همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
گروهی از سربازان جوان که به تازگی دوره آموزشی خود را به پایان رساندهاند، پس از غرق شدن کشتیشان توسط دشمن، روی یک قایق در وسط اقیانوس سرگردان میشوند و باید برای نجات جان خود با یک کوسه بزرگ سفید گرسنه بجنگند.
وقتی آلما متوجه میشود که شرکت پدرش قصد تخریب زمین بازی را دارد، مصمم میشود که مناطق سبز را نجات دهد. آلما چارهای ندارد جز اینکه با بدترین دشمنانش - گروه اسکیتبازان لونا - متحد شود.
اونگین، جوان ثروتمند و خسته از زندگی اشرافی پایتخت، برای فرار به عمارت عموی بیمار خود در روستا میرود. او با مرگ عمو مواجه میشود اما از ثروت به جا مانده خوشحال میشود. اونگین با انزوا از دیگران، در عمارت زندگی میکند تا اینکه با بازگشت صاحب جدید املاک همسایه، با او و خواهرانش آشنا میشود.
یک مددکار اجتماعی پرانرژی و مشتاق، پنج غریبه عجیب و غریب را گرد هم میآورد تا به آنها در حل مشکلات وجودیشان کمک کند، اما خودش را در موقعیتی میبیند که نمیتواند از پسِ آن بربیاید.
یک رپر مشتاق پس از اینکه لپتاپش دزدیده میشود، در خیابانهای رو به نوسازی تورنتو به دنبال موسیقی مورد علاقهاش میگردد تا آن را به موقع برای رویدادی که میتواند زندگیاش را تغییر دهد، پیدا کند - ملاقات با یک تهیهکننده برنده جایزه گرمی.
به یک معتاد جوان که در خیابانهای لندن زندگی میکند، فرصتی برای رستگاری داده میشود، اما مسیر بهبودی او به زودی به یک سفر عجیب و غریب تبدیل میشود که ممکن است هرگز از آن فرار نکند.
درست قبل از جدایی سودان جنوبی، یک خوانندهٔ سابق اهل شمال که متأهل است، برای جبران قتل مردی از جنوب، همسر آن مرد را که از این ماجرا بیخبر است، به عنوان خدمتکار خود استخدام میکند.
«رویاهای قطار» که بر اساس رمان کوتاه محبوب دنیس جانسون ساخته شده، تصویری تأثیرگذار از رابرت گرینیر، چوببر و کارگر راهآهن است که زندگی عمیق و زیبایی غیرمنتظرهای را در آمریکای بهسرعت در حال تغییر اوایل قرن بیستم سپری میکند.
استاد دانشگاهی خود را در یک بحران شخصی و کاری مییابد؛ چرا که یکی از شاگردان ممتاز او علیه همکارش شکایتی مطرح میکند و در همین حین، راز تاریکی از گذشتهی خود استاد در آستانهی فاش شدن است.
تجربه انسانی، که یک روز پراسترس را به تصویر میکشد. بررسی میکند که چگونه افراد با سرپیچی از محدودیتها، چه ناشی از محدودیتهای خودساخته، چه انتظارات خانوادگی یا فشارهای اجتماعی، به مرزهای خود میرسند.
زندگی یک گوینده جدی اخبار تلویزیون وقتی با طرفدار سرسخت و سختکوش پسرک آشنا میشود، تغییر میکند. همانطور که او داستانهای مثبت تعطیلات را میپذیرد، عشق شکوفا میشود - اما یک فرصت شغلی او را مجبور میکند بین جاهطلبی و عشق یکی را انتخاب کند.
وقتی ونسا نتایج آزمایش دیانای شجرهنامهاش را دریافت میکند، خانوادهای را کشف میکند که از وجودشان بیخبر بوده و برای کریسمس به خانهشان سفر میکند.
هدر دختری اهل نیویورک و نویسندهای پرفروش است که در تلاش است تا بر بنبست نویسندگی غلبه کند و از پرداخت پیشپرداخت برای کتاب بعدیاش اجتناب کند. برنامههای او ناگهان تغییر میکند وقتی که یک مزرعه خانوادگی در مونتانا به ارث میبرد. هدر به همراه دو بهترین دوستش، برای یک ماجراجویی در "یلوستون" به قصد فروش سریع مزرعه، عازم میشوند، اما با ویرانی مزرعه غافلگیر میشوند.
یک پدر مطلقه با اکراه به خاطر فرزندانش به جشن کریسمس همسر سابقش در آتلانتا میپیوندد و به طور غیرمنتظرهای با کسی آشنا میشود که ممکن است به او کمک کند دوباره به عشق ایمان بیاورد.