همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک فرد شرور به دنبال یک نقاشی ارزشمند از فان دیک که اخیرا از گالری پاریس دزدیده شده، سوار قطار سریع السیر رم می شود. اما از بد ماجرا می فهمد که قطار پر از مسافران شیک پوش و طبقه بالای جامعه است؛ از جمله آنها دو عاشق غیرمشروع، یک گلفباز متعصب بسیار سمج، یک رییس پلیس فرانسوی و یک ستاره فیلم های صامت آمریکایی. هر کدام از آنها می تواند آن نقاشی ای را که او اشتیاق به یافتنش دارد، همراه خود داشته باشد...
جان دروری وارد شهر میشود و پس از نجات جان یک اسب، مورد استقبال مردم قرار گرفته و از او به عنوان یک قهرمان یاد میشود. مردم از او میخواهند که در مبارزه با شخص مرموزی به نام «هاوک» که سالهاست آنها را با سرقت، آتشسوزی و قتل آزار میدهد، رهبریشان کند.
"دن هاردستی" قاتلی فراری توسط کارآگاه "استیو بورک" در هنگ کنگ دستگیر شده و به سانفرانسیسکو منتقل می شود.بر روی کشتی "دن" عاشق زنی بیمار به نام "جون" می شود."جون" نمی داند مقصد نهایی "دن" زندان سن کوئنتین است.هر دوی آنها می دانند زمان کمی دارند به همین دلیل با هم برای دیدار در کلوپی مکزیکی قرار می گذارند و...
دو دختر جوان از اینکه تمام جزیره Coney را جوانان بومی گرفته اند خسته شده اند. بک روز دو مرد انگلیسی را ملاقات میکنند که به آن ها پیشنهاد میدهند برای خرید، لباس روزی با هم در این جزیره قرار بگذارند…
جورج با یکی از قربانیان یک حادثه اشتباه گرفته شده و به بیمارستان فرستاده می شود. او تحت یک عمل جراحی غیر ضروری قرار گرفته و بعد از آن با پرستار گریس آشنا می شود. گریس به جراحت هایی که تا کنون به او وارد شده است، جراحت روانی را نیز اضافه می کند...
یک روزنامه نگار مست توسط وارثی که عشقش او را از خواب بیدار می کند و او را به نوشتن یک نمایشنامه تشویق می کند ، از شر الکل خود نجات می یابد ، اما او دوباره به دیپسومانیا می رود...
دنی، پلیس، عاشق هلن، پیشخدمت می شود. خواهر هلن، کیت، عاشق دوک، گانگستری است که در حال فرار است. حالا، دنی باید دوک را به هر قیمتی پیدا کند، حتی به قیمت از دست دادن عشقش ...