همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
گروهی از سارقان برای ثروتمند شدن، تصمیم به سرقت محمولهی قرصهای ضدبارداری از بیمارستان زایمان «فینیشام» میگیرند. آنها با تغییر چهره وارد بیمارستان میشوند، اما نقشه آنها با شکست مواجه میشود...
در آتن دهه 1970، گروهی از سارقان حرفهای قصد سرقت زمرد از خانه یک جمعآورنده جواهرات را دارند، اما بازرس فاسد پلیس یونان، آبل زاخاریا، در تعقیب آنها است...
یک پلیس فاسد لس آنجلس، یک فروشنده سابق مواد مخدر، یک فروشنده مواد مخدر از شانس خود مجبور می شود 100 کیلو ماری جوانای مصادره شده را در یک آخر هفته بفروشد...
داستان در رومانی پس از جنگ جریان دارد ، یک کمونیست که در طول جنگ توسط فاشیست ها شکنجه شده بود، اکنون یک کارآگاه پلیس است و قصد دارد شهر خود را از وجود گانگسترها و بازار سیاه پاک کند...
دو خواهر قلعه خانوادگی خود را به ارث میبرند، که گفته میشود توسط جدشان که زنی موی کلاغی و جامه سرخپوش است و هر صد سال هفت قتل مرتکب میشود، تسخیر شده است.
تصادفاً، معلم مهد کودک آرام، به طرز باورنکردنی شبیه به شرور وحشتناک است که کلاهخود اسکندر کبیر را دزدیده است. و همدستان شرور، غیرمنتظره شبیه به کودکان هستند - آنها نیز به عشق و مراقبت نیاز دارند...
یک یاکوزا که خشم رامناپذیری دارد و به اقتدار احترام نمیگذارد، خود را رهبری بقایای گروهی را که زمانی به آن تعلق داشت، میبیند تا بتواند منطقهای از خود را حفظ کند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین دریافت 1 جایزه دیگر.
با عفو مشروط "داک مک کوی" موافقت شده است.در ازای این لطف کلانتر " بینون" از "مک کوی" می خواهد تا بانک دیگری را سرقت کتد.کلانتر قصد ندارد بعد از سرقت به او اجازه فرار بدهد.اما متوقف کردن "داک" مشکل بزرگی است...
برنده 2 جایزه BAFTA Film Award همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. award
ادی گینلی، کمدین کلوپ شبانه، با الهام از عشقش به رمان های داشیل همت، تبلیغی را در روزنامه به عنوان چشم خصوصی منتشر می کند. پروندهای که او به دست میآورد معلوم میشود که چیدمان عجیبی است و همانطور که او به ته آن میکاود، زندگیاش شروع به از هم پاشیدن میکند...
یک کلانتر مصمم، یک دزد و دوست دخترش را تعقیب می کند و اجازه نمی دهد هیچ چیز مانع دستگیری آنها شود. او از تمام تلاش خود برای یافتن آنها استفاده می کند و حتی از خطرات احتمالی هم نمی ترسد...