همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
بلانکا در پرورشگاهی زندگی میکند که توسط پدر مانوئل اداره میشود. یک رسوایی بلانکا و مانوئل را در چشم مطبوعات قرار می دهد و بلانکا را به یک شاهد اصلی پرونده تبدیل می کند و ...
مردم روستایی در کوهستان، خود را یک خانواده بزرگ میدانند و مراقب و حامی هم هستند. اما زمانی که قوانین "احترام" زیر پا گذاشته میشود، جز جنگیدن یا ترک روستا چارهای برایشان نمیماند.
زمستان سال 2020، در جایی در فرانسه. داریو، 27 ساله، پس از مصرف بیرویه الکل، گیج و گنگ در عمارت قدیمی خانوادگی که سالهاست با دو برادرش، مازّیو و رامیرز، در آن زندگی میکند، از خواب بیدار میشود.
سه دوست با چالشهای خانوادگی و مالی روبرو میشوند. تلاش آنها برای کمک به یکدیگر زمانی که یکی از دوستان دو نفر دیگر را فریب میدهد و پولشان را از دست میدهد، با شکست مواجه میشود. آنها باید راه حلی پیدا کنند و دوباره با یکدیگر آشتی کنند.
یک کمدی رمانتیک که روایتگر داستانی است میان یهونگ هو، مردی که در تنهایی به سر بردن تبحر دارد، و هیون جین، ناشری توانمند که از تنهایی بیزار است. این دو در کنار هم کتابی در باب زندگی مجردی مینویسند.
این فیلم برگرفته از یک پرونده قضایی واقعی در تاریخ است و داستان یک روزنامهنگار شجاع را روایت میکند که به دنبال افشاگری رفتار غیراخلاقی یک رهبر محبوب است.
لکسی، وکیلی در شهر کوچکی، با خبر میشود که پسرخواندهاش، لکسی، به شدت پسرفت کرده است. او در حین بررسی این موضوع، متوجه کلاهبرداری گستردهای در یک شرکت بزرگ میشود. لکسی مصمم است که حقایق را افشا کند و شرکت را به پاسخگویی وادار کند.
ایسیار و فرناندو، دو جوان، در حال گذراندن سختترین تجربه زندگی خود هستند: فقدان یکی از والدین. اما این دو، به دلیل زندگی در دورانهای متفاوت، قادر به اشتراک گذاشتن غم و اندوه و راهکارهای مقابله با آن نیستند. فرناندو در سال 1977 در بیلبائو شاهد ربوده شدن پدرش توسط گروه ETA است و ایسیار در سال 2011 در ناوارا با بیماری لاعلاج مادرش روبرو میشود.
رماننویسی که از سوء استفاده نهادها از فرهنگ سیاهپوستان ناراضی است، با نام مستعار کتابی مینویسد که او را به قلب ریاکاری و دیوانگیای میکشاند که ادعا میکند از آن بیزار است....
داستان در مورد جمعی از دوستان است که برای جشن خداحافظی یکی از زوجها دور هم جمع شدهاند، اما در این میان، حسادت به موفقیتهای یکدیگر در بین آنها موج میزند.
داستان فیلم "آبنگ و آدی" در مورد دو برادر یتیم و بدون مدرک هویتی در مالزی است. آبنگ، برادر بزرگتر که ناشنوا است، خود را تسلیم زندگی فقیرانه کرده، اما آدی، برادر کوچکتر، از این وضعیت ناراضی و خشمگین است. یک تصادف ناگوار، تعادل ظریف رابطه این دو برادر را برهم میزند.