همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
دو زن خود را بین مرگ و زندگی در دام یک ماشین تاریک و مرموز می بینند. همانطور که آنها برای فرار جستجو می کنند، باید با لورس ها مبارزه کنند، نژادی از موجودات که مصمم هستند آنها را تا شب زندانی کنند...
پس از اینکه یک جوان برای پوشاندن اشتباه خواهرش در یک مرکز روانی بستری میشود، با دکتری روبرو میشود که بیمارانش را به روانپریشهایی گوشتخوار تبدیل میکند.
یک دانشجوی جوان اخیراً از مهمانخانه قدیمی و خالی از سکنه خود نقل مکان کرده است و از دست پیروان فرقه مانگکوئجیوو که به دنبال انتقام مرگ سری سوکماراهیمی مانگکودجیوو هستند، فرار کرده است...
سامانتا ویلوز، یک دانشجوی سال اول کالج، به نظر می رسد که یک سوسیالیستی بدهد. بدون اینکه سام بداند، با تعهد قبلی انتقام از کسانی که به او ظلم کرده اند، تسخیر شده است.
یک پسر به نام کئیچی مایبارا به یک روستای کوهستانی دورافتاده نقل مکان میکند. او با گروهی از دختران دوست میشود و از زندگی خود در روستا لذت میبرد. با این حال، وقتی شروع به شک کردن میکند که رنا، میون و دیگران که کئیچی به آنها اعتماد دارد، ممکن است در قتلهای پشت سر هم تابستان شرکت داشته باشند، وضعیت اطراف کئیچی به تدریج تغییر میکند...
بعد از اینکه ولاد در جستجوی شغلی جدید شکست خورد، به دهکده رومانیایی خود بازمی گردد تا بفهمد همه چیز مثل قبل نیست. شهر مست به قتل رسیده است و او به نوعی درگیر شده است و کنستانتین تیرسکو عجیب و متورم به نظر می رسد...
پس از فرود اضطراری در نزدیکی یک شهر بیابانی، یک موجود فضایی از یک پیشخدمت محلی کمک میگیرد تا هیولایی را که از لاشهی سفینهاش فرار کرده، دوباره دستگیر کند.
آخر هفته مجردی زمانی که دختران دزدیده میشوند، سرگردان میشوند و مجبور میشوند در یک استراحتگاه متروکه در مکزیک که توسط جنایات غیرقابل وصف گذشته تسخیر شده است، به جای اشتباهی کشیده می شود ...
بدترین کابوس کلانتر یک شهر کوچک زمانی به حقیقت می پیوندد که پسر قاتل او از یک بیمارستان روانی فرار می کند. با آشکار شدن راز تاریک گذشته شیطانی پسر، یک تعقیب و گریز آغاز می شود...
لنا، یک مهاجر جوان لهستانی که به عنوان نظافتچی در یک فرودگاه کار می کند، به خانه خانوادگی یک همکار دعوت می شود، که به سرعت تبدیل به شوم می شود زیرا خانواده قصد دارند او را به فرزندخواندگی بپذیرند.
در پاسادنا، کالیفرنیا در سال ۱۹۶۹، یک زوج جوان مکزیکی با عجله به خانه ی شان سن دنا (فلور ماریا شاهووا) می روند. ۳ روز پیش، پسر این زوج، جواهرات یک گروه دوره گرد و کولی را دزدیده بود. از آن موقع به بعد، آن پسر از دیدن و شنیدن چیزهایی از خارج این زمین شکایت می کرد. سن دنا سعی می کرد تا به آن پسر از طریق جلسات احضار روح کمک کند. اما او و پدر و مادر آن پسر فقط با وحشت می توانستند تماشا کنند چون آن پسر قبل از این که با دست هایی اهریمنی به سوی جهنم کشیده بشود از بالای بالکن به وسیله ی یک نیروی نامرئی پرتاب شد….
در سال 2009، شش دوست به یک کابین منزوی میرسند تا از یک آخر هفته طولانی در برف لذت ببرند. یک طوفان برفی حماسی تعطیلات آنها را قطع می کند، آنها را در کوه به دام می اندازد و ...