همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
مستندی که یک زوج میلیاردر را در حالی که شروع به ساخت عمارتی با الهام از ورسای می کنند را دنبال می کند. در طول دو سال آینده، امپراتوری آنها، که از حباب املاک و پول ارزان تغذیه می شود، به دلیل بحران اقتصادی دچار تزلزل می شود...
این مستند درباره قاتلی به نام " مایکل پری " است که به جرم کشتن یک زن و 2 فرزندش به منظور سرقت ماشین آنها ، در انتظار اعدام است. این مستند سعی دارد تا با مصاحبه با اطرافیان قاتل و خانواده های مقتول، ابعاد وسیع تری از این اتفاق ناگوار را برای مردم روشن کند...
سوا و جیب مانند هر زوج دیگر در دنیا هستند ، انها در بانکی کار میکنند که قوانین سخت گیرانه ایی برای رابطه بین کارکانان دارد ، برای همین آنها رابطه شان را برای 5 سال مخفی نگه داشته اند. ولی حالا آنان فصد ازدواج دارد...
قبل از اینکه شرکت های بزرگ موج سواری وجود داشته باشند، تعداد انگشت شماری از پیشگامان در گاراژ خود تخته های موج سواری چوبی می ساختند. آنها بدون اینکه بدانند، سبک زندگی را ایجاد کردند که توسط نسل های آینده تقلید خواهد شد. این مستند داستان آنهاست...
در پی وارد شدن گروهی به دسته حرفه ای کشتی کج در لینکلنتون، آن ها سعی می کنند تا با تمرین های سخت یک نمایش ویژه ای را به اجرا بگذارند اما به صورت واقعی یا دروغین ؟
یک دختر دبیرستانی به نام گرین رهبر یک گروه جنگجوی زن است. او باید با رئیس و مدیر یک دبیرستان دخترانه که قصد دارند او را به عنوان یک اسباب بازی استفاده کنند، مقابله کند...
فندق شکن و پادشاه موش داستانی است که در سال 1816 توسط ایتا هافمن نوشته شده است که در آن اسباب بازی مورد علاقه ماری استالبام جوان برای کریسمس، فندق شکن، زنده می شود و پس از شکست دادن پادشاه شیطان صفت در نبرد، او را به پادشاهی جادویی می برد که با عروسک ها پر شده است. . در سال 1892، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی آهنگساز روسی و ماریوس پتیپا و لو ایوانف، رقصنویسان اقتباس الکساندر دوما پر از این داستان را به باله فندق شکن تبدیل کردند که به یکی از معروفترین ساختههای چایکوفسکی و شاید محبوبترین باله در جهان تبدیل شد....
مهران فرمانده یکی از گروهان های ارتش در ایران است اما برادرش در انگلستان گذر ایام می کند و به تازگی قصد دارد با دختری ازدواج کند و به همین منظور به ایران می آیند تا به روش سنتی ایران به عقد یکدیگر درآیند. اما زمانی که این زوج جوان در حال بازگشت به انگلستان هستند هدف حمله ای تروریستی قرار گرفته و کشته می شوند. مهران هم با شنیدن موضوع به قصد گرفتن انتقام راهی انگلستان می شود و…
یو آیاسه (Yu Ayase)، پسر یه بازیگر معروف که دیگه در قید حیات نیست، آدم خیلی معمولیه. وقتی دوست مادرش دعوتش میکنه که باهاش زندگی کنه، یو شوکه میشه چون میفهمه قراره با سه خواهر نابغه که هم قشنگن و هم استعداد دارن، همخونه بشه. این سه تا تو مدرسه جدیدش به اسم سه امپراتور معروفن و حسابی قدرت دارن. آیا یو میتونه دل این خواهرای سرد رو به دست بیاره و آرزوی مادرش برای یه خانواده خوشحال رو عملی کنه؟
میکو کورونو همیشه آرزو داشته با استریم روی یوتیوب و اینجور پلتفرما پول دربیاره. حالا که تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده، وقتشه این رویا رو واقعی کنه. با اسم «نکرونومیکو» شروع به استریم میکنه و یه دعوتنامه برای یه بازی ویآر خفن میگیره که جایزهش یه میلیون ین پوله! یه برد اولیه نه تنها کلی پول براش میاره، بلکه باعث میشه با رقیبش کانا کاگورازاکا توی «بازی اصلی» شرکت کنه، جایی که بهترینا باید با یه نمایش ترسناک کیهانی رقابت کنن. ولی یه چیز عجیب اینه که یکی از دشمنا قیافهی مایو، دوست بچگیش، رو داره که الان تو بیمارستان بیهوشه. تازه، اگه این بازی ترسناک رو ببازه، ممکنه واقعاً برای همه تموم بشه...
ناکومو کیایچیرو، که قبلاً کارآگاه معروفی بود، حالا تو میانسالی با گوشیهای هوشمند و زندگی امروزی کلافهست. داره یواش یواش کنار میکشه که یه دفعه ماشیرو، یه دختر دبیرستانی پرجوش و خروش، میاد سراغش و میخواد شاگردش بشه. کیایچیرو که دیگه حسابی از مد افتاده و به روشهای قدیمی عادت داره، با انرژی این دختر دوباره وارد دنیای کارآگاهی میشه. حالا این دوتا کارآگاه که زمین تا آسمون باهم فرق دارن، دارن روی یه پرونده کار میکنن!
یه موجود فضایی شبیه گربه از یه کهکشان دور، مومو (MuMu)، میرسه به زمین. هدفش اینه که در مورد فناوری لوازم خانگی زمینیها یاد بگیره تا بتونه فناوری گمشده گونهشون رو برگردونه. شخصیت اصلی، ساکوراکو (Sakurako)، زندگی دانشگاهی معمولیای داره، اما همه چیز با اومدن مومو عوض میشه! چیزی که با یه همخونه شدن غیرمنتظره شروع میشه، زود تبدیل به یه طوفان از اتفاقات پرآشوب میشه. تعامل بین ساکوراکو و مومو منجر به یه ماجراجویی فوقالعاده جذاب، پر از لوازم خانگی، و کمدی گربهای میشه.
سریال کرهای Love, Take Two محصول ۲۰۲۵، داستانی گرم و احساسی درباره مادر و دختری است که هر یک در نقطهای از زندگیشان به دنبال معنای واقعی آزادی، عشق و هویت میگردند. لی جیآن، مادر سختکوش و مستقل، پس از سالها فداکاری برای دخترش، ناگهان با گذشتهای روبهرو میشود که هنوز در دلش زنده است. در سوی دیگر، دخترش لی هیوری از فشارهای زندگی شهری فرار میکند و در یک روستای ساحلی با مردی متفاوت آشنا میشود که نگاهش به زندگی را دگرگون میکند. این سریال با فضایی لطیف، طنزهای ظریف و روابط انسانی پیچیده، درباره دومین شانسها در عشق و زندگی حرف میزند.
در دل دنیای پرتنش و پیچیدهی حقوق، سریال Beyond the Bar داستان وکیلی جوان و آرمانگرا را روایت میکند که وارد یکی از معتبرترین شرکتهای حقوقی میشود. با وجود چالشهای کاری، فشارهای اجتماعی، و برخورد با شخصیتهایی متفاوت، او قدم به قدم مسیر رشد حرفهای و شخصیاش را طی میکند. این سریال با فضای احساسی، شخصیتپردازی قوی، و درگیریهای حقوقی جذاب، تجربهای الهامبخش و تماشایی برای علاقهمندان به درامهای کرهای و داستانهای دادگاهی فراهم میکند
درامی ورزشی و انگیزشی، The Winning Try داستان یک ستاره سابق راگبی را روایت میکند که پس از سقوط حرفهایاش، به دبیرستان قدیمیاش بازمیگردد تا مربیگری تیم راگبیای را برعهده بگیرد که در پایینترین ردهها قرار دارد. با وجود چالشهای شخصی و تیمی، او تلاش میکند تا روحیهی بازیکنان را احیا کند و آنها را برای شرکت در جشنواره ملی آماده سازد. این سریال با تمرکز بر کار تیمی، رشد فردی، و قدرت رستگاری، تجربهای الهامبخش و پرانرژی از ورزش، دوستی، و امید ارائه میدهد.
این سریال از شب دوشنبه راو تا رسلمانیا، پشت صحنه همراه سوپراستارهای دابلیو دابلیو ای و کارکنان میشه و نشون میده چطور بزرگترین رویدادهای شرکت رو به واقعیت تبدیل میکنن.
جانگ بونگ هوان ، مردیست که به عنوان سرآشپز در کاخ آبی رییس جمهور کار میکند ، اما زندگی او وقتی دگرگون میشود که با هویت زنی به نام کیم سو یونگ (Shin Hye-Sun) در دوران چوسان از خواب بیدار میشود ، او تمام تلاشش را میکند به زندگی واقعی خود برگردد اما موفق نمیشود و دست سرنوشت باعث میشود که او ملکه شاه فعلی چوسان یعنی چئول جونگ (Kim Jung-Hyun) شود و این درحالیست که شاه باطن قوی و قدرتمند خود را پشت چهره آرام و بی خیالش مخفی کرده است و خود فرد دیگری را دوست دارد و از این ماجرا باخبر نیست که توطئه های فراوانی برای به قتل رساندن او درحال شکل گیریست تا اینکه…
هشت دختر تو مدرسه راهنمایی اوراوا (Urawa) توی سایتاما (Saitama) درس میخونن: اوساگی (Usagi)، توکیوا (Tokiwa)، مینامی (Minami)، ساکورا (Sakura)، میدوری (Midori)، کوجیکا (Kojika)، سایکو (Saiko) و میسونو (Misono). هر کدوم یه جور خاصن و زندگی مدرسهایشون پر از شادی و هیجانه.
درحالی که نیمهشب مشغول قدمزنی بود صدایی اسرارآمیز توجه او را به خود جلب میکند و به سوی صدا روانه میشود. «آی اوتو»، دختری 14 ساله با دنبال کردنِ صدا یه تخممرغ پیدا میکنه. صدای موردنظر با لفظی مجابکننده خطاب به «آی» میگوید: «اگر خواهان تغییر آینده هستی، فقط کافیه همین الان تصمیم بگیری. حالا، به خودت باور داشته باش و اون تخممرغ رو بشکن.»
داستان سریال دربارهی کودکانیه که توسط والدینشون رها شدن و حالا در مسیر انتقام و بقا قدم میذارن. شخصیت اصلی، کیم آه-هیون (با بازی وون جینآه)، دختریه که بعد از بازگردانده شدن توسط خانوادهی فرزندخواندهاش، زنده میمونه و رهبری گروهی از کودکان آسیبدیده رو بهعهده میگیره
در منطقه سوچو-دونگ، ساختمان هیونگمین میزبان دفترهای حقوقی کوچکیست که در هر طبقهاش پراکنده شدهاند. در میان آنها، پنج وکیل پایهیک کار میکنند: جو-هیونگ با دیدگاهی بدبینانه و نه سال سابقه، مون-جونگ بیخیال و آسوده، سانگ-گی مستقل، چانگ-وون پرحرف، و هویی-جی تازهواردی پرانرژی. درست مثل سایر کارمندان اداری در سوچو، هر صبح با مترو سر کار میروند و از همان لحظهی ورود، ثانیهشماری برای وقت ناهار را آغاز میکنند. گاهی با هم جر و بحث میکنند و چندان مهربان نیستند، اما سر یک میز غذا میخورند و از درونیترین افکارشان حرف میزنند. لحظههای بزرگ عدالت یا غافلگیریهای دراماتیک در کار نیست؛ اما لحظههای پرتنش وجود دارند، و لحظههای شاد. با خندههای زیاد و گهگاه اشک، این روایت پنج وکیل جوان است که در فراز و نشیب زندگی نهتنها در حرفهشان، بلکه بهعنوان انسان رشد میکنند.
لی شی جون (Shin Ha-Kyun) روانپزشک مهربانیست که نسبت به کار و شغلش ، اشتیاق فراوانی داشته و برای درمان بیماران و خوشحال کردن آن ها تلاش میکند ، از طرفی هان وو جو (Jung So-Min) یک سوپراستار در حیطه موسیقیست و با عشق فراوانی که به شغلش دارد ، مدام درحال پیشرفت برای بالا بردن استعداد خود در این زمینه است و…
"گرداب"، آخرین ناحیه کاوشنشده، مجموعهای غولپیکر و هولناک از غارهای تو در تو است که گنجینههای کهن و مخلوقات رازآمیز را در دل خود جای داده است. تنها دلاورترین جویندگان نام میتوانند به ژرفای آن راه یابند و از این رو، به لقب "کاوشگران مغاک" مفتخر میگردند. در تاریکیِ اعماق گرداب، دختری به نام ریکو، ناگهان با روباتی انساننما که سیمایی پسرانه دارد، مواجه میشود. ریکو که شیفته افسونِ گرداب شده، به همراه یار نویافتهاش، به سرزمینهای بکر و ناشناخته قدم میگذارد تا پرده از اسرار نهفته آن بردارد. اما چه سرنوشتی در دل سیاهی، چشم به راهشان است؟
دو سامورایی جنگجو به نامهای موگن و جین، با دختری 15 ساله به نام فوو ملاقات میکنند. فوو جنگجویان را در یک سفر به چندین مکان مختلف ژاپن برای یافتن ساموراییای که بوی آفتابگردان میدهد، رهبری میکند. این سه شخصیت منحصربهفرد نمی دانند که سرنوشت آنها را به کجا خواهد برد.
داستان این انیمه کمدی رمانتیک با چاشنی جسارت، حول محور ایتا (Eita)، دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر و شیفته رباتهای مکا میچرخد که عاشق ماکینا (Makina)، محبوبترین دختر مدرسه است. وقتی ایتا ماکینا را جلوی در خانهاش میبیند، دستپاچه میشود، بهویژه وقتی ماکینا رازش را فاش میکند: او یک ربات است و از ایتا میخواهد مخفیانه تعمیرش کند. ماکینا فوراً سعی میکند به ایتا نزدیک شود، اما ایتا باید هم خودش را کنترل کند و هم راز ماکینا را پنهان نگه دارد.
گرچه برای خوشمشربی و دستاوردهای علمیش مورد تحسین قرار میگرفت، دانشآموز دبیرستانی کیوکو هوری وجه دیگهای از خودش رو پنهان میکرد. با والدینی که اغلب برای کار از خونه دورن، هوری مجبوره از برادر کوچکترش مراقبت کنه و کارای خونه رو انجام بده، براش هیچ فرصتی برای معاشرت جدا از مدرسه باقی نذاشته بودن. در همون حال، ایزومی میامورا به عنوان یه اوتاکوی عینکی متفکر دیده میشه، هرچند در واقعیت اون یه آدم مهربونه که توی درس خوندن بیعرضه است. به علاوه اون نه تا پرسینگ مخفی پشت موهای بلندش و یه تتو در امتداد کمر و شونه چپش داره. خیلی اتفاقی، هوری و میامورا به همدیگه برخورد کردن...
خاور دور، ۲۰۷۱. قلمرو خدایان دیوانه. در اوایل دهه ۲۰۵۰، سلولهای ناشناختهای به نام «سلولهای اراکل» شروع به مصرف بیکنترل همه زندگی روی زمین میکنند. اشتهای بیحد و حصر و توانایی سازگاری شگفتانگیز آنها ابتدا ترس، سپس تحسین و در نهایت نام «اراگامی» را به آنها میدهد. در برابر یک دشمن کاملاً مقاوم در برابر سلاحهای معمولی، تمدن شهری فروپاشیده و هر روز بشریت بیشتر و بیشتر به سوی انقراض سوق داده میشود. یک پرتو امید تنها برای بشریت باقی مانده است. پس از توسعه «خدایان آرک» - سلاحهای زنده که سلولهای اراکل را در خود جای دادهاند - حاملان آنها به یک نیروی نخبه سازماندهی میشوند. در یک جهان که توسط خدایان دیوانه ویران شده است، این «خورندگان خدا» یک جنگ ناامیدانه را انجام میدهند…