همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک دیپلمات جوان مأموریت حمل پول فدیه برای نجات یک دیپلمات ربوده شده در لبنان را بر عهده میگیرد. یک راننده تاکسی محلی نیز به طور تصادفی در این ماموریت درگیر میشود...
آماندا به اجبار، وظیفهی مراقبت خاص از همکلاسی جدید خود، لارس، که مبتلا به سندرم داون است را به عهده میگیرد. این داستان برگرفته از کتاب پرفروش نروژی نوشتهی ایبن آکرلی است.
برندن "پدی" فینوکان، خلبانی ایرلندی در جنگ جهانی دوم بود که در 21 سالگی به جوانترین فرمانده بال در نیروی هوایی سلطنتی تبدیل شد و به عنوان یکی از بزرگترین و مشهورترین خلبانان جنگنده این نیرو شناخته میشد.
دینگ، بانوی کارآفرین، به دلیل توطئه کلاهبرداری به زندان میافتد. او برای حفظ بقای خود با بو متحد میشود تا در زندان با خواهر پو برای رهبری رقابت کند. ناگهان، وان، مجرم سابقهدار، برای بازپسگیری جایگاه خود به این نبرد میپیوندد.
در بحبوحه یک تیراندازی در محل کار، سه زن در دستشویی پناه میگیرند. اما زمانی که در داستان همکار مجروحشان تناقضاتی پیدا میکنند، اعتمادشان به یکدیگر به چالش کشیده میشود.
تومک، فارغالتحصیل بانکداری، به دنبال موفقیت و جلب نظر یار سابق به کلانشهر میرود. اما مشکلات مالی او را به دردسر میاندازد و زندگیاش به آشفتگی کشیده میشود. تومک باید برای رهایی از جنون تلاش کند.
در اواخر دهه 1980، رقصندگان پیلاتوس و موروان با آهنگهای شماره 1 و بردن جایزه گرمی به شهرت رسیدند. این دو خواننده هرگز در آهنگهایشان کلمهای نمیخواندند و حقیقت آشکار شد که آنها یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ موسیقی را رقم زدند.
بولا در جستجوی کار به شهر میرود و در آنجا با اوورا، زنی ثروتمند که شیفته زندگی ساده او شده، آشنا میشود. با این حال، عشق آنها زمانی با چالش مواجه میشود که بولا باید برای نجات روستای خود تلاش کند.
طمع ثروت، در سال ۱۹۱۲، بریتانیاییها را راهی سفری اکتشافی در هیمالیا، در هند تحت استعمار، میکند. اما مردم کومائونی و گاروهوالی با توسل به جنگهای چریکی، پیامدهای هولناک جاهطلبیهای امپراتوری را آشکار میکنند و انتقام خود را میگیرند.
دو غریبه به طور تصادفی در مترو به یکدیگر برخورد میکنند و دوستی غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد. در این فرآیند، هر دو به درک عمیقتری از خود و یکدیگر دست مییابند.
کای، زنی از تایوان، در سفری به کشوری دیگر با فو آنگ آشنا میشود. فو آنگ ناپدید میشود و کای در جستجوی او با شیائوکسین و کارگران چینی در یک آسمانخراش ملاقات میکند. در طول تابستانی گرم، روابط عمیقی بین آنها شکل میگیرد...