همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان فیلم بر اساس رویداد های واقعی می باشد. مردی جوانی به نام مایکل که به عنوان مدیر برنامه برای سازمان ملل فعالیت می کند درگیر یک توطئه در رابطه با چاه های نفتی عراق می شود و......
ZHU از چین، به عنوان یک طرفدار دو آتیشه سینمای هنگ کنگ، همیشه رویای تبدیل شدن به یک پلیس در فیلم ها را داشته، زیرا او در آزمون ورودی نیروی پلیس چین به علت آسم رد شده است و...
نیت نمایشنامه نویس نیویورکی که همسرش به تازگی ترکش کرده و حضانت پسرش را گرفته، در تلاش است تا اثر جدید خود را به پایان برساند اما او شکست خورده و حتی قادر به پرداخت اجاره خانه اش نیست تا اینکه پدر مجردش به کمک او می آید و...
یک مادر و یک دختر برای صعود از کوه های آلپ سوئیس تلاش می کنند در حالی که به گذشته ای می پردازند که مادر سال ها صرف سرکوب آن کرده است. این دختر توسط ناپدری اش به عنوان یک دختر مورد آزار جنسی قرار گرفت ...
این فیلم مستند که بندیکت کامبربچ راوی آن میباشد، داستان یک جامعه از راهبان و راهبههای بودایی را روایت میکند که در کنار استاد مشهور خود زندگیشان را وقف رسیدن به درجهی استادی در هنرهای روانشناختی میکنند و…
جوناح سورنتینو در سال 1999 به آرزوی خود میرسد و اولین قرارداد موسیقی خود را امضا میکند، اما پس از یک سال کنار گذاشته میشود. او سپس مسیری از ایمان و پایداری را برای تعریف ژانر موسیقی هیپهاپ مسیحی آغاز میکند...
داستان فیلم در مورد جوانی به نام “دیلن” می باشد که به همراه بهترین دوستش “کارل” و سه نفر دیگر راهی سفری ماجراجویانه برای پیدا کردن کمیاب ترین درخت دنیا می شوند. این افراد جوان در میان جنگل ها و دره های عمیق ، حقایقی در مورد دوستی و عشق کشف می کنند و اینکه رها کردن گذشته می تواند عواقب سنگینی در پی داشته باشد
دوست داشتن بچه ها همینطور است، اما کوانگ نمی تواند از شر عادت بد شیفتگی به پول خلاص شود. اتفاقی باعث شد که او فرزندانش را برای فرار به شهر ببرد و در وسط شهری عجیب گم شود....
در "ناپل" بین سحر و جادو و خرافات، جنون و عقلانیت تعلیق، یک رمز و راز وجود دارد که "آدریانا" را به وجود آورده است، اما توسط یک عشق ناگهانی و یک جرم خشونت بار فرو میرود و...
در سال 198 دوران خورشیدی در توکیو، آتش نشانی ویژه با پدیده ای به نام احتراق خود بخودی انسان مبارزه می کند، که در آن انسان ها به جهنم های زنده ای تبدیل می شوند که "جهنمی" خوانده می شوند. برخلاف جهنمی هایی که اولین نسل از موارد احتراق خودبخودی انسان هستند، نسل های بعدی توانایی دستکاری شعله ها را حین نگه داشتن فرم انسانی دارند. شینرا کاساکابه، جوانی که توانایی مشتعل کردن ارادی پاهایش دارد و ردپای شیطان نامیده می شود، به جوخه مبارزه با آتش 8 ملحق می شود که از دیگر افراد استفاده کننده از شعله ها تشکیل شده و تلاش می کنند تا هر جهنمی که با آن مواجه می شوند را خاموش کنند. فرق های جهنمی را ساخته، شیرا شروع به پرده برداشتن از حقیقت درباره آتش مرموزی می کند که باعث کشته شدن خانواده اش در 12 سال پیش شده.
یون بی آه مدیرعامل سرد اپلیکیشن دوستیابی هوش مصنوعی «این تو هستی» است، جایی که او با ارتباطات انسانی مانند یک نقص فنی رفتار میکند. پشت ظاهر یخیاش، یک آسیب جسمی عمیق پنهان شده است که مانع از آن میشود که بیش از یک ساعت در کنار کسی بماند. او در طوفانی خاموش از انزوا زندگی میکند تا اینکه با هان سون هو، نویسنده افسانهای داستانهای عاشقانه با تصاویر آیدل و حساسیت عاطفی شدید، آشنا میشود. در حالی که او محبوبترین نویسنده کشور است، هان سون هو دردی پنهان را با خود حمل میکند که هیچ کس دیگری نمیتواند آن را ببیند. وقتی یک بحران بزرگ او را مجبور به پیوستن به پروژه «این تو هستی» میکند، این دو نفر که در تضاد با هم هستند، خود را در دنیایی میبینند که در آن منطق با احساسات خام روبرو میشود. آنها با هم شروع به درک زخمهای پنهان خود میکنند و ثابت میکنند که عشق واقعی تنها چیزی است که هیچ الگوریتمی نمیتواند پیشبینی کند.
کنچی یامادا، مرد سیوپنج ساله، تمام عمرش را صرف بازی هر MMORPG که به دستش رسیده، کرده است. او از بازیهای جدیدی که به بازیکنان عادی میپردازند خسته شده و فرصتی را برای تجربه یک بازی بیپایان با "مد جهنمی" ترسناک که سطح سختی را به ارتفاعات غیرممکن میبرد، غنیمت میشمارد. اما به محض اینکه "احضارکننده" را انتخاب میکند، کنچی خود را در دنیای بازی میبیند و به عنوان نوزادی به نام آلن در خانوادهای از دهقانان دوباره زاده میشود! با تنها خاطرات و هوش خود به عنوان راهنما، آلن راهی میشود تا مد جهنمی را فتح کند، رازهای کلاس احضارکننده را کشف کند و خانواده تازهاش را از سرنوشتشان آزاد کند.
در شهر ساحلی ریورفیلد، آکادمی دلسیس قرار دارد که خانهای است برای هفت پسر مرموز که یک راز مشترک دارند: آنها خونآشام هستند و گذشتههای تاریکشان را پنهان میکنند. زمانی که سها، یک دانشآموز زن که از خونآشامها متنفر است، به این آکادمی منتقل میشود، پسران به طرز غیرقابل کنترلی به او جذب میشوند. با بروز حوادث عجیب در شهر، گناهان قدیمی و رازهای دفنشده دوباره ظاهر میشوند و دنیای آنها شروع به فروپاشی میکند.
در دنیایی که شیاطین از انسان های نامظنون تغذیه میکردند قطعه های شیطان ترسناک و افسانه ایRyoumen Sukuna گم و پراکنده شده بود. شیاطین از این قطعات استفاده میکردند و تا اونجایی که اطلاع داریم به قدرتی دست می یافتند که میتونست دنیا رو نابود کنه. خوشبختانه یک مدرسه اسرار آمیز از جادوگرانJujutsu وجود داره، برای محافظت از وجود احتمالی زندگی از Undead!!! یکی از سال بالایی های مدرسه به اسمyuuji itadori بیشتر روزاشو با عیادت از پدربزرگ بیمارش میگذرونه، با اینکه شبیه نوجوون های عادیه ولی قدرت بدنی بی حد و اندازه ای داره!! همه ی باشگاه های ورزشی میخوان که عضو باشگاهشون ...
فلوم به خاطر قدرتش انتخاب نشده بود—او هیچ قدرتی ندارد. نه جادو، نه مهارت، تنها یک قابلیت به نام "عکسالعمل" که حتی خودش هم نمیفهمد. پس چرا خدا او را در جمع قهرمانان قرار داد؟ بعد از اینکه خیانت میبیند و به بردگی فروخته میشود، فلوم مورد آزار قرار میگیرد و در نهایت برای تفریح به هیولاها انداخته میشود. حالا که با مرگ مواجه است، فلوم باید انتخاب کند: یا خورده شود یا شمشیر نفرینی را به دست بگیرد که گفته میشود، صاحبش را میکشد.
کنستانس گریل، دختر یک ویکانت ساده و شناختهشده به خاطر صداقتش، از سوی معشوقهی نامزدش خیانت میشود و به اعدام عمومی محکوم میگردد. در این شرایط که با مرگ روبهرو است، صدای مرموزی به او نجات پیشنهاد میدهد. اسکارلت کاسیل، یک اشرافزاده که مدتها پیش مرده تصور میشد، ممکن است تنها امید او باشد. این دو متحد غیرمنتظره با هم نقشهی تاریکی را که در دل جامعهی اشرافی نهفته است، کشف میکنند، جایی که خیانت، رازها و قدرت با هم تداخل مییابند.
آکیرا تونومه، یک آقای نامرئی است که یک آژانس کارآگاهی را اداره میکند و شیزوکا یاکو، زنی گرم و مهربان است که در آنجا کار میکند. شیزوکا همیشه میتواند آکیرا را پیدا کند، حتی وقتی که او کاملاً نامرئی میشود. با نزدیکتر شدنشان به یکدیگر روز به روز، عشق بین آنها شروع به شکوفا شدن میکند. یک کمدی عاشقانه دلگرمکننده و گاهی آزاردهنده در حال آغاز است!
لی وو گیوم، قاتل سریالی بدنام، پس از اعتراف به قتل ۱۷ نفر، به جای مواجهه با مجازات اعدام، فرصتی برای اثبات توانایی خارقالعادهاش درخواست میکند. درمانی که از خون او گرفته شده، به دارویی معجزهآسا تبدیل میشود که قادر به درمان حتی بیماریهای لاعلاج است و جهان او را هم به عنوان یک هیولا و هم به عنوان آخرین امید خود میبیند. در حالی که دادستان چا جی یون، مصمم به صدور حکم اعدام، سعی میکند توانایی وو گیوم را به عنوان یک کلاهبردار افشا کند، وکیل مدافع پارک هان جون برای زنده نگه داشتن او میجنگد و در تلاشی ناامیدانه دختر بیمار لاعلاج خود را نجات میدهد. در همین حال، اگرچه به نظر میرسد وو گیوم با آرامش در انتظار قضاوت در برابر انظار عمومی است، اما مخفیانه در حال آماده شدن برای انتقام از شر بسیار بزرگتری است. در دادگاه و دنیای فراتر از آن، جایی که رستگاری و قتل، عدالت و آرزو با هم برخورد میکنند، آیا وو گیوم به ناجی تمام بشریت تبدیل میشود یا صرفاً قاتل دیگری است که مصمم است انتقام بینقص خود را کامل کند؟
زنی اشرافی به نام گیل دونگ تبدیل به راهزنی درستکار میشود، و شاهزاده چوسون، یی یول، که مخفیانه این راهزن را بررسی میکند، اما متوجه میشود که روحشان به طرز مرموزی با هم عوض شده است و این موضوع آنها را مجبور میکند تا با هم همکاری کنند و در بحبوحه دسیسهها عاشق هم شوند، در حالی که توطئهها را کشف میکنند و در عین حال از مردم محافظت میکنند!
چارلی، موجودی منحصر به فرد است. به عنوان یک انسانمیمون که نیمه انسان و نیمه شامپانزه است، هوش و تواناییهای جسمانیاش فوقالعاده است. به همین دلیل گروه تروریستی "ائتلاف آزادی حیوانات" به دنبال اوست و برای بهدستآوردن او از هیچ اقدام افراطی کوتاهی نخواهد کرد. با این حال، چارلی مصمم است که برای حفاظت از عزیزانش مبارزه کند.
اورهون دورا، که توسط دوست دوران کودکیاش خیانت و از گروه قهرمانان طرد شده است، به عنوان "کسی که در همه چیز مهارت دارد اما در هیچچیز استاد نیست" توسط رفقای سابقش شناخته میشود. او به تنهایی به دنبال ساختن یک مسیر جدید به عنوان یک ماجراجوی تنها میرود. سفر او منجر به نبردهای انفجاری، رقبای مرگبار و متحدان غیرمنتظره میشود و او مصمم است که هر انتظاری را بشکند. بزرگترین بازگشت انفرادی آغاز میشود!
اوتاگه کینوشیتا دختری دبیرستانی است که بهصورت پارهوقت بهعنوان نظافتچی کار میکند. او زندگیاش را وقف آیدول محبوبش، تامون فوکوهارا از گروه F/ACE کرده است.
اما یک روز، اوتاگه بهطور اتفاقی برای کار به خانهی خودِ تامون فرستاده میشود! آنجا متوجه میشود که تامون در خارج از صحنه، هیچ شباهتی به شخصیت پرهیجان و جسورش بهعنوان یک آیدول ندارد. او در واقع پسری افسرده، درونگرا و بدون اعتمادبهنفس است. با این حال، اوتاگه باز هم کمکم عاشق او میشود.
در هکایدو در سرزمین های دوردست شمالی ژاپن, "سوگی موتو" از جنگ بین امپراطوری های روسیه و ژاپن جون سالم به در برده . در حین جنگ به او لقب سوگی موتوی فناناپذیر رو دادن . سوگی مو به امید این که زنش رو که قبلا یک بیوه بوده و در جنگ به بیماری مبتلا شده, نجات بده به دنبال پولدار شدن ـه و به جویندگان طلا پیوسته . در حین جست و جوهاش برای طلا نقشه ی یک محموله ی مخفی طلا رو که متعلق به جنایتکارها و خلافکارهاست, پیدا میکنه . سوگی مو با همکاری یک دختر دورگه ...
ساکای یونوسوکه، معروف به ایو، دانشآموز سال اول دبیرستان، شیفتهی کمدی-رمانتیکها است، بهخصوص آنهایی که دربارهی دوستان دوران کودکیاش هستند. اما با اینکه خودش دو دوست دوران کودکی دارد - شیو و آکاری - متأسفانه از تبدیل شدن عشق به واقعیت دست کشیده است. نمیداند که هر دو دختر جذابیتهای خاص خودشان را دارند! یک کمدی-رمانتیک طنزآمیز دربارهی دوستی، عشق و اولین عشقها!
وان، که به عنوان پسر چهارم یک مارکیز به دنیا آمده، زمانی به عنوان یک نابغه شناخته میشد—تا اینکه به خاطر داشتن جادوگری تولید، نوعی جادو که در این دنیا بیفایده به حساب میآید، به یک روستای مرزی بینام تبعید میشود. اما زمانی که او از قدرت "بیفایده" خود برای ساخت سلاحها، ابزارها و شگفتیهایی فراتر از تصور استفاده میکند، روستای او شروع به شکوفایی میکند! آنچه که به عنوان تبعید آغاز شد، حالا آغاز یک زندگی جدید و ماجراجوییای است که جهان را تغییر خواهد داد!
آریسو یامابوکی وارث یک شرکت قدرتمند است و به دنبال کمال است. پس از ناپدید شدن آپولو، مجری برنامه Midnight Heart Tune، آریسو به باشگاه گویندگی دبیرستان فوورین میپیوندد. در آنجا، او با چهار دختر آشنا میشود و به آنها قول میدهد که رویاهای خوانندگیشان را به واقعیت تبدیل کند!
اهریمن، پادشاه شیاطین، که زمانی به عنوان فرمانروای تمام شیاطین از او میترسیدند، اکنون در پی فتح جهان است... تا اینکه نیرویی غیرمنتظره او را متوقف میکند: دخترش، دوکس! دوکس که برای هرج و مرج بسیار مهربان و برای جنگ بسیار ملایم است، قلب شیاطین، انسانها و حتی فرشتگان را آب میکند. جاهی، دستیار اهریمن، که برای بازگرداندن غرور شیاطین ناامید شده است، سوگند میخورد که دوکس را برای تبدیل شدن به یک دیو واقعی آموزش دهد. اما آیا جاهی میتواند با شفقت دوکس برابری کند؟!