همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
بن ، دانشجوی دبیرستان ، سرنخ کاغذی را می بیند که به بیابان اطراف شهرش منتهی می شود. او با بهترین دوستان خود که با تاریک شدن همه چیز شکار را با او تجربه می کنند ، همکاری می کند...
داستان یک تاجر و یک مرد خوش شانسی که در طی یک قرار ملاقات ازدواج با یکدیگر ملاقات می کنند اما در نهایت با هم متحد می شوند تا خودشان یک کامیون غذا راه اندازی کنند.
یک آتشنشان چترباز بازنشسته که باید با گذشته خود روبرو شود، چراکه از او خواسته می شود تا موتورسیکلت خود را هزار مایل در سراسر مونتانا با دختر نوجوانش که از او جدا شده است، سوار شود...
پس از از دست دادن مادرش در یک تصادف، یک نوجوان و پدرش از پسر عموی دور خود به خانه شان استقبال می کنند. این بیمار روانی با امید به اینکه خانواده را متعلق به خود کند، نقشه ای فریبنده برای بازسازی جشنی که هرگز تجربه نکرده بود، طراحی می کند...
رومن جونیپر، شوهر و پدر سه فرزند مجبور می شود در روز تولد دخترش به سر کار برود. او قصد دارد به موقع برای جشن تولد دخترش به خانه برگرددهمسر و بچههایش در حال چیدن وسایل تزئینی و غذای خانه هستند به تعجب میکنند که رومن کجاست، مردی با توصیفات رومن به عنوان قربانی در یک تصادف گزارش شده است و خانواده جونیپر بسیار مضطرب هستند و همه آنها به سرعت به سمت بیمارستان حرکت می کنند تا بفهمند کجا و چه اتفاقی برای رومن آنها افتاده است...
بعد از اتفاقات داخل خانه اکنون خانواده ی ابوت باید با اتفاقات وحشتناکی که در جهان بیرون به وقوع می پیوندند مواجه گردد. آن ها مجبور شده اند که به قلب ناشناخته ها سفر کنند و متوجه می شوند که موجوداتی که از طریق صدا صدا شکار می کنند، تنها تهدیدی که بر سرراهشان قرار دارد نیست...
یک کارگردان بنام “چونسو” به اشتباه وارد شهر سوون (یکی از شهرهای کُره جنوبی) می شود. در آنجا او با هنرمندی بنام “یوون هیجانگ” آشنا می شود. آنها با هم به محل کار “یوون” می روند تا نقشی هایش را ببینند و بیشتر با هم آشنا شوند. اواخر شب که هر دو مست کرده اند، “یوون” از او می پرسد که آیا ازدواج کرده است یا نه؟! و اینجاست که “چونسو” مجبور می شود حقیقت را بگوید…
بشریت از قتل های سراسر دنیا، که به نام «قتل های گوشتی» شناخته می شود رنج می برد. یک دانش آموز دبیرستانی به نام ایزومی شینیچی یک انگل دارد که در بیرون بدن او زندگی می کند و جایگزین دست راست اوست و او ممکن است که حقیقت را کشف کند...