همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
4 نفر از دوستان آخر هفته به یک سفر تفریحی میروند که ناگهان این سفر سرگرم کننده به یک کابوس تبدیل میشود و آن ها در یک سونا داغ گرفتار میشوند که درجه حرارت آن هر لحظه زیاد میشود…
گروهی در حال فیلم برداری هستند که چند تخم بزرگ می بینند ، یکی از آنها را با خود می برند. روز بعد ماری بسیار بزرگ و وحشتناک به جان آنها می افتد تا تخم را پس بگیرد …
یک رمان نویس به وسیله پید اکردن سرنخ هایی ، درمیابد که چگونه یه خانواده در خانه جدید آنها به قتل رسیده اند. البته این اکتشاف او ، او و خانواده اش را در مسیر مواجهه با موجودات ماورالطبیعه قرار میدهد…
یه روز یکی از مشتریان سو یون در آسانسور میمیره ، و گربه اش رو جا میزاره راز قتل اون زن در آسانسور نامشخص میمونه اما تنها شاهد اون ماجرا گربه اش بوده تا اینکه …
اد و سوزان به نظر مي رسد يک زن و شوهر عادي دوست داشتني ، با اين حال ، آنها دور از آن است. آنها فيلمسازان انفيه هستند و مي خواهند به ساخت اولين ويژگي هاي هميشه سه گانه ؛ سه قرباني ، سه کشته شدند ، همه در …
پنج دوست شنیده اند که در مکانی متروک خانه ای وجود دارد که توسط روحی تسخیر شده است. بنابرین تصمیم می گیرند که در روز هالووین به آن خانه بروند تا ببیند آن حرف ها حقیقت دارد یا نه؟! وقتی آن ها به آن خانه می رسند اتفاقات عجیب و غریبی می افند و بعداً معلوم می شود که تمام آن حرف ها حقیقت داشته و حالا …
دو خوهر ومپایر فرانسوی ، اتفاقا تعطیلاتشان را در یک خانه امن در کنتیکت آمریکا با هم سپری می کنند. یکی از این خواهر ها خوش ذات و دیگری شرور و شیطانی است . خواهر خوب ، با یک فیلمنامه نویس آشنا می شود و عاشق او می شود. نویسنده اسرار می کند که به دنیای ومپایر ها بپیوندد. ولی وقتی خواهر بد پیدا می شود سرنوشت همه آنها تغییر می کند و به سمت نابودی کشیده می شود.
یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارک وی ملاقات کرده بودند، ازدواج میکند. پل پارک وی تهران برای کوهیار هدایت صرفاً بخشی از یک بزرگراه نیست، پلی است به سوی رها روانبخش، پلی که کوهیار فکر می کند با حرکت خلاف جهت روی آن به قصه عشق می رسد، اما نمی داند که سرانجام این قصه لالایی نیست…
یک مرد که توسط بهترین دوست سابق اش به کابین اش دعوت شده است. او می داند که بهترین دوست اش یک معتاد حرفه ای هست و تلاش های او برای بردن دوست اش به مرکز ترک اعتیاد هیچ فایده ای نداشته ، بنابراین او با یک اسلحه اون رو میگیره و دست هاش رو با دستبند می بنده و او رو به لوله ای خونه خرابه که در اون زندگی می کنه میبند و خود تا زمانی که سم از بدن اش بیرون بره پیش دوست اش می مونه. مردم عجیب و غریبی در اون اطراف زندگی می کنند و او هر روز احساس می کنه چیز های عجیب اتفاق می افتد…