همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
وقتی یک قاتل زنجیرهای نقابدار، یک اردوگاه اصلاح و تربیت دخترانه را وحشتزده میکند، نوجوانان مشکلدار باید به روشهای بد گذشتهشان برگردند تا بتوانند از این اردوگاه که به یک اتاق شکنجه تبدیل شده است، فرار کنند.
چیزی در منطقهای دورافتاده از ولز شمالی در حال کشتن دامها بوده و اکنون شروع به حمله به انسانها کرده است. یک نوجوان برای پیدا کردن این هیولا، به عمق حومه شهر و روستا میرود.
دو خواهر پس از استفاده از قدرت خود برای مبارزه با نیروهای تاریکی، زندگی عادی خود را ادامه می دهند. با این حال، کشف اینکه پدر بیولوژیکی آنها ممکن است نمرده باشد، باعث سردرگمی این زوج می شود...
چند مرد به دهکده ای دورافتاده می روند تا به یکی از دوستان خود در طلاقش کمک کنند.اما پس از رسیدن به دهکده متوجه می شوند همه زنان دهکده به ویروسی آلوده شده اند که آنها را تبدیل به موجوداتی مرد خوار کرده است….
پترونل هکسلی، جادوگری که به نام هاگ بلک هو مور نیز شناخته می شود، پس از قرن ها برمی خیزد و خشم خود را بر گروهی از جوانان بی حواس که به خانه او حمله کرده اند خالی می کند ...
خانواده ای که در حومه ی شهر زندگی می کنند ، خانه شان توسط روح های سرگردان تسخیر شده است و آنها باید برای آزاد کردن روح فرزندشان که گرفتار طلسم شده است ، تلاش کنند. اما…
دو برادر و خواهر به یک شهر جدید نقل مکان می کنند تا با گروه اشتباهی پر از خون آشام های تشنه به خون مخلوط شوند. تعامل آنها دختر را به سمت تبدیل شدن به یک نیمه خون آشام سوق می دهد...
یک زن و شوهر جوان و یک محکوم فراری که توسط یک انگل حریص اسپلینتر که قربانیان زنده خود را به میزبانان مرگبار تبدیل می کند، در یک پمپ بنزین مجزا به دام افتاده اند، باید راهی برای همکاری با یکدیگر برای زنده ماندن از این وحشت پیدا کنند...
اسپایکر یک قاتل سریالی با چشم ارغوانی است که قربانیان خود را با میخ های راه آهن می زند و اجساد را زیر ریل قطار دفن می کند. او از یک پناهگاه فرار می کند و به شهر کوچکی که سال ها قبل از آن وحشت زده بود باز می گردد...