همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
هفت سال پیش، کیم در جریان یک رویداد خورشیدگرفتگی با یک غریبه ارتباط برقرار کرد. کیم که اکنون یک خبرنگار تازه کار است، برای خورشیدگرفتگی امسال به ایلینوی بازمیگردد، غافل از اینکه ممکن است دوباره مسیرشان با هم تلاقی کند.
یک کارگر فروشگاه محتاط، یو-هان، متصدی پارکینگ آزاد و بیخیال، و گیونگ-روک که عاشق می-جونگ میشود، با کارگردانی لی، شیمی بینظیری را در این داستان عاشقانه ایجاد میکنند.
سالها پس از اینکه یک غریبه در کریسمس به او زنگوله سورتمه خوشیمنی هدیه داد، وکیل اندی داستان خود را در یک برنامه رادیویی تعطیلات به اشتراک میگذارد. او به همراه مجری برنامه، جیک، و تماسگیرندگان جشن، جستجوی شادی را برای یافتن عشق گمشدهاش در تعطیلات آغاز میکند.
شام اسرارآمیز و سرنوشتساز کورا به هرج و مرج تبدیل میشود، اما لیام برای نجات شب و شاید به دست آوردن قلب او وارد عمل میشود. وقتی یک سرقت واقعی و یک شایعهی نگرانکننده پخش میشود، او باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند قبل از اینکه همه چیز از هم بپاشد به او اعتماد کند یا خیر.
جون که تازه به کلیسای سنت مری میلان آمده، درگیر رازها و دروغهایی میشود: هیچکس آن کسی نیست که به نظر میرسد، و عشق ممکن است پشت نقاب آخرین پسری که عاشقش میشود، پنهان شده باشد.
در زندگی پس از مرگ که ارواح یک هفته فرصت دارند تا تصمیم بگیرند ابدیت را کجا بگذرانند، جوآن با انتخابی غیرممکن بین مردی که زندگیاش را با او گذرانده و اولین عشقش که در جوانی فوت کرده و دههها منتظر آمدنش بوده، روبرو است.
داستان عاشقانهی ناب و تأثیرگذار بین یک دختر دبیرستانی که از فراموشی پیشرونده رنج میبرد و وقتی از خواب بیدار میشود خاطراتش از نو شروع میشوند، و یک پسر دبیرستانی معمولی که زندگی روزمرهی کسلکنندهای دارد.
این اثر، داستان زندگی چند پسرعمو را روایت میکند که خانهای کهنه در ناحیهای روستایی از نورماندی به آنها ارث رسیده است. آنها تصمیم میگیرند مسیر زندگی اجداد خود را که در قرن نوزدهم در پاریس زندگی میکردند، دنبال کنند.
شینیا مادرش را در سن کم از دست داد و یوکا، همکلاسی شینیا، در خانه خودش احساس غربت میکند. شاید این دو نفر که با تنهایی دست و پنجه نرم میکنند، هنگام کار روی روزنامه مدرسه، پیوند نزدیکی با هم برقرار میکنند.
زن و مردی بیرون از سالن سینما ملاقات می کنند، به عنوان رمان نویس و فضانورد در یک کافه دنیایی فانتزی می سازند، هر پنجشنبه همدیگر را ملاقات می کنند، عاشق هم می شوند و باید در واقعیت حرکت کنند.
پس از سالها دوستی صمیمی، تام و لوسی نوجوان بالاخره تسلیم میشوند تا شبی را با هم بگذرانند. همزمان با شکوفا شدن عشق جدیدشان، و دیر رسیدن «زمان مناسب» لوسی، این دو مجبور میشوند رو در رو با موسیقی بزرگسالی روبرو شوند.
ژو یانژی (چارلین چوی)، با لباس مبدل مردانه، به دنبال یادگیری هنرهای رزمی نزد یک قبیلهی ممتاز است. وقتی او تمرینات فشردهی خود را آغاز میکند، با مربی و مافوق خود، لیانگ (چون وو)، دچار اختلاف میشود.