حالی که نقشه مرگ خواهر زنش و دوست پسر بداخلاقش را میکشد، با رقصندههای عجیب و غریب برخورد میکند...
برای جشن گرفتن پایان سال ، یک دانش آموز برای استراحت در ساحل برنامه ریزی می کند. وقتی معلمش و سایر مهمانان ناخوانده سفرش را خراب می کنند، همه چیز تغییر چشمگیری پیدا می کند...
"کارلا" و "لو" دو دختری هستند که در خیابان منتظر دوستانشان هستند.پس از مدت کوتاهی آنها متوجه می شوند که هر دو نفر منتظر یک شخص هستند،بازیگری جوان به نام "بلیک" به هر دو آنها گفته است فقط او را دوست دارد و...