همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک زوج جوان و تحصیلکرده که عازم سفری به خارج از کشور هستند پس از سالها، مشاور خانوادهی خود را بطور اتفاقی در فرودگاه ملاقات میکنند و در مدت زمانی که منتظر پرواز خود هستند، اتفاقات سالهایی از زندگی خود را در مدتی که مشاور آنها در خارج از کشور به سر میبرد، مرور میکنند...
زندگی عباس از طریق رانندگی در کنار همسر و مادری که دچار بیماری فراموشی است به خوبی سپری میشود تا اینکه با بیماری همسرش ورق زندگی برمیگردد و تلاش اون برای درمان همسر بیمارش و …
بر اثر حادثه ای خونه آقای مجری منفجر شده است و حالا کلاه قرمزی و پسر خاله و پسر عمه زا آواره کوچه و خیابان شده اند و به سختی زندگی می کنند کلاه قرمزی که آرزو دارد خوشبخت شود، یک روز یه بچه قنداقی گم شده را پیدا می کند، او باید مادر بچه را پیدا کند…
دو روزنامه نگاری که برای مجلات ورزشی درباره ورزش کریکت مطلب می نویسند عازم یک سفر می شوند تا یک بازی کریکت مهم را از نزدیک تماشا کنند و ناگهانی متوجه یکی از بزرگترین رسوایی های دنیای ورزش می شوند. این مستند داستان کلی این اتفاق را شرح می دهد ….
انسی و ذبیح در حاشیهٔ شهر و در خانهای اجارهای زندگی میکنند. انسی از زنی سالخورده پرستاری میکند و ذبیح در شمال شهر کارگر ساختمانی است. آنها آرزو دارند بچهدار شوند. انارهای نارس” راوی یک قصه اجتماعی است و مشکلات و معضلاتی را که طبقه کارگر با آن دست و پنجه نرم میکنند را به تصویر میکشد…
مریم و رضا با آدمهای دیگر فرق دارند، آن هم نه یک فرق ساده، بلکه بسیار بزرگ و آنها باید تلاش کنند تا به دیگران ثابت کنند این تفاوت بزرگ را با معجزه عشق حل کرده اند...
«آنا» (بونر) در نخستین وعده ی ملاقاتش با «دکتر مونیه ی» روان کاو (دوشوسوی)، به خطا وارد دفتر «ویلیام فابر» (لوشینی) وکیل مالیاتی می شود و او را به جای دکترش می گیرد و رازهایی را بر او فاش می کند. حتی وقتی «آنا» به اشتباهش پی می برد باز نزد «فابر» تنها و وسواسی بر می گردد، چون تشخیص داده که او شنونده ی خوبی است…