همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
به نظر می رسد یک روانشناس برجسته لندنی جان خود را از دست داده و باعث ناباوری حیرت انگیزی در بین همکاران و بیمارانش شده است. دختر نوجوان او نمیپذیرد که این خودکشی بوده باشد ، زیرا این کار خلاف تمام اصولی است که پدرش از آن دفاع میکرد...
لوسی هاربین پس از کشتن شوهرش و معشوقه اش، 20 سال را در بیمارستان روانی سپری می کند. پس از آزادی، او با دخترش کارول زندگی می کند که در کودکی شاهد قتل ها بود...
"ایزابل" مدلی جوان توسط مرد اسرارآمیز نقابداری به قتل می رسد. وقتی دوست پسرش به قتل مشکوک می شود، دفتر خاطرات او که حاوی مدارکی است که او را به قاتل مرتبط می کند ناپدید می شود و قاتل شروع به از بین بردن همه مدلها می کند تا دفترچه را پیدا کند...
جانت یک دانش آموز جوان در یک مدرسه خصوصی است. شبهای او با رویاهای وحشتناکی که مادرش را میبیند که در واقع در یک دیوانخانه محبوس شده است، او را تعقیب میکند. جانت که به دلیل کابوس های مداومش اخراج شده است، به خانه فرستاده می شود، جایی که کابوس ها ادامه دارد...
قاتلی که فقط به افرادی ضربه می زند که مستحق آن هستند، فریب خورده تا یک مرد بی گناه را بکشد. او سپس به دنبال انتقام از افرادی است که او را به کار گرفته اند...
"مارک" قماربازی متقلب پس از رابطه با همسر رئیس مافیا در نیویورک برای نجات جانش پا به فرار می گذارد.او در پناهگاه مردم فقیر مخفی شده و با "باربارا" زنی ثروتمند آشنا می شود."باربارا" او را به عنوان راننده خود استخدام می کند.در عمارت "ملیندا" برادرزاده "باربارا" به او علاقه مند می شود و...
کنت دراگو درب قلعه اش را بروی مردم باز میکند تا باعث سرگرمی و تفریح شود ولی آنچه مردم نمیدانند این است که کنت در قلعه اش مومیائی هایی از انسان ها و حیوانات دارد...
طنز جاسوسی در دوران جنگ سرد. پس از مرگ یک سازنده تسلیحات، گروهی بینالمللی از جاسوسان برای به دست آوردن پتنتهای نظامی ارزشمندی که توسط بیوه دوستداشتنی به ارث رسیده است، وارد نبردی پرمخاطره میشوند...
یک خفه کننده در یک املاک بریتانیا آزاد است، و او نه تنها قربانیان خود را خفه می کند، بلکه قبل از اینکه سر قربانیان را جدا می کند و علامت "M" را روی پیشانی آنها می زند...