همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان درباره چهار دوست است که سفری پرماجرا به مانالی در دامنه کوه های هیمالیا می روند. “بانی” با رفیق اش “آوی” و “آدیتی” در ایستگاه قطار منتظر قطاری به مقصد مانالی هستند که با “ناینا” آشنا می شوند…
مردی که در سیرک کار می کرده و به خوبی تعلیم دیده است، سعی دارد برای گرفتن انتقام مرگ پدرش، به یک بانک فاسد در شیکاگو دستبرد بزند. دو مامور پلیس از بمبئی برای رسیدگی به این پرونده انتخاب می شوند و …
همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.
یک کشتی گیر شورشی و قدرتمند "کیخا" با ظلم وحشیانه ای مبارزه می کند و به سمبل امید برای افراد ضعیف تبدیل می شود. آیا او در رینگ یا در مقابل سیاستمداران قدرتمند پیروز خواهد شد ...
در طول جنگ سرد، سازمانی معروف به "میهن پرست" یک تیم متشکل از 4 ابرقهرمان را خلق میکند. این تیم سالها هویت خود را مخفی میکردند، اما زمانی که شرایط بسیار بحرانی میشود، مجبور میشوند خود را نشان دهند...
مردی به سال 2013 می آید تا دنیای زیررمینی تبهکاران را احیا کند.او با دانشی که از مطالعه اشتباهات روسای پیشین تبهکاران بدست آورده، سازمانی تاسیس می کند که در ظاهر قانونی فعالیت می کند اما...
دو دختر، "کاترین" و "آیشواریا" با یکدیگر در یک پرواز به سمت حیدرآباد آشنا می شوند ، آن ها با هم در رابطه با دوسـت پسرهایشان صحبت می کنند تا اینکه کاترین از حرف های "آیشواریا" شوکه می شود چرا که او ...