همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
همسر مارتا او را با دو دختر و پسر خوانده ش ترک میکند و تمام پولها را هم با خود می برد، مارتای بی پول و درمانده شهر را برای یافتن شغل و مکان خواب ترک میکند اما...
داستان جیری کایینک، معروفترین جنایتکار چک را روایت میکند. کایینک متهم به قتل سه نفر است و وکیلی (Tatiana Vilhelmová) سعی میکند او را آزاد کند. اما دایرهای از افراد در دو طرف قانون میخواهند او را در زندان نگه دارند و از فرار جلوگیری کنند...
"فرد دالی" به ایرلند بازمیگردد,در حالی که جایی برای زندگی ندارد و در ماشینش به سر می برد ، ولی یک روز یک اتومبیل قدیمی در کنارش پارک می کند و زندگی تیره و تار او رو به روشنایی می رود...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 18 جایزه و نامزد دریافت 27 جایزه دیگر.
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته و پرداخته شده است و داستان آن در زمان جنگ جهانی اول اتفاق می افتد و نگاهی دارد به رابطه تیره میان «کارل گوستاو یونگ» و «زیگموند فروید» و مناقشه ای که میان آن دو وجود دارد.
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 21 جایزه دیگر.
«کال» (استیو کارل) مرد میانسالی است که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است. خانواده ای خوب، شغلی مناسب و محیطی دوستانه. اما زمانی که او با همسرش دچار مشکل میشود و «امیلی» به فکر طلاق گرفتن می افتد و کال را برای مدتی ترک می کند، همه چیز خراب می شود. در همین بین کال با مردی به نام «جیکاب پالمر» آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند…
تام بطور اتفاقی متوجه میشه که سارا مبتلا به سرطان است و بدین ترتیب سارا به بیمارستان می برد. برخی از خانمها، که از اطرافیان این خانواده هستند، از این موقعیت استفاده میکنند و تام را مجذوب خودشان میکنند و بهتر است بگوییم تام آن ها را به خودش جلب میکند. چون هم تام خوش چهره است، هم اینکه سارا از زیبائی تحسین برانگیزی برخوردار است.
برخی از رویدادهای به ظاهر بی اهمیت، چیزی که برای سارا، میکل، لوئیز و حسن به نوعی یک روز مدرسه بود، در آستانه تبدیل شدن به یک نقطه عطف غم انگیز که به این معنی است که دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد...
مردی که در حال مرگ است، رویای تب واضحی از زندگی خود می بیند. او رابطه شدیدی را که با آخرین زنی که دوستش داشت به یاد می آورد که با کشته شدن او توسط یک راننده مست به پایان رسید...