همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
زنی جوان در آستانه معاملهای برای فروش کارخانه شرابسازی خانوادگی خود با یک نماینده فروش قرار میگیرد. در این میان، مستأجر مرموز خانه او با نوشتن روی تخته سیاه، به او نصیحتهایی میکند...
داستان «تجارت» دربارهی آشنایی و رابطهی غیرمنتظرهی یک کلاهبردار خیابانی و یک وکیل درستکار است که در این رابطه، چهرهی واقعی هر دوی آنها آشکار میشود.
جوریس و یاد در خانه مادربزرگ جوریس با هم آشنا شده و عاشق یکدیگر میشوند. اما این عشق به دلیل اختلافاتی که با مادرانشان دارند، با مشکلات زیادی روبرو میشود.
یک پناهجوی ۱۴ ساله اتیوپیایی در سوئیس، در دوران انتظار برای پناهندگی، عاشق پناهجویی ۲۶ ساله به نام کبیر میشود. این رابطه مخفیانه با ناپدید شدن کبیر به پایان میرسد.
دختری که در حال تحویل پیتزا است، در آخرین توقف شبانهاش به دام میافتد و با گروهی از کمپینگکنندگان مواجه میشود که در حال تجربه یک کابوس ترسناک هستند...
لیانگ شی می (جک نئو) بالاخره برگشت! لیانگ شی می پس از بازنشستگی، وقت خود را صرف مراقبت از دو نوه مطیع خود می کند. با این حال، لیانگ ژی می هنوز هم به لطف غیبت بهترین دوستش گوانگ دونگ پو (وانگ لی) زندگی رنگارنگی دارد...
چارلی هشتپا، به طور ناگهانی و ناخواسته وارد یک مسابقه استعدادیابی میشود. او پس از کسب شهرت و ثروت، متوجه میشود که ارزش این چیزها بیش از آنچه به نظر میرسد، اغراق شده است (و فاقد اهمیت واقعی هستند).
در طول هفته، آنها حرفهایهای پوشیده از لباس رسمی هستند. اما هر هفته بامداد جمعه، آنها به قهرمانانی در لباسهای لایکرا تبدیل میشوند و گروهی به همراه هم سفر میکنند...
"گمشده در دریا" بیننده را به سفری حماسی در قلمرو اقیانوسی ماهی قزل آلا اقیانوس اطلس می برد - در تلاشی برای کشف راز این که چرا آنها به عنوان یک گونه در حال مرگ در دریا هستند...
دنیس به کلبه زمستانی رایموند، تاجر ثروتمند اتریشی، میرود. شارلوت، نوه رایموند، او را با پرستار جدید اشتباه میگیرد. دنیس برای فرار از دستگیری، خود را به جای پرستار جا میزند.
"چیپ گاتچل"، یک مهندس IT متاهل و بی حوصله، پس از اینکه درگیر اعتیاد می شود و زندگی اش از هم می پاشد تصمیم به ترک و بازگشت به زندگی گذشته اش می گیرد اما حالا با اتهامی مواجه شده که هیچ راه دفاعی ندارد، زیرا او مسئول یک کودک گمشده می شود ...