همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
تیلور نامزدش را از دست داده است، اما برای اینکه خانوادهاش را ناامید نکند، برای تعطیلات، تست بازیگری برای کسی که نقش نامزدش را بازی کند، برگزار میکند....
وقتی هابیل متوجه میشود که مادرش در حال ازدواج با مردی در زندان است، عصبانی میشود. او با کمک بهترین دوستش هر کاری که لازم باشد برای محافظت از او انجام می دهد. اما ملاقات با ناپدری جدیدش ممکن است دیدگاه جدیدی به او ارائه دهد.
یوشیو مردی است که برای اداره آب شهر کار می کند و با مادرش زندگی می کند. او مرتباً از ملکه اس ام میهو بازدید می کند، اما هنوز نمی تواند ملکه اس ام یوکیکو افسانه ای را فراموش کند...
احساسات نشاط آور گابریل و جولیا توسط یک دانشجوی توطئه گر و سیاست دانشگاهی تهدید می شود. آیا وقتی گابریل با مدیریت دانشگاه مواجه می شود، تسلیم سرنوشت دانته می شود؟...
هنگامی که یک دانشمند دلشکسته برای شروعی مجدد به خانه باز می گردد، برادرش فرد غریبه و خوش تیپی را اجیر می کند تا وی را متقاعد سازد زمین های خود را به فروش برساند...
در این درام عاشقانه برنده جایزه، مرزهای لغزنده بین دوستی و عشق، دو زوج - یک زوج ه.م.ج.ن.س.گ.را و یک زوج د.گ.رج.ن.س.گ.را - را در یک آخر هفته پرهیاهو از بازیهای اغواگرانه، خوشگذرانیهای تمام عیار و افشاگریهای از هم گسیخته، با چالش مواجه میکند.
نویسنده ای برای اولین بار پس از 35 سال به زادگاهش کنیاک برمی گردد تا به ترویج یک کارخانه تقطیر کمک کند. او هم آنجاست تا با خاطرات عشق اولش روبرو شود. مردم و مکان هایی که او برای برانگیختن احساسات بسیاری از گذشته بازمی گردد.
دو جوان ۲۵ ساله که اتفاقی با هم آشنا میشوند، دیوانهوار عاشق یکدیگر میشوند، اما به دلیل یک اتفاق غیرمنتظره از هم جدا میشوند. برای سی سال آینده، آنها به امید یافتن دوباره یکدیگر تلاش میکنند...
بروک یردلیِ دلشکسته، در تولد سی سالگیاش، آرزویش را روی تابلوی آرزوهای نوجوانیاش میکند و آرزوهایش، از جمله راهاندازی کسبوکار و ملاقات با مرد رؤیاهایش، به طرز معجزهآسایی برآورده میشوند.
تجارت پررونق پروانه امیلی این بود که پادشاهان را به یک جشن تولد تحویل می داد که در آن جا او با پدر مجرد، گرت، آشنا می شود. با کمک گرت و دخترش، تجارت امیلی شروع به پرواز می کند...