همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
یک قاتل زنجیرهای که از کارهایش پشیمان است و آرزوی مرگ خود را دارد، با امیال درونی خود کلنجار میرود؛ در همین حال، یک کارآگاه پلیس در شهری کوچک، با وجود درگیریهای روحی خود، در حال تعقیب اوست تا به این کشتار پایان دهد.
توییگی، با نام اصلی لزلی لاوسون، مدل و چهرهای ماندگار در فرهنگ بریتانیا است. فعالیت هنری او از دهه ۱۹۶۰ میلادی آغاز شد و نام او را به عنوان یک نماد فرهنگی تثبیت کرد.
این داستان، زندگی یک مرد جوان الجزایری از خانوادهای ثروتمند را روایت میکند. او پس از اینکه به دلیل رفتارهای مستبدانه پدرش، به تدریج از او دور میشود، دچار فروپاشی درونی میگردد.
داستان درباره بازیگر کودک سابق و افسردهای است که اکنون صاحب یک خشکشویی محقر است. او پس از اینکه مجموعه جورابهای لنگهبهلنگه خود را به هیولایی محافظ، دوستداشتنی و در عین حال قاتل به نام «کراست» تبدیل میکند، احساس انتقامجویی شدیدی در او شکل میگیرد.
پس از شکست یک عملیات سرقت، یک دزد حرفهای و یک یتیم که مشکلات زیادی دارد، مجبور میشوند تا شریک ربودهشده خود را از چنگ یک ارباب مواد مخدر بیرحم و قاتل حرفهای و جذابش نجات دهند.
این فیلم به میراث هنری لنی ریفنشتال و ارتباط او با رژیم نازی میپردازد و خودانگارهای را که او از خود ارائه میداد، با شواهدی از آگاهیاش نسبت به جنایات این رژیم مقایسه میکند.
مردی روزهایش را در بیمارستان، بیهیچ دغدغهای، سپری میکند. او در آرامش کامل، به دور از هر گونه مسئولیت و مشکلی، در بیمارستان بستری شده است. این روال عادی زندگیاش، بیوقفه ادامه مییابد تا اینکه فردی تازه به همان بخش منتقل و بستری میشود.
داستان در آیندهای اتفاق میافتد که انسانها با استفاده از فناوری پیشرفته، در کهکشانها سفر میکنند. اما یک سفینه فضایی در میانه راه دچار مشکل شده و مسافرانش در شرایط بسیار سختی قرار میگیرند. کمبود منابع و ترس از مرگ، باعث میشود یکی از مسافران دست به اقدامی وحشیانه بزند و هیولایی را آزاد کند تا بقیه را بکشد.
هنگامی که هنری گیومومه، بهترین خلبان شرکت ایرمیل، در رشتهکوههای آند گم میشود، صمیمیترین دوستش، آنتوان دو سنت اگزوپری، با وجود تمام موانع و دشواریها، عزم میکند تا به دنبال او بگردد.
فرانکی، دانشآموز یک مدرسه شبانهروزی در سوئیس، پس از قتل یکی از همکلاسیهایش، خود را در مظان اتهام میبیند. او برای رهایی از این اتهام، تلاش میکند تا بیگناهی خود را ثابت کند.
ریس، یک موسیقیدان بیاعتبار، با طرفدار خود، ایوا، که دچار اختلال روانی است، دوست میشود. با شدت گرفتن بیماری ایوا، ریس که در حصر خانگی است، در موقعیت خطرناکی قرار میگیرد.
«دِو»، صاحب باغها و املاکی گسترده است. پس از کشف درختان سوخته، به کارگران خود و عشایری که در آن نزدیکی زندگی میکنند، مشکوک میشود. با وجود استخدام نگهبانان شبانه، آتشسوزی بزرگی در دامنه کوه رخ میدهد. دِو برای پیدا کردن مقصر به راهحلهای خشونتآمیز روی میآورد.
یک سرآشپز معروف درست پیش از دریافت سومین ستاره میشلن خود، ناپدید میشود. کلارا، دخترش، اداره رستوران را به دست میگیرد و پس از دو سال، برای یک کنگره آشپزی به تایوان دعوت میشود.
صنعت موسیقی، صحنه نبردی است که کونگمینگ، استراتژیست باستانی چینی، در آن ناگهان خود را در ژاپن مدرن مییابد. او با به کارگیری راهبردهای نظامی، تلاش میکند دوست جدیدش، آیکو را به ستارهای درخشان در دنیای موسیقی تبدیل کند. این دو با همکاری هم، قصد دارند قلب تپنده تفریحات شبانه، یعنی محله شیبویا را به تسخیر خود درآورند.