همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
راهول که یک خواننده معروف و پر آوازه است ، به دلیل اعتیادش به الکل کم کم شهرتش را از دست می دهد و گوشه گیر می شود ولی بعد از مدتی تصمیم می گیرد تا یک خواننده سطح پایین را به یک ستاره درخشان در دنیای موسیقی تبدیل کند …
برنده 2 جایزه ساعات پربیننده همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
نویسنده مشهور "اف اسکات فیتزجرالد" آخرین ماه های زندگی خود را با منشی جوان، معتمد و تحت الحمایه خود می گذراند. کسی که بعداً خاطراتی از دوران مشترک خود با او کتابی را به رشته تحریر دراورد...
جو با وی آشنا می شود ، از نامزدش جدا می شود، تقاضای تنزل رتبه در شغل خود می کند و زندگی منظم خود را به هرج و مرج تبدیل می کند. وقتی متوجه می شود که همه چیز را خیلی دور کرده است، سعی می کند زندگی خود را دوباره سر و سامان دهد...
زمانی که شیوا، فرزند باهوبالی، درباره ی میراثش می فهمد شروع به یافتن پاسخ برای سوالاتاش میکند، داستان او درباره حوادثی است که در پادشاهی ماهیشماتی اتفاق افتاده است...
"سولوچانو دوبی"، با نام مستعار "سولو"، زن خانه دار طبقه متوسط جامعه است که با خانواده اش در "ویرار" زندگی می کند. سولو زندگی خود را به طور کامل با همسر و پسر 11 ساله اش می گذراند. او آرزو دارد تا یک زن دارای یک شغل باشد، اما از آنجایی که او نمیتواند دبیرستان خود را کامل کند، برای همین به شغل کارمندی فکر نمی کند اما ...
زمانی که زندگی دخترِ یوسف توسط یک باند خلافکار محلی در معرض خطر قرار میگیرد، او دست به هرکاری میزند تا جلوی آنها را بگیرد. در همین حین، گذشتهی دخترش نیز کم کم نمایان می شود…
در سال 1857، یک آسیابان بیکار خانواده خود را به اقامتگاه های بدی منتقل می کند. همسرش برای امرار معاش لباس های دیگران را می شورد. در فوریه 1858، در غار ماسابیل، دختر 14 ساله مبتلا به آسم و بی سواد آنها، برنادت، نوری را می بیند که بعداً...