همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
بعد از مرگ همسرش، خانم هاتا در مزرعه خیارش به کمک نیاز دارد. مادر رینکو از او میخواهد تابستان را برای کمک به خانم هاتا، دوست همیشگیاش بگذراند. اما رینکو 12 ساله روش های سنتی ژاپنی خانم هاتا را عقب مانده و "دیوانه" می داند. وقتی او به درخواست مادرش تسلیم می شود، متوجه می شود که خانم هاتا مهربان و شجاع است و برای نجات مزرعه خود می جنگد. قبل از پایان تابستان، رینکو به قدردانی و دفاع از خانم هاتا "دیوانه" می آید.
نیا یک کپی نویس موفق در آژانس تبلیغاتی است، و زندگی سفیدپوستی یوپی دارد (اگرچه مادرش سیاه پوست است). زمانی که به او دستور داده شد یک برند جدید آبجو را برای بچههای سیاهپوست شهری بفرستد، آژانس را ترک میکند و به جستجوی هویت نژادی خود میرود...
مردی پس از بازگشت از سفر متوجه ازدواج خواهرش میشود. در پی آن، زنانی در آن منطقه به قتل میرسند و راز این قتلها به نوعی به این مرد و خواهرش مربوط میشود.
چیک به دلیل علاقه مشترک به نویسنده ژان سول پارتر که به تدریج رابطه آنها را از بین برد، عاشق آلیز شد. اندکی بعد، کالین، نیز عاشق دختر جوانی به نام کلویی می شود، اما پس از ازدواج آنها به زودی از یک بیماری عجیب رنج می برد: یک نیلوفر آبی در ریه های او رشد می کند...
پس از اینکه شالینی مادرش را از مسموم کردن همه افراد خانه منصرف میکند، شغلی پیدا میکند و به خانوادهاش غذا میدهد. با این حال، زمانی که معشوق سابق او به ماهیت اشتغال او پی می برد، همه چیز را تغییر می دهد...
زندگی ساموئل به هم ریخته . دوستش او را ترک کرده و او بیکار شده است. پس از رسیدن به سنگینی، تصمیم میگیرد خودکشی کند. در حالی که سعی در خودکشی دارد، جان همسایهاش چارلین را نجات میدهد. در تلاش برای شاد کردن او، به او میگوید که از بهشت فرستاده شده تا دوباره خوشبخت شود...
یک کنترلکننده ترافیک هوایی به نام کلودیا کریستین، با یکی از سختترین چالشهای حرفهای خود روبهرو میشود. او باید هواپیمایی آسیبدیده را به سلامت فرود آورد، در حالی که نمیداند همسرش یکی از مسافران آن هواپیماست.
یک خواننده ایتالیایی-آمریکایی به محض ورود به فرودگاه متهم به طفره رفتن از نیروی دریایی می شود و به خدمت سربازی می رود. او به زودی داستان عاشقانه ای را با دختر فرمانده خود آغاز می کند...