همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
جین-هونگ، دادستان بیرحمی است که به دنبال دستگیری مردی است که مادرش را به قتل رسانده است. وقتی زن مرده از قبر برمیگردد تا انتقام مرگ خود را بگیرد، او خیلی زود به مظنون اصلی تبدیل میشود.
یک افسر پلیس که از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرد، در حین انجام وظیفه، یک پسر سیاهپوست ناشنوا را به اشتباه میکشد. این اتفاق، زندگیهای بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث خشم و ناآرامی در جامعه میشود...
لیلی و ریچارد به یک جامعه مجلل و فرقه مانند نقل مکان می کنند، جایی که لیلی با تغییری که در شوهرش و در فیزیولوژی خودش مشاهده می کند، ناآرام می شود و ...
هنگامی که کریستن تصمیم می گیرد از کالج استراحت کند و به خانه بازگردد، متوجه می شود که یک غریبه خوش تیپ جیک در اتاق قدیمی او زندگی می کند. مادرش، مویرا، توضیح میدهد که او از جیک دعوت کرد تا به عنوان مستاجر زندگی کند تا در مخارج خانه کمک کند. به زودی، کریستن متوجه می شود که نه تنها جیک و مویرا با هم می خوابند، بلکه جیک گذشته مخفی و خطرناکی دارد...
مرد متاهل، شان، شغل رویایی خود را در بخش تبلیغات به دست میآورد. دستیار جذابش، جن، خودش را "همسر کاری" او معرفی میکند و تلاش میکند تا ازدواجش را نابود کند تا بتواند شان را برای خود داشته باشد.
دختر جوانی که ناخواسته در یک مرکز روانی گرفتار شده است، بایستی تا با بزرگترین ترس خود مقابله کند. اما آیا این ترس واقعیست یا که از توهم وی سرچشمه میگیرد؟
داستان فیلم درباره یک شکارچی منزوی است که دخترش سال ها قبل ربوده شده . پس از به قتل رسیدن یک دختر در جنگل ، او به همراه کلانتر به دنبال قاتلی میوفتند که ممکن است همان دزد دخترش باشید و …
امیلی و ایدن استیونز پس از فرار از یک موقعیت خشن، ناخواسته وارد موقعیت خشن دیگری میشوند. آنها که در جنگل سرگردان شدهاند، وحشتزده و تنها هستند و توسط یک گرگینه شکار میشوند. وقتی در یک خانهٔ نزدیک پناه میگیرند، اوضاع از این هم بدتر میشود. آنها باید با همکاری یکدیگر زنده بمانند، در حالی که خانوادهای از گرگینهها برای شکار و کشتن آنها نزدیک میشوند