همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اِما کورونل، همسر ال چاپو، که در هفده سالگی توسط بدنامترین قاچاقچی مواد مخدر مکزیک از پا درآمد، در حالی که با مسئولیتپذیری خودش دست و پنجه نرم میکند، به جنایات شوهرش، ازدواج پرآشوبشان و دوران زندان خود میپردازد.
یک سرباز سابق که اکنون به صورت مزدور کار میکند، برای نجات بیگناهان در سرزمینی که توسط جنگ تکه تکه شده است، میجنگد. او در مواجهه با دشمنان بیرحم و خیانت، برای بقا، عدالت و رستگاری مبارزه میکند.
جدیدترین ویژهنامهی مدیگان به درسهای ریاضی قمار، مهاجران غرب میانه، گربههایش، والدین پیر و رقابتهای کلیسای مدرن میپردازد. پیشنمایش را در بالا تماشا کنید.
کاوشی در ژانر دستکم گرفتهشده و بهشدت محبوب موسیقی کودکان، کاوشی در پشت صحنه برای روایت داستانهای پیدایش برخی از نامهای برتر این حوزه و ردیابی تکامل این کسبوکار پررونق.
فرقه مونیها از طریق عروسیهای دستهجمعی و همسریابی ثروت اندوختند و در عین حال وعده صلح جهانی را میدادند. اعضای سابق، از جمله پسر مخفی بنیانگذار، سام، جنبه تاریک جدایی و کنترل خانواده را آشکار میکنند.
هی سی، دختر نیمه فلج، پس از 17 سال به خانه بازمی گردد، اما پدرش به طور مرموزی ناپدید می شود. نامادری زیبا و مهربانش، یک پزشک شخصی ظریف، یک راننده جوان و قوی، و یک خدمتکار دلسوز از او استقبال می کند.
گریسی آبرامز، خواننده محبوب فولک-پاپ، در آمفیتئاتر مشهور رد راکز کلرادو، یکی از آخرین کنسرتهای تور "راز ما" خود را با تمرکز بر مضامین عشق و پاسخگویی اجرا میکند.
وقتی بابانوئل مریض میشود، رابل برای نجات حال و هوای تعطیلات پیشقدم میشود و در عین حال با نقشهی موذیانهی شهردار هامدینگر برای دزدیدن هدایای همه رقابت میکند.
آیلین وورنوس، روسپیِ فلوریدا، بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰، هفت مرد را کُشت و ادعا کرد که قربانیانش قصد تجاوز داشتند و او در دفاع از خود آنها را به قتل رسانده است.
چسکا یک برنامهریز عروسی است. وقتی با جدیدترین مشتری خود، سلین که عروس آینده و آرنی که داماد اوست، یعنی شعله سابق و معشوقه پیشینش، ملاقات میکند، از فرصت استفاده کرده تا بالاخره انتقامی را که مدتها برای آن برنامهریزی کرده بود، عملی سازد.
بازیگران جذاب VMX، «ریکا گونزالس»، «جن روزا» و «کریستین برماس» در یک سفر داغ به ویتنام که پس از پیدا شدن جنازه یکی از دوستانشان به تاریکی میگراید، صفحه نمایش را روشن میکنند.
یک خانواده از هم گسیخته اداره یک کسبوکار معتبر داروی گیاهی را بر عهده دارند. مالک شرکت در تلاش برای نوآوری، معجون جدیدی میسازد که به طور تصادفی باعث آغاز یک همهگیری زامبی میشود.
چارلی، موجودی منحصر به فرد است. به عنوان یک انسانمیمون که نیمه انسان و نیمه شامپانزه است، هوش و تواناییهای جسمانیاش فوقالعاده است. به همین دلیل گروه تروریستی "ائتلاف آزادی حیوانات" به دنبال اوست و برای بهدستآوردن او از هیچ اقدام افراطی کوتاهی نخواهد کرد. با این حال، چارلی مصمم است که برای حفاظت از عزیزانش مبارزه کند.
اورهون دورا، که توسط دوست دوران کودکیاش خیانت و از گروه قهرمانان طرد شده است، به عنوان "کسی که در همه چیز مهارت دارد اما در هیچچیز استاد نیست" توسط رفقای سابقش شناخته میشود. او به تنهایی به دنبال ساختن یک مسیر جدید به عنوان یک ماجراجوی تنها میرود. سفر او منجر به نبردهای انفجاری، رقبای مرگبار و متحدان غیرمنتظره میشود و او مصمم است که هر انتظاری را بشکند. بزرگترین بازگشت انفرادی آغاز میشود!
اوتاگه کینوشیتا دختری دبیرستانی است که بهصورت پارهوقت بهعنوان نظافتچی کار میکند. او زندگیاش را وقف آیدول محبوبش، تامون فوکوهارا از گروه F/ACE کرده است.
اما یک روز، اوتاگه بهطور اتفاقی برای کار به خانهی خودِ تامون فرستاده میشود! آنجا متوجه میشود که تامون در خارج از صحنه، هیچ شباهتی به شخصیت پرهیجان و جسورش بهعنوان یک آیدول ندارد. او در واقع پسری افسرده، درونگرا و بدون اعتمادبهنفس است. با این حال، اوتاگه باز هم کمکم عاشق او میشود.
در هکایدو در سرزمین های دوردست شمالی ژاپن, "سوگی موتو" از جنگ بین امپراطوری های روسیه و ژاپن جون سالم به در برده . در حین جنگ به او لقب سوگی موتوی فناناپذیر رو دادن . سوگی مو به امید این که زنش رو که قبلا یک بیوه بوده و در جنگ به بیماری مبتلا شده, نجات بده به دنبال پولدار شدن ـه و به جویندگان طلا پیوسته . در حین جست و جوهاش برای طلا نقشه ی یک محموله ی مخفی طلا رو که متعلق به جنایتکارها و خلافکارهاست, پیدا میکنه . سوگی مو با همکاری یک دختر دورگه ...
ساکای یونوسوکه، معروف به ایو، دانشآموز سال اول دبیرستان، شیفتهی کمدی-رمانتیکها است، بهخصوص آنهایی که دربارهی دوستان دوران کودکیاش هستند. اما با اینکه خودش دو دوست دوران کودکی دارد - شیو و آکاری - متأسفانه از تبدیل شدن عشق به واقعیت دست کشیده است. نمیداند که هر دو دختر جذابیتهای خاص خودشان را دارند! یک کمدی-رمانتیک طنزآمیز دربارهی دوستی، عشق و اولین عشقها!
فلوم به خاطر قدرتش انتخاب نشده بود—او هیچ قدرتی ندارد. نه جادو، نه مهارت، تنها یک قابلیت به نام "عکسالعمل" که حتی خودش هم نمیفهمد. پس چرا خدا او را در جمع قهرمانان قرار داد؟ بعد از اینکه خیانت میبیند و به بردگی فروخته میشود، فلوم مورد آزار قرار میگیرد و در نهایت برای تفریح به هیولاها انداخته میشود. حالا که با مرگ مواجه است، فلوم باید انتخاب کند: یا خورده شود یا شمشیر نفرینی را به دست بگیرد که گفته میشود، صاحبش را میکشد.
وان، که به عنوان پسر چهارم یک مارکیز به دنیا آمده، زمانی به عنوان یک نابغه شناخته میشد—تا اینکه به خاطر داشتن جادوگری تولید، نوعی جادو که در این دنیا بیفایده به حساب میآید، به یک روستای مرزی بینام تبعید میشود. اما زمانی که او از قدرت "بیفایده" خود برای ساخت سلاحها، ابزارها و شگفتیهایی فراتر از تصور استفاده میکند، روستای او شروع به شکوفایی میکند! آنچه که به عنوان تبعید آغاز شد، حالا آغاز یک زندگی جدید و ماجراجوییای است که جهان را تغییر خواهد داد!
آریسو یامابوکی وارث یک شرکت قدرتمند است و به دنبال کمال است. پس از ناپدید شدن آپولو، مجری برنامه Midnight Heart Tune، آریسو به باشگاه گویندگی دبیرستان فوورین میپیوندد. در آنجا، او با چهار دختر آشنا میشود و به آنها قول میدهد که رویاهای خوانندگیشان را به واقعیت تبدیل کند!
اهریمن، پادشاه شیاطین، که زمانی به عنوان فرمانروای تمام شیاطین از او میترسیدند، اکنون در پی فتح جهان است... تا اینکه نیرویی غیرمنتظره او را متوقف میکند: دخترش، دوکس! دوکس که برای هرج و مرج بسیار مهربان و برای جنگ بسیار ملایم است، قلب شیاطین، انسانها و حتی فرشتگان را آب میکند. جاهی، دستیار اهریمن، که برای بازگرداندن غرور شیاطین ناامید شده است، سوگند میخورد که دوکس را برای تبدیل شدن به یک دیو واقعی آموزش دهد. اما آیا جاهی میتواند با شفقت دوکس برابری کند؟!
کونون، مرد جوانی که نمیتواند ببیند، هدفش ایجاد چشمهای جدید با جادوی آب است. کونون تنها پس از پنج ماه یادگیری جادوگری، از مربی خود پیشی گرفت و استعداد خود را در تلاش برای انجام شاهکاری که قبلاً هرگز انجام نشده بود، پرورش داد. فانتزی درباره یک مرد جوان، یک نابغه نابینا، که از طریق کنجکاوی در جستجوی جادو، جهان را میگشاید، در شرف آغاز است.
شخصیت اصلی، نوآ، که از طریق تناسخ به مقام سیزدهمین شاهزاده امپراتور دست مییابد، با سقف سطح بینهایت متولد میشود. او همچنین دارای مهارت تقلب است که به او اجازه میدهد تواناییهای دیگران را به تواناییهای خود اضافه کند و این باعث میشود که او به طور فزایندهای غیرقابل توقف شود.
پس از یک حادثهی تروما که به پایان دوران تدریسش منجر میشود، ری هیتوما مطمئن است که از انسانها نفرت دارد. با این حال، زمانی که یک آگهی استخدام برای "معلمی که واقعاً به دانشآموزانش اهمیت میدهد" میبیند، ناخواسته مجبور به درخواست میشود. بهمحض اینکه متوجه میشود که استخدام شده، درمییابد که دانشآموزانش نیمهانسانها هستند. آنچه در ابتدا بهعنوان یک شغل آغاز میشود، به سفری برای بهبودی تبدیل میشود؛ سفری برای معلمی که ایمانش به انسانیت را از دست داده و دانشآموزانی که آرزوی آن را دارند. این سفر نهتنها ارتباط جدید و عمیقتری را میان آنها شکل میدهد، بلکه به هریک فرصتی میدهد تا دوباره به زندگی و امید دست یابند. در این مسیر، ری و دانشآموزانش یاد میگیرند که چگونه با یکدیگر بهعنوان خانوادهای حمایتگر و مهربان ارتباط برقرار کنند.
سیچیرو کوندو در یک مراسم احضار گرفتار میشود و به دنیایی موازی به نام پادشاهی رومانی منتقل میشود. او که شب و روز کار کرده، شغلی پیدا میکند و به اداره حسابداری سلطنتی میپیوندد. سیچیرو پس از اینکه به سختی از عوارض جانبی مرگبار یک داروی نیروزا با کمک جادو جان سالم به در میبرد، خود را به آرش، کاپیتان فرقه سلطنتی سوم، معروف به شاهزاده یخی، میسپارد.
در نبردی که بین ارتش امپراتوری و هلهورد ادامه دارد، شاهزاده خانم ارتش به همراه شمشیر مقدسش اسیر شده است. از آنجایی که شکنجه منظم طبق معاهده اسیران جنگی بین دو طرف ممنوع است، بازرس بزرگ، شکنجه شکنجه، از تکنیکهای غیرمعمول «شکنجه» استفاده میکند که معمولاً به شکل غذاها و تنقلات وسوسهانگیز از فرهنگ ژاپنی است. شاهزاده خانم تسلیم می شود، اما اطلاعاتی را ارائه می دهد که معمولاً ماهیت بی اهمیتی دارد، و چند باری که او اطلاعات مفیدی می دهد، پروردگار جهنم از آن سوء استفاده نمی کند.
گنگو ماتسونگا، که روزی به عنوان فینیکس شناخته میشد، بزرگترین سامورایی آتشکُش در تمام ادو بود. پس از کنار گذاشتن آتشکشی، گنگو با پیشنهادی از سوی قلمرو شینجو مواجه میشود. با تشویق همسرش، میوکی، او تصمیم میگیرد تا یک گروه آتشنشانی سقوط کرده را دوباره بنا کند. گنگو یک گروه عجیب و غریب به نام «آتشکشهای پارهپاره» را گرد هم میآورد تا به بررسی آتشهای مرموزی بپردازند که توسط آتشافروز کیتسونهبی به وجود آمده است.
کنچی یامادا، مرد سیوپنج ساله، تمام عمرش را صرف بازی هر MMORPG که به دستش رسیده، کرده است. او از بازیهای جدیدی که به بازیکنان عادی میپردازند خسته شده و فرصتی را برای تجربه یک بازی بیپایان با "مد جهنمی" ترسناک که سطح سختی را به ارتفاعات غیرممکن میبرد، غنیمت میشمارد. اما به محض اینکه "احضارکننده" را انتخاب میکند، کنچی خود را در دنیای بازی میبیند و به عنوان نوزادی به نام آلن در خانوادهای از دهقانان دوباره زاده میشود! با تنها خاطرات و هوش خود به عنوان راهنما، آلن راهی میشود تا مد جهنمی را فتح کند، رازهای کلاس احضارکننده را کشف کند و خانواده تازهاش را از سرنوشتشان آزاد کند.
میزوکی آشیا در یک ماموریت است: خود را به شکل یک پسر درآورده و در یک مدرسه شبانهروزی مردانه ثبت نام میکند تا با الگوی خود، ستاره پرش ارتفاع، ایزومی سانو، ملاقات کند. اما پس از نفوذ موفقیتآمیز به مدرسه، او متوجه میشود که او ناگهان ورزش را کنار گذاشته است! حالا میزوکی باید از سوءظنها دوری کند، از پوشش خود محافظت کند و به نحوی به پسری که این همه راه را برای او آمده است، برسد - در حالی که از هرج و مرج یک خوابگاه پسرانه جان سالم به در میبرد!
در جامعهای که شکنجه قانونی است - و تجارت بزرگی محسوب میشود - اسپیریتوس با مهارت، سبک و کار تیمی شگفتآور و شاد، بر این صنعت تسلط دارد. سرو، شیو، میکه و هیو، که پاره وقت هستند، با «جلسات مشتریان»، شیطنتهای اداری و حتی گاهی اوقات آدمکشهای درون سازمانی مقابله میکنند... همه با لبخند! زندگی در اسپیریتوس ثابت میکند که حتی در دنیایی از درد، کار هنوز هم میتواند به طرز شگفتآوری سرگرمکننده باشد!
کنستانس گریل، دختر یک ویکانت ساده و شناختهشده به خاطر صداقتش، از سوی معشوقهی نامزدش خیانت میشود و به اعدام عمومی محکوم میگردد. در این شرایط که با مرگ روبهرو است، صدای مرموزی به او نجات پیشنهاد میدهد. اسکارلت کاسیل، یک اشرافزاده که مدتها پیش مرده تصور میشد، ممکن است تنها امید او باشد. این دو متحد غیرمنتظره با هم نقشهی تاریکی را که در دل جامعهی اشرافی نهفته است، کشف میکنند، جایی که خیانت، رازها و قدرت با هم تداخل مییابند.
در سال 198 دوران خورشیدی در توکیو، آتش نشانی ویژه با پدیده ای به نام احتراق خود بخودی انسان مبارزه می کند، که در آن انسان ها به جهنم های زنده ای تبدیل می شوند که "جهنمی" خوانده می شوند. برخلاف جهنمی هایی که اولین نسل از موارد احتراق خودبخودی انسان هستند، نسل های بعدی توانایی دستکاری شعله ها را حین نگه داشتن فرم انسانی دارند. شینرا کاساکابه، جوانی که توانایی مشتعل کردن ارادی پاهایش دارد و ردپای شیطان نامیده می شود، به جوخه مبارزه با آتش 8 ملحق می شود که از دیگر افراد استفاده کننده از شعله ها تشکیل شده و تلاش می کنند تا هر جهنمی که با آن مواجه می شوند را خاموش کنند. فرق های جهنمی را ساخته، شیرا شروع به پرده برداشتن از حقیقت درباره آتش مرموزی می کند که باعث کشته شدن خانواده اش در 12 سال پیش شده.