همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک رئیس زندان سادیسمی ، ناامیدی جنسی خود را از زنان زندانی خود ابراز می کند. در حالی که یک پزشک دلسوز تلاش می کند فضای وحشیانه زندان را بهبود بخشد،دو زندانی همه چیز را به دست خود می گیرند...
وقتی "جان استوارت" به دوست دختر "ویک کمپبل" پنااه می دهد، "ویک" از او روی برمی گرداند.او برادر "استوارت" را به قتل رسانده و چند تبهکار را استخدام می کند تا او را آزار دهند...
لری مدن بعد از گذشت چندین سال به لیتل ریور برمیگردد. او هنوز هم مصمم است که انتقام شلاق تحقیرآمیزی را که از تاکر اُردوِی، گاودار ثروتمند، خورده بود، بگیرد.
گریر گارسون نقش یک پزشک زن را بازی می کند که قصد دارد تکنیک های مدرن پزشکی را در سال 1880 به سانتافه قدیمی معرفی کند، اما با مخالفت یک پزشک سرشناس مواجه می شود...
یک افسر بریتانیایی برای فرار از جنگ، از ارتش استعفا میدهد و به بزدلی متهم میشود. او تلاش میکند تا با انجام کارهای شجاعانه، بیگناهی خود را ثابت کند. این فیلم، بازسازی یک فیلم قدیمی است.
گامباردلا با دون فردیناندو قرارداد موسیقی امضا می کند. با این حال، او پس از اینکه عاشق کارولینا، خواهرزاده دان می شود، در حرفه خود با مشکلاتی روبرو می شود...
یک نویسنده جنایی و همسرش برای استراحت به کلبه ای در حومه شهر می روند. خانم "تولیپ" به صورت غیر منتظره پیش آنها می آید و به آنها می گوید که برای شب نیاز به یک پناهگاه دارد. اما صبح یک جسد مرده در خانه وجود دارد ...
در کانزاس، از ترس جنگ دیگر هند، کلانتر بت مسترسون، مارشال وایات ارپ و داک هالیدی به نیروهای خود می پیوندند تا تنش ها را بر سر زمین های چرای بین هندی ها و گاوداران حریص از بین ببرند...
پابلیتو، پسری ده ساله، پسر مربی بیرحمی است که برای آموزش اسب ژنرال مکزیکی برای پرش در مسابقه بزرگ استخدام شده است. روشهای خشن مربی، اسب را از پرش متنفر میکند و ژنرال دستور مرگ حیوان را صادر میکند. پابلیتو با اسب فرار میکند و زندگی پنهانی را آغاز میکند. او در سفر خود در سراسر مکزیک با چندین فراری و یک کشیش که سعی میکند به او کمک کند، ملاقات میکند.