فینِ ۱۷ ساله پس از رهایی از اسارت با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند. در همین حال، خواهرش در رویاها از طریق "تلفن سیاه" تماسهایی دریافت کرده و رؤیاهای نگرانکنندهای از مورد تعقیب قرار گرفتن سه پسر در اردوگاه زمستانی "دریاچه آلپاین" میبیند.
زندگی لیندا رو به نابودی است، اما او میکوشد تا با مسائلی چون بیماری اسرارآمیز فرزندش، غیبت شوهر، یک فرد گمشده و رابطهی روزبهروز خصمانهاش با رواندرمانگر کنار بیاید و این شرایط را مدیریت کند.
وقتی نویسندهای به اسم روهان (Rohan Kishibe) برای تعطیلات به ونیز رفته بود، یه نفر اشتباه فکر میکنه که اون کشیشه و یه اعتراف وحشتناک درباره یه جنایت بهش میکنه.
تعطیلات یک زوج در یک عمارت دورافتاده، زمانی به هم میریزد که مجبور میشوند آن خانه بزرگ را با یک زوج مرموز شریک شوند. یک فرار رویایی، به یک هزارتوی کابوسوار از رابطه، دروغ و فریبکاری تبدیل میشود و نبردی برای بقا را آغاز میکند.
امبر، مادری جوان است که پس از ناپدید شدن مرموز همسرش، مجبور به کار در یک معدن شن میشود. اما آنچه او با آن روبرو است، فقط سختی زندگی نیست، بلکه وحشتهای ناملموسی است که زخمها و آسیبهای روانی قدیمی را بیدار میکند.
استاد دانشگاهی که مرگ مشکوک مادرش او را آزار میدهد، از باغبان مرموز خود برای اجرای یک انتقام خونین کمک میگیرد.
یک دانشمند نابغه اما متکبر، در پی یک آزمایش هولناک، موجودی را خلق میکند که زنده شود. در نهایت، این اقدام منجر به تباهی هم خودِ خالق و هم آن مخلوق تراژیک میشود.
پارکر، سارقی ماهر و حرفهای، فرصتی برای انجام یک سرقت بزرگ پیدا میکند، اما برای عملی کردن این نقشه، او و تیمش باید از یک دیکتاتور آمریکای جنوبی، مافیای نیویورک و ثروتمندترین مرد جهان پیشی بگیرند و بر آنها غلبه کنند.
یک تصادف هولناک و سمی، وینستون، نظافتچیای که بیماری لاعلاج داشت را به یک تکامل جدید از قهرمان تبدیل میکند: انتقامجوی سمی. او حالا که یک طی نورانی و قدرت فوق بشری در دست دارد، باید برای نجات پسرش و متوقف کردن یک حاکم ستمگر و قدرتطلب که مصمم است از ابرقدرتهای سمی برای تقویت امپراتوری آلوده خود استفاده کند، با زمان مسابقه دهد.
مَنتیس، یک آدمکش ماهر (آس)، پس از یک وقفه دوباره به صنعت قاتلین قراردادی برمیگردد و با دوست کارآموز خود، جهیی، و یک قاتل افسانهای بازنشسته به نام دوکگو، که اکنون سازمان را اداره میکند، روبرو میشود.