همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
یک دختر شاغل به صورت ناخواسته مقروض میشود و در ادامه مسیر با یک کلاهبردار روبرو میشود. آنها در دنیایی پر از فریب، به سفری پرمخاطره دست میزنند و در نهایت مسیر زندگی خود را زیر سوال میبرند.
چیاو یان که در یک شهر مرزی بزرگ شده بود، بعد از سالها تلاش سخت، به یک بازیگر مشهور تبدیل شد اما تحت فشار زیاد، با احتیاط راه خود را ادامه داد. در همین حین، خواهرش که سالها بود با او ارتباطی نداشت، ناگهان ظاهر شد.
بابِلز هنگام تماشای مکرر یک فیلم، متوجه تغییراتی در رفتار یکی از شخصیتهای آن میشود. این شخصیت در نهایت از دنیای تخیل به واقعیت تبدیل شده و آرزو میکند که به دنیای واقعی فرار کند.
در پی فروپاشی نظام کمونیستی در اوایل دهه ۱۹۹۰، یک تیم مخفی متشکل از افسران بلندپایه ارتش بلغارستان، به فرماندهی فردی با تواناییهای فراروانی، شروع به کاوش برای پیدا کردن یک شیء مرموز کردند؛ شیئی که گفته میشود پیروزی مطلق را به ارمغان میآورد.
در آیندهای نزدیک، دولت با هدف خودکارسازی و غیرسیاسی کردن سیستم قضایی، تصمیم به جایگزینی قضات با نرمافزار هوش مصنوعی میگیرد. کارمن کوستا، یک قاضی برجسته، برای بررسی این سیستم جدید انتخاب میشود. اما پس از کشف جسد طراح این نرمافزار، کارمن متوجه میشود که جانش در خطر است و برای بقا باید مبارزه کند.
مادران برای اینکه بتوانند برنامهریزی مراسم عروسی فرزندانشان را تحت کنترل بگیرند، وارد رقابتی سخت و چالشبرانگیز میشوند. در این میان، کارمن از باجگیری عاطفی و کاتالینا از نفوذ خود استفاده میکنند که نتیجهی این تقابل، به نبردی بزرگ و دیدنی ختم میشود.
داستان درباره آدمکشی به نام «برین» است که در حین اجرای یک قتل، تصادف میکند. او که به سختی از این حادثه جان سالم به در برده، برای زندهماندن میجنگد و به همه اطرافش مشکوک میشود تا فرد پشت پرده این اتفاق را پیدا کند.
مارسیل، دختری ۱۳ ساله از یک جامعه ساحلی در جزیره ماراژو، میداند که آینده فرصتهای زیادی برای او فراهم نخواهد کرد. او تصمیم میگیرد با سیستم خشونتآمیزی که زندگی خانواده و زنان جامعهاش را کنترل میکند، مقابله کند.
این فیلم دربارهٔ زنی است که به دلیل اختلال شنوایی، به وسیله صداهایی که به ناپدید شدن خواهرش و حضور یک روح شیطانی مربوط میشوند، تسخیر شده است. این وضعیت او را به سوی یک راز تاریک و کشف یک موجودیت مرموز هدایت میکند.
کندلا، پس از طلاق و از دست دادن شغلش، به زادگاه خود بازمیگردد. او برای گذران زندگی، مجبور میشود در دبیرستان سابقش به دانشآموزان دارای مشکلات یادگیری آموزش دهد.
در آیندهای نزدیک، مکس و دخترش رباتهای سرقتی را در بازار سیاه میفروشند. بعد از آخرین نقشهشان، مکس حضانت دخترش را از دست میدهد و مجبور میشود به آخرین رباتی که دزدیده، یعنی T-O، تکیه کند. T-O آماده است تا برای کمک به او هر کاری انجام دهد.
کشتی متروکهای که قدمت آن به پانصد سال میرسد، در ساحل یک شهر کوچک ظاهر میشود. مورخی به نام النا و گارد ساحلی محلی برای بررسی این موضوع به محل اعزام میشوند. اما آنها درمییابند که این کشتی خالی از سکنه نیست و خدمه نفرینشده کشتی نقشههای هولناکی برای مزاحمان در سر دارند.
داستان در دهه ۱۹۵۰ میلادی در فرانسه و در نزدیکی رودخانه آرام مارن اتفاق میافتد. زندگی فرانسوا، پسربچهای رویاپرداز و بسیار خلاق، وقتی تغییر میکند که پدرش تصمیم میگیرد در باغ خانه یک قایق بسازد. این کار آغاز ماجراجویی بزرگ خانواده میشود؛ پروژهای مشترک برای ساختن قایقی که آنها را به سوی سفری میان واقعیت و رویا خواهد برد.
فیلم «وادا غار»، یک درام خانوادگی است که در پنجاب و کانادا روایت میشود. این فیلم درباره زندگی دو برادر است و نشان میدهد که خانه واقعی به معنای آدمها و روابط است. داستان، همزمان دو ماجرای عاشقانه را هم دنبال میکند و به موضوعات مهمی مثل عشق و فداکاری میپردازد.
زندگی پر از شادی نجلا و محسن در ابتدای ازدواجشان، با مرگ ناگهانی محسن در یک تصادف به سیاهی میگراید. نجلا نمیتواند با این فقدان کنار بیاید و با این باور که محسن باز خواهد گشت، هر کاری میکند تا این اتفاق بیفتد، اما هر قدمی که برمیدارد او را در مسیر دشوارتری قرار میدهد و مشکلات بزرگی برایش به وجود میآورد.
یک زوج متأهل با بحرانی جدی روبرو میشوند؛ همسر، که به خاطر مسئولیتهای زیاد و استرس، تبدیل به یک «ابر مادر» شده و قدرش ناشناخته مانده، در طول تعطیلات دچار فروپاشی روانی میشود. این فروپاشی باعث میشود که او به شخصیت بیدغدغه و اهل مهمانی دوران دانشجوییاش بازگردد.