همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک صلحطلب پس از کشته شدن همسر باردارش توسط شبهنظامیان ، برای مبارزه به عنوان یک تکتیرانداز در دونباس، اوکراین، استخدام میشود و قول انتقام گرفتن از همسر و همرزمانش را میدهد...
گروه «ترینیتی» متشکل از سه خواننده جوان و توانمند ایرلندی، امت اوهانلون، کانر مورفی و رونان اسکالارد، شب دلانگیزی از موسیقی ایرلندی را با اجرای تنظیمهای تازهای از آهنگهای محبوب، از جمله "Red Is the Rose" و "Danny Boy"، ارائه میدهند.
شرکای زن مردانی که رئیس جمهور ولادیمیر پوتین را در راس کار قرار داده اند، با فاش کردن رازهای ماندن زیر سایه او و بهایی که برخی برای سخن گفتن پرداخته اند، همه چیز را به خطر می اندازند...
هنگامی که شهردار هومدینگر گربه رباتی خود میو-میو را به یک موجود فلزی عظیمالجثه و خطرناک تبدیل میکند که فلز میخورد، گشت سگها برای متوقف کردن این موجود از گربهها کمک میگیرند.
یکی از بهترین کامبک های تمام دوران. کایل بوش زمانی با محدودیتهای فیزیکی خود مواجه میشود که در سال 2015 به یک شکست حرفهای پایان میدهد و راهی برای بازگشت به اولین دوره از مسابقات قهرمانی سری جامها پیدا میکند..
بدون رحم، بدون پشیمانی بینندگان را به زمستان 1993 برمی گرداند، با سفری به دنیای عمیقاً نگران کننده پل چارلز دنیر، جوان 21 ساله ای که در حال حاضر در حال گذراندن سه حبس ابد برای قتل های فرانکستون است...
کمدین پل ویرزی روی صحنه می رود تا در مورد دویدن بی دست و پا در داروخانه ها، وسواس او با نمایش های جنایی و اینکه چرا همسرش اهداف تناسب اندام او را خراب کرده است، صحبت کند...
پس از مدتی حضور در بازی دوستیابی، کمدین برونا لوئیز بر هنر روابط وحشتناک تسلط یافت و با تبدیل آنها به جوک های خنده دار تجربه خود را در این استند اپ به اشتراک گذاشت ...
آزادی آخرین اثر جورج مایکل است. جورج زمانی که به ما اجازه میدهد به خاطرات، افکار، فیلمهای دیده نشده و عکسهایی که قبلاً ندیدهاند، دسترسی پیدا کنیم، به دورهای در حال تغییر زندگی خود فکر میکند...
گروه برجسته ای از هنرمندان در سالن کنسرت مرکز کندی گرد هم می آیند تا به جان استوارت، دریافت کننده بیست و سومین جایزه سالانه مارک تواین برای طنز آمریکایی، ادای احترام کنند...
این مستند جن زده ترین خانه در ایالات متحده آمریکا و مبارزه آلیس و تیم کاری ماوراء الطبیعه اش را دنبال می کند تا بتواند به خانه بازگردد. چه کسی یا چه چیزی خانه آلیس را تسخیر کرده؟..
فرانکی گونزالس-ولف در حالی که برای شورای شهر در سن آنتونیو، تگزاس نامزد می شود و تلاش می کند اولین مقام منتخب در تگزاس باشد، به یک سفر شخصی می رود و ...
سورا کوروماتانی، ضعیف اما بسیار احساساتی وارد دبیرستان کوزوریو می شود با این امید که آرزوی مادرش برای برنده شدن در مسابقات مدرسه را برآورده کند. ولی، در باشگاه بسکتبال، که به خاطر تخلف جریمه شده، هر کاری غیر از بسکتبال بازی کردن انجام می شود! اعضای باشگاه، موموهارو هانازونو، یک بلاک کننده ماهر که می تواند پاورجامپ کند اما در شوت زنی افتضاح است، و برادر دوقلویش چیاکی، یک گارد راس با استعداد، نیز علاقه شان به ورزش را از دست داده اند. با فقط یک بازی پر از آدرنالین و هیجان، و عشق سورا به بازی، جوانان باز هم به بسکتبال علاقه مند می شوند.
در شهر لیندورم جاییکه هیولاها و انسانها باهم زندگی میکنند ، دکتر گلن یک کلینیک پزشکی فوق العاده رو که مختص دختران هیولایی هست به همراه دستیار ساحره اش ، سپفی اداره میکند. دکتر گلن کار خودش رو به خوبی و با اطمینان انجام میدهد حالا چه این کار دریافت یک پیشنهاد ازدواج توسط یک قنطورس زخمی شده در جنگ باشد یا معاینه کردن زخم یک پری دریایی و یا بخیه زدن زخم های حساس یه گولم گوشتی .اما وقتیکه یک شخصیت ناخوشایند به دنبال دزدیدن تخم یک هارپی است دکتر گلن خونسرد و صبور چه واکنشی نشان خواهد داد؟
کيکِرز (Kickers) اول از هر چيز يک تيم فوتبال است و با وجود اينکه فقط يک تيم مدرسه ايست ، موفقيت چشم گيري نداشته . گرِگور (دايچي کاکِرو) در حالي وارد ميشود که تيم به تازگي يک شکست جانانه را تجربه کرده . با اين وجود ، به کمک گرِگور اوضاع شروع به تغيير ميکند و اين مساله برايشان انگيزه اي ميشود تا تصوير هميشه بازنده تيمشان را عوض کنند . قوي ترين حريفي که انها پيش رو دارند ، دويلز (Devils) است ، که از ابتداي کار گرِگور سعي به برانگيختن اعضا در مقابلشان دارد . هرچند ، همه ي داستان فوتبال نيست . هر وقت که طرفداران دخترِ تيم دست از سر کاپيتانِ تيم ، ماريو (هونگو ماسارو) ، برميدارند ، اعضا معمولا اوقات خود را باهم ميگذرانند و سر خود را به کاري گرم ميکنند .
شاه ” جینپ یه اون” پسری نداشت تا تاج و تختش را به او واگذار کند. بنابراین بزرگترین دخترش ، شاهزاده ” دوک مان” را جانشین قرار داد. ماجرا درباره ی زندگی شاهزاده ” دوک مان” پیش میرود که بعدا به به ملکه سه اون دوک ، اولین ملکه ی “شیلا” مشهور میشود.
رویای سوما یوکیهیرا آن بود که به عنوان یک آشپز تماموقت در رستوران پدرش مشغول به کار شود و از مهارتهای آشپزی پدرش پیشی بگیرد. اما درست زمانی که سوما تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساند، پدرش، جوئیچیرو یوکیهیرا، رستوران را تعطیل کرد تا به سفر بپردازد و در سراسر جهان به آشپزی مشغول شود. اگرچه سوما از این اتفاق بسیار ناراحت شد، اما روحیهی مبارزهجویانهی او با چالشی که پدرش به او پیشنهاد داد، دوباره شعلهور شد: زنده ماندن در یک مدرسهی آشپزی بسیار سخت که تنها ده درصد از دانشآموزان آن میتوانستند فارغالتحصیل شوند. آیا سوما قادر خواهد بود تا در این مدرسهی سخت دوام بیاورد؟
سریال "Criminal: United Kingdom" تمرکزش بر درگیری شدید روانی بین کارآگاهان و مظنونان است. هر 12 داستان در چهار کشور مختلف تشکیل شده و هر یک، در یک مجموعه مصاحبه پلیس اتفاق می افتد.
زمانی که ناظر از (استیو کوگان) می خواهد تا به بهترین رستورانهای کشور سفر کند، او تصور می کند این بهترین آغاز با نامزدش است ، اما وقتی او ترکش می کند، (استیو) جز بهترین دوستش "راب برایدون" کسی را برای همراهی پیدا نمی کند و...
داستان دربارهی پسری به نام هیدا کیزونا می باشد که به درخواست خواهرش به آکادمی دفاعی Ataraxia میرود، در آنجا با دختری به نام شیدوریگافوچی آینه روبهرو میشود که صاحب زره جادویی Zerosu بوده. ناگهان، “آینه” لباسهایش را جلوی هیدا درمیآورد و به او میگوید “نگاه نکن منحرف!” و هیدا پاسخ میدهد که “من منحرفم یا تو؟!”. در این لحظه، ماموریتی از سمت خواهرش به هیدا میرسد. او باید…
دایگو به عنوان پسر گورو به دنیا اومد ، پدری که خیلی عالیه. “دایگو” چه مسیری رو پیش خواهد گرفت؟ ، چه کسی انتظارات بزرگی که در بیس بال وجود داره رو به عهده میگیره؟
عارف و زکریا دو رقیب کبابی در یک کوچه هستن.با اومدن دو ایتالیایی به نام های زولا و چاوی به محله ،زندگی عارف و زکریا زیر و رو میشه. چاوی با عکسی قدیمی در دستش به محله اومده و شروع به گشتن دنبال پدرش میکنه. زکریا و عارف بخاطر این بچه که بعد از سالها سر و کلش پیدا شده نگران میشن. این دو رقیب همیشگی مجبور به همکاری با هم دیگه میشن. در بین تموم این اتفاقا زولا عاشق خوشگلترین دختر محله آزرا میشه؛ در حالی که آزرا با پسر عارف یعنی احمد یه عشق پنهونی رو داره تجربه میکنه. رقابت،عشق،راز ها،تعقیب و گریز؛ ببینیم همه اینها توی این محله کوچیک جا میشه؟
این داستان ماجرای نو ای جونگ (Song Ji-Hyo) مادر مجردی را روایت میکند که 14 سال است به تنهایی از فرزندش مراقبت میکند ، او که از کودکی بدشانس بوده ، به یکباره با 4 مردی آشنا میشود که هرکدام ویژگی خاص خود را داشته و زندگی نو ای جونگ را تحت تاثیر قرار میدهد و…
این سریال ماجرای سئو هیون جو (Hwang Jung-Eum) را روایت میکند ، زنی که در گذشته بخاطر شکست عشقی تلخی که میخورد ، تصمیم میگیرد دیگر هیچ وقت ازدواج نکرده و وارد هیچ رابطه عشقی نشود ، اما پس از آنکه این موضوع را اعلام میکند ، دو اعتراف عاشقانه دریافت میکند که زندگی او را دچار تغییر میکنند و…
هینا سوروگی یه دانش آموز سال اولی توی دبیرستان ساحلیه و خودش رو یک فرد آدم به دور محسوب میکنه. همینطور که داره از لب رودخونه رد میشه، به یه همکلاسی بزرگ تر از خودش، کوروایوا برخورد میکنه که اون رو به کلوب تِیبو دعوت میکنه و هینا شروع به ماهیگیری میکنه! با محاصره شدن توسط هم کلوبی های عجیب غریبش، زندگی دبیرستانی هینا چطور خواهد گذشت؟
سئو گوگ میونگ (Park Sung-Hoon) افسر درجه پنج سرسخت و مستقلیست که بخاطر توانایی اش در انجام دادن هم زمان چندکار ، لقب “مرد شماره یک خوش تیپ” را گرفته است ، اما متاسفانه اخلاق بد او باعث شده که تعداد دشمنانش از دوستانش بیشتر باشد و همچنین لقب “لوسیفر بزرگ” را به خود اختصاص بدهد . از طرفی گو سه را (Nana) که از وضعیت مالی و تحصیلات پایینی برخورد دار هست و در تمامی حوزه های کاری که قبلا شرکت کرده شکست خورده ، با کارهای پاره وقت اوضاع خود را میگذراند ، اما با وجود همه این مسائل او لقب “ملکه شکایات مدنی” را از مردم گرفته چراکه به دلیل فیلمبرداری مداوم از شکایات مدنی در اداره محلی خود مشهور است . زندگی او با اعلامیه نمایندگی شورای مردم دچار تغییر میشود و…
این سریال ماجرای چند زوج را روایت میکند که ساکن شهر جدیدی شده و در آرامش ، زندگی عادی خود را با لذت سپری میکنند ، تا اینکه یک قتل غیرمنتظره اتفاق می افتاد و این صلح را به هم میزند و…
چهار جوان بیکار برای کمک کسی که ندای "نجاتم بده" او را میشنوند میروند و بعدا متوجه میشوند این شخص درگیر یک گروه فرقه مذهبی شده که اونها رو وارد اتفاقاتی غیرمنتظره و عجیب غریب میکند...