همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
جنی پس از مرگ مادربزرگ اوراسیاییاش، مادر و خواهرش را متقاعد میکند که به بالی بیایند تا پیشینه خانوادگی خود را کشف کنند و بتوانند در خانواده و زندگی عاشقانه خود شادی پیدا کنند.
طی یک هفته که دو مرد نیجریهای در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند، رابطه صمیمی و دوستانهشان شکوفا شده و در نهایت، اعتماد و نزدیکی عمیق بین آنها به عشق تبدیل میشود.
شیرینیپز مستقلی که برای تعطیلات به خانه مرد رؤیاییاش میرود، با روی دیگر او و مادرش روبرو میشود. مرد تبدیل به پسری وابسته میشود و شیرینیپز، ناخواسته، درگیر کشمکشی ناخوشایند بین آنها میگردد.
سفر جادهای یک عکاس زمانی رنگ تاریکی به خود میگیرد که با یک زوج بیپروا دوست میشود و این دوستی او را به گردابی کابوسوار از وحشت غیرقابل پیشبینی و نئو-نوآر میکشاند.
چهار جوان با شخصیتها و گرایشهای جنسی متفاوت، در یک خانهی مستاجری کوچک گرد هم میآیند و زندگی مشترک آنها، پر از پیچیدگیها و کشمکشهای ناشی از تفاوتهایشان میشود.
با دیدن عکسهای خانوادگی یک خانواده ناآشنا، متوجه میشویم که در مرکز عکسها یک پسر قرار دارد. این پسر کیست؟ داستان او چیست؟ یک تحقیق گیجکننده خانوادگی، جایی که واقعیت و داستان تا سر حد گیجی در هم میآمیزند.
خونآشامی که در عصر تکنولوژی زندگی میکند، از عینکی هوشمند استفاده میکند. این عینک به او کمک میکند تا قربانیان خود را پیدا کند و در عین حال، مراسم خونآشامیاش را به صورت زنده برای دیگران پخش کند.
یک جوان ثروتمند توسط یک تشکیلات مرموز ربوده شده و مجبور میشود در مبارزات زیرزمینی خشن با مشتهای خالی شرکت کند؛ نبردهایی که فقط با مرگ یکی از رقبا به پایان میرسند.
این فیلم، سفری خام و جادویی به زندگی فریدا کاهلو، هنرمند برجسته، است. روایت داستان از طریق کلمات خود فریدا در قالب خاطرات، نامهها، مقالات و مصاحبهها انجام میشود. انیمیشنهای شاعرانهای که از نقاشیهای به یاد ماندنی او الهام گرفته شدهاند، به زنده شدن این داستان کمک میکنند.
سوفیا و گرگ، زوجی که تقدیر آنها را به هم پیوند داده، خاطرات نخستین روزهای عشقشان در لسآنجلس را مرور میکنند و این قرار ساده، ارزش لحظات کوچک زندگی را به تصویر میکشد.
هیرایا، زنی مرموز که حافظهاش را از دست داده، در روستایی گرفتار سوءاستفاده اهالی میشود، اما گویی سرنوشت، بدبختی را برای کسانی که به او ظلم میکنند، رقم میزند.