همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Charles Smith
نام اصلی : Charles Smith
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : September 13, 1920 در Flint, Michigan, USA
مرگ : December 26, 1988 (age 68) در Burbank, California, USA
در شهر سادنلی ، سه خلافکار خانواده بنسون را در خانهی خود، در بالای تپهای نزدیک ایستگاه راهآهن، گروگان میگیرند تا رئیسجمهور ایالات متحده را ترور کنند...
"کری" با آرزوهای بزرگ سوار قطار شیکاگو می شود.او کاری به عنوان تعمیرکار کفش پیدا کرده و همسر خواهرش تمام هزینه های او را پرداخت می کند.سپس او یکی از انگشتانش را زخمی کرده و اخراج می شود."چرالی دورت" فروشنده ای که در قطار با او آشنا شده به نجاتش می آید و...
"استنلی بنکس" پدر مغرور "کی" روز ازدواج او را به یاد می آورد.آن روز با اعلام نامزدی او شروع شد و مشکلات و غافلگیریهای این ازدواج در فیلم به تصویر کشیده می شود...
یک زن جوان در خانه ی یک مرد جوان بی گناه، بی هوش می شود. این اتفاق باعث می شود این مرد در دردسر بزرگی بیفتد. او فکر می کند که این زن مرده است و تصمیم می گیرد قبل از این که همسرش یا هر فرد دیگری از وجود او آگاه شود، از شر جسد او خلاص شود...
"سوزان اپلگیت" که در نیویورک کار می کند قصد دارد به خانه خود در آیوا بازگردد اما نمی تواند هزینه قطار را بپردازد به همین دلیل خود را شکل یک کودک در می آورد تا نصف هزینه را بپردازد.او در راه با "فیلیپ کربی" افسر ارتش آشنا می شود و...
“برایان مک لین” خلبان شارلاتان یک هواپیما شخصی است. او به دیگر خلبان ها پیشنهادی میدهد که می تواند پول زیادی برای آنها به دست آورد، اما او با نامزد یکی از دوستانش به نام “جانی” ازدواج می کند. بعد از شنیدن سخنرانی مشهور “چرچیل” با عنوان “خون، عرق و اشک”، او و دیگر خلبان ها تصمیم می گیرند تا برای مقابله با آلمان نازی به نیروی هوایی بپیوندند، “جانی” یکی از فرماندهان نیروی هوایی است و…
« آلفرد كراليك » ( استوارت ) كه در يك مغازهى فروش كالاهاى چرمى در بوداپست كار مىكند ، با دختر رؤياهايش كه هرگز او را ملاقات نكرده است ، مكاتبات لطيف و شاعرانهاى دارد ، غافل از آن كه اين دختر ، « كلارانوواك » ( سولاون ) كارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است...