همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
کارآگاهان مسائل ماوراءالطبیعه، اِد و لورین وارن، آخرین پرونده وحشتناک خود را در دست میگیرند. این پرونده شامل موجودات مرموزی است که آنها باید با آنها روبرو شوند.
هنگامی که دو مرد همنام به یکدیگر دل میبازند، گویی همه چیز دست به دست هم داده تا آن دو در کنار هم قرار گیرند. اما آیا سرنوشت همیشه همانطور که انتظارش را میکشیدیم، رقم میخورد؟
کودکان اسرائیلی در گفتگو با مونتانا تاکر، فعال مدنی، تجربیات هولناک خود از حمله ۷ اکتبر حماس را به اشتراک گذاشته و از بقا، اسارت، از دست دادن والدین و تجاوز به خانهها میگویند. این گفتگوها در راستای تلاش آنها برای کنار آمدن با آسیبهای روحی ناشی از این وقایع صورت میگیرد.
گیادا دی لورنتیس و اریک گارسیا، طراح معروف، با همکاری یکدیگر آشپزخانههایی زیبا و کاربردی برای خانوادههای نیازمند طراحی میکنند که زندگی آنها را متحول میسازد.
"جیمز هوک"، پس از کشتن "جان دارلینگ" و از دست دادن دستش در مبارزه با "پیتر پن"، به دنبال انتقام از "لیلی"، دختر "پیتر" و "وندی"، است. این خشونت تا زمان ازدواج "هوک" با "وندی دارلینگ" ادامه پیدا میکند.
تینوکه فیلیپس، دختری خجالتی با پیشینه ثروتمند، به دلیل عدم تطابق با معیارهای طبقاتی جامعه، احساس بی ارزشی می کرد. با آشنایی با کولا، مردی مهربان، زندگی او تغییر کرد و آن دو با هم ازدواج کردند.
دختران دانشجو که به دنبال عضویت در انجمن گاما رو کاپا هستند، متوجه میشوند که این انجمن رازی تاریک دارد. از سوی دیگر، دو موجود شرور، دختران انجمن را به دام میاندازند و مشخص نیست که آیا کسی از این وضعیت جان سالم به در میبرد یا خیر.
اد شیرن آهنگهای محبوبش را در یک برداشت متوالی اجرا میکند، در حالی که در خیابانهای نیویورک قدم میزند، سوار مترو میشود و با طرفدارانش ملاقات میکند و لحظات موسیقایی خودجوشی را در سراسر شهر خلق میکند.
داستان دو برادر دوقلو روایتگر مسیری است که هر یک از آنها در پیش میگیرد: آیا موفق میشوند از کشمکشهای درونی خود رهایی یابند، یا برای نجات دیگری، تمام داشتههایشان را فدا خواهند کرد؟
نورا و جیمز، که زمانی موفقترین همکاران در یک آژانس تبلیغاتی برجسته در نیویورک بودند، حالا رقیبانی سرسخت شدهاند. آنها برای به دست آوردن یک مشتری بسیار ارزشمند، که یک کارخانه تولید بستنی محلی با محصولاتی بینظیر است، با یکدیگر رقابت میکنند.