همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
آیرین و آنیا در زندگی خود همه چیز دارند، به جز فرزند. با ورود ناگهانی مردی از گذشته آنیا، طرح آنها برای تشکیل خانواده به مسیری غیرمنتظره کشیده میشود. این اتفاق، آنها را وارد یک رابطه سه نفره پر از شور، پیچیدگی و تصمیمگیریهای دشوار میکند.
این اثر سینمایی به بررسی هفت دهه جهل، ظلم و رنج ج.ن.س.ی در اتحاد جماهیر شوروی میپردازد. فیلم با اتکا به گفتهها و تجربیات اولین س.ک.س.و.ل.و.ژ.ی.س.ت شوروی و شهادت بازماندگان اوکراینی، سرکوب شدید بیان ج.ن.س.ی و گسترش استثمار و سوء استفاده در آن جامعه را نشان میدهد.
خانواده ثروتمند و مذهبی ایدن، در مهمانیهایشان به مهمانان منتخب فرصتی برای تغییر زندگی میدهند؛ فرصتی که ممکن است برای برخی رؤیا و برای برخی دیگر کابوس باشد.
این داستان، روایتگر زندگی دو نوجوان هممحلهای است که یکی قربانی و دیگری آزارگر بوده و به دلیل قلدریها و آزارهایی که تجربه کردهاند، به دشمنان سرسخت و آشتیناپذیر یکدیگر تبدیل شدهاند. پرسش اصلی داستان این است که «شما برای دشمنتان چه میکنید؟»
داستان درباره یک زن بازرگان موفق است که به طور تصادفی به جای اقامتگاه لوکس، در خانهای روستایی در کوههای کارپات ساکن میشود. او که به تجمل عادت دارد، باید خود را با این زندگی جدید وفق دهد. پیچیدگی زمانی آغاز میشود که صاحبخانه، یک نظامی، به طور غیرمنتظره بازمیگردد و آنها مجبور به زندگی مشترک میشوند.
پنج زندگی در یک سری از برخوردهای گذرا به هم پیوند میخورند. در این میان، هر تجربه به منزله یک اعتراف است و هر لحظه اوج، آینهای برای انعکاس درون آنهاست.
"تعمیرکاری که تمایلی به دخالت در ماجرا ندارد، ناخواسته مجبور به مقابله با نیروی اهریمنی میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که سرپرست خوابگاه دختران دانشجو (سوروریتی) دروازهای دوزخی را میگشاید و در پی آن، تمام دختران دانشجو توسط شیاطین تسخیر میشوند."
نگاهی نوستالژیک به یک پدیده رسانهای اسپانیایی در اوایل دهه ۲۰۰۰، که دنبالکنندهٔ اوجگیری و شهرت خوانندهای به نام یوریِنا (Yurena) (که آن زمان با نام تامارا شناخته میشد) و مسیر او برای تبدیل شدن به یک نماد فرهنگی پاپ با آهنگ موفقش «عوض نشدم» (No cambié) است.
بومی در تلاش برای کمک به سادوو برای رهایی از همسر دومش که زندگی او را مختل کرده بود، با پاریس روبرو میشود. او نمیدانست که پاریس و سادوو علاوه بر ارتباطشان با یکدیگر، با رویدادی آسیبزا در گذشته بومی نیز مرتبط هستند.