همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
بری توماس (جاناتان سیلورمن) به عنوان یک کارمند اداری در یک آزمایشگاه علمی زندگی غیر هیجان انگیزی را سپری می کند، جایی که او عاشق دانشمند جوان جذاب و باهوشی به نام لیزا فردریکز (هلن اسلیتر) شده است. بری زمانی که شاهد قتل لیزا در پارکینگ اداری است، ویران می شود. با این حال، وقتی متوجه می شود که یک تصادف الکتریکی عجیب در آزمایشگاه شرکتش او را در یک "حلقه زمانی" 24 ساعته قرار داده است، سعی می کند لیزا را نجات دهد و به جدول زمانی عادی بازگردد...
بتی پس از اینکه شوهرش او را به خاطر زن دیگری ترک میکند، با خرابکاریهای کودکانه و تهدیدهای کلامی او را آزار میدهد، اما هیچکس پیشبینی نمیکند که با بالا گرفتن بازیها چه اتفاقی میافتد.
گروهی از نوجوانان فراری تصمیم دارند در خیابان های لس آنجلس به زندگی ادامه دهند. مواد مخدر، فاحشگی، خشونت و بی اهمیتی اداری همگی برای این بچه ها خطراتی جدی به حساب می آیند اما آن ها این سبک زندگی مشقت بار را به بازگشت به خانه و خانواده هایشان ترجیح می دهند. هدر در این گروه از سایرین بزرگ تر است و برای این بچه ها نقش مادر و رهبر را دارد...
کارآگاه پلیسی درباره قتل مردی که جنازه اش در یک ماشین لباسشویی پیدا شده است تحقیق می کند.اما او متوجه می شود که در گردابی از فریب و قتل توسطمعشوق آن مرد و دو خواهرش گرفتار شده است...
پس از جدایی در خانه،زوجی کمکی از طرف یکی از پلیسانی که پاسخ تماسشان را داده دریافت می کنند.او به آنها کمک می کند سیستمهای امنیتی را نصب کرده و با زن درباره مشکلاتشان صحبت می کند و...
یک بازرس پلیس جوان به زوریخ فرستاده می شود تا یک مرد مهم را زیر نظر داشته باشد. با این حال، زمانی که به نظر می رسد بازرس جوان چیزها و افراد را با هم گره می زند ، اوضاع پیچیده می شود...
وقتی برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش لغو می شود، یک ناهماهنگی هذیانی به خودکشی تبدیل می شود. یک مامور به او قول می دهد که اگر افراد خاصی را بکشد، از او ستاره تلویزیون بسازد، بنابراین او تبدیل به "قاتل ماسک کودک" می شود...