همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک مهاجر ناامید برای رسیدن به "رویای آمریکایی" با دختری که از گذشته خود فرار میکند، ازدواج صوریای با یک قاچاقچی مواد مخدر که دوست خانوادگیشان است، انجام میدهد...
بن، یک مدیر سینمای هنری است که با مشکلات عاطفی و هویتی خود دست و پنجه نرم میکند. او با دوستش میکو، یک فعال فرهنگی آسیایی-آمریکایی، اختلاف پیدا میکند و به دنبال رابطهای جدید با زنان سفیدپوست میگردد. اما او به زودی متوجه میشود که عشق و جذابیت چیزهای پیچیدهای هستند که نمیتوان با تعصبات و تصورات خود برخورد کرد...
در یک مدرسه شبانه روزی منزوی در آناتولی، یک دانش آموز کرد به طور ناگهانی بیمار می شود. در حالی که وضعیت او رو به وخامت است، و بزرگسالان مسئول احساس همدردی نمیکنند، تنها کسی که عاجزانه تلاش میکند به او کمک کند بهترین دوست اوست...
تبعید به ناحق، محکومیتی بدون محاکمه، تهمت بی دلیل. داستان "مرد خدا"، چالش ها و مصیبت های قدیسی به نام نکتاریوس اگینا را به تصویر می کشد. او در حین موعظه کلام خدا، نفرت ناعادلانه دشمنان خود را تحمل می کند...
گو ونتونگ ، مردی میانسال که تنها زندگی میکند، در محل کار با عکاس جوانی به نام او یانگ ون هویی آشنا میشود. به طور اتفاقی، گو ونتونگ از محل زندگی پدرش که سالها از او بیخبر بوده، مطلع میشود. او با تشویق او یانگ ون هویی، تصمیم میگیرد با پدرش روبرو شود و رابطه از دست رفتهشان را احیا کند...
زنی که به دلیل گذشته خود از جامعه مورمون ها طرد شده، پس از مطلع شدن از بیماری لاعلاج پدرش، سفری جاده ای به یوتا آغاز میکند تا با گذشته خود روبرو شود...
مرگ مادرش، ریچی براوو را از خانه فرزندخواندهاش در ایتالیا به اتاق خواب نوجوانیش در اتریش بازمیگرداند، جایی که چارلتون هستون هنوز عضله دوسر خود را خم میکند و وینتو هنوز زنده است...
وحشتناکترین اپیدمی که تا بحال مشاهده شده است تمام سئول را در بر گرفته است. مردم در برابر ویروسی که پخش می شود بی دفاع هستند و شمار مبتلایان روز به روز افزایش پیدا می کند…
فریگا، که در تلاش است تا تعادلی بین شغل پرخطر خود به عنوان مدیر امنیتی معدن کییروناوارا و زندگی خانوادگیاش برقرار کند، زمانی که شهرش شروع به فروپاشی در معدن میکند، برای نجات جان خود و عزیزانش به مبارزه میپردازد...
پس از قتل پسر جدا شده خود، خبرنگار ماریسا با دوست باردار پسرش تشکیل یک ائتلاف غیرعادی می دهد تا به دنبال کسانی که مسئول مرگ پسرش هستند، بگردند. با هم، آنها با یک دنیای مواد مخدر و بیامانی در شهر آلبانی روبرو می شوند و رازهای عمیق و تاریک تر را کشف می کنند...