همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
گروهی از جوانان بزهکار که به منظور بازپروری به یک پایگاه نظامی دوردست منتقل شدهاند، خود را درگیر شبکهای از اسرار مییابند و با نیروهای شومی که در تاریکی پنهان شدهاند، به مبارزه میپردازند.
آروند پس از 35 سال زندگی مشترک با بیماری شدید همسرش روبهرو شد و در حالی که همسرش به دستگاههای حیاتی متصل بود، او بین امید به بهبودی و پذیرش مرگ او، بسیار آشفته و مضطرب بود.
دایناسور داستان ما به سفری پرماجرا میرود تا پدر و مادرش را که به طرز مرموزی ناپدید شدهاند، پیدا کند. در این سفر هیجانانگیز، او با یک جادوگر و دو دانشمند عجیب و غریب همراه میشود و در طول راه با موجودات خیالی و مکانهای شگفتانگیز روبهرو میشود.
کازا بونیتا، رستورانی مکزیکی عجیب و غریب در کلرادو با غواصان صخرهای، با خطر تعطیلی روبرو است. تری پارکر و مت استون، خالقان سریال ساوث پارک (۱۹۹۷)، تلاش میکنند تا این بخش از تاریخ کودکی/کلرادو را نجات دهند.
این فیلم به بررسی وضعیت ناپایدار سیستم غذایی آمریکا میپردازد و روت ریچل، نویسندهی سرشناس در حوزه غذا، بهعنوان محقق اصلی این موضوع است. این فیلم برای اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش گذاشته شده است.
به دنبال یک حادثه فضایی، یک کایجو کوسهای-انسانی خلق میشود. در این میان، دو طرفدار گلم راک نگران لغو شدن کنسرت گروه مورد علاقهشان هستند. سرنوشت جهان و کنسرت، هر دو در هالهای از ابهام است.
دانشجویان در صومعه قدیمی دانشگاه خود، جایی که راهبان توسط یک گرگینه شیطانی کشته شدند، تابوت سنگی یک راهب-جادوگر را کشف میکنند. آنها یک کتاب مصور پیدا میکنند و با استفاده از جادوی سیاه، آن هیولا را زنده میکنند.
در طول یک تعطیلات خانوادگی در یک مزرعه فعال، پروفسور رِبکا با جیک وست آشنا شد. رِبکا، بیوهای است که به دنبال کسب درجه استادی است و جیک، یک کابوی جذاب است که هرگز زندگی آرامی نداشته است.
فرانک مولینا، روزنامهنگاری که پس از فروپاشی حرفهاش به صورت ناشناس مخفی شده بود، با پیدا شدن چشمان بریده شده و یادداشتی خونین در پناهگاهش، آرامش خود را از دست میدهد. با افزایش تعداد قربانیان، او مجبور میشود برای افشای هویت قاتل، با آسیبهای روانی گذشته خود روبرو شود.
دختر جوانی برای یافتن پدر گمشدهاش از دستگاهی مرموز برای سفر به دنیاهای موازی استفاده میکند، اما ناخواسته هیولایی را آزاد میکند که او را تعقیب میکند.
کریستف شوارتز، فیلمساز، برای یک مستند تلویزیونی اتریشی به نام "سالهای تأثیرگذار"، یک سال را بدون پول سپری میکند. هدف او از این کار، شرکت در فعالیتهای اقلیمی و ضدسرمایهداری، و همچنین خرید مخفیانه یک خانه ییلاقی است.
سه زوج علاقهمند به ورزش پرخطر بیس جامپینگ، طی هفت سال زندگی خود را وقف این ورزش هیجانانگیز کردند. آنها با به خطر انداختن همه چیز، عشق و وفاداری خود را در شرایط سخت محک زدند.
“ميکي کويشيکاوا” يک زندگي عادي داشت – تا وقتي پدر و مادرش به او ميگويند قصد دارند از هم جدا شوند… ابتدا مخالفت ميکند، تا وقتي با “يو ماتسورا”، پسر خوشتيپ زوج ديگري که پدر و مادرش ميخواهند پس از طلاق همسرهايشان را عوض کنند، آشنا ميشوند. حالا که در عمارتي بزرگ با همديگر زندگي ميکنند، “ميکي” و “يو” عاشق همديگر ميشوند. بايد با احساسات خود، کساني که ميخواهند با آنها باشند و هر چيزي که بازي سرنوشت و اقبال بر سر راه آنها ميآورد، کنار بيايند…
موک هه وون (Park Min-Young) دختری خوب با شخصیت معمولیست که از دوران کودکی به ویولون علاقه داشت و آموزش آن را فرا گرفت ، زندگی اجتماعی او در بزرگسالی با ویولون آغاز شد اما بخاطر ضربه های عاطفی که از اطرافیان خود دید نسبت به دیگران سرد و بی اعتماد شد. او که زندگی در سئول برایش سخت و طاقت فرسا شده تصمیم میگیرد به زادگاه خود در Bookhyun Village برگردد ، در آنجا با یون سوپ (Seo Kang-Joon) آشنا می شود مردی که در یک کتابفروشی کار میکند و زندگی کاملا ساده و روزمره او توجه هه وون را جلب میکند…
چا یونگ جین (Kim Seo-Hyung) کاراگاهیست که 19 سال پیش ، دوست خود را در یک جریان قتل سریالی از دست داد ، اما از آن موقع یونگ جین دچار حس گناه شده ، پس بعد از 19 سال ، دوباره پرونده قتل سریالی را باز کرده و به دنبال قاتل این ماجرا میگردد و…
نیلز هولگرسان (به انگلیسی: Nils Holgersson) پسری ۱۴ ساله و روستایی از خانوادهای کشاورز است. او دربرابر همنوعان خود تنبل و بیاعتنا بود. در اوقات فراغتش از اذیتکردن حیوانات مزرعهشان لذت میبرد. یک روز وقتی که خانوادهاش به کلیسا رفته بودند و او را در خانهٔ تنها گذاشته بودند تا قسمتهایی از انجیل را حفظ کند به وسیلهٔ تور یک تومته (به انگلیسی: Tomte) را گرفت. تومته به نیلز پیشنهاد داد تا در قبال آزادیاش یک سکه بزرگ طلا به او بدهد ولی نیلز این پیشنهاد را قبول نکرد و تومته او را تبدیل به یک تومته کرد که باعث شد نیلز کوچک شود و بتواند با حیوانات صحبت کند. حیواناتی که از دست نیلز عصبانی بودند و از اینکه او به اندازهٔ آنها شدهاست خوشحال بودند و آمادهٔ انتقامگرفتن از او بودند. هنگامی که این اتفاقها افتاده بود، دستهای از غازهای وحشی برای کوچکردن در حال پرواز بر روی مزرعه خانوادهٔ نیلز بودند در همین حال یکی از غازهای مزرعه به نام مورتن تلاش میکرد تا به غازهای وحشی ملحق شود. نیلز تصمیم گرفت با دوست جدیدش که همستری به نام کاروت بود با پریدن بر پشت مورتن از مزرعه فرار کند و به غازهای وحشی که برای فصل تابستان در حال پرواز به لپلند بودند ملحق شود. غازهای وحشی که از ملحق شدن یک پسر و یک غاز اهلی به خودشان خوشحال نبودند سرانجام آنها را قبول کردند. نیلز در این سفر با ماجراهای زیادی و شخصیتهای مختلفی روبهرو شد و یاد گرفت که به دیگران کمک کند و خودخواه نباشد. او در طول سفرش فهمید که اگر ثابت کند که بهتر شدهاست ممکن است تومته او را به اندازه و حالت واقعیاش برگرداند…
در سریال درام تاریخی "توطئه علیه آمریکا"، شخصیت ها در یک تاریخ جایگزین زندگی می کنند که در آن "فرانکلین دی روزولت" در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۴۰ از "چارلز لیندبرگ" شکست می خورد ...
چا یو ری (Kim Tae Hee) مادری است که 5 سال پیش فوت شده است و حالا روح او طی یک پروژه ای به مدت 49 روز به زندگی دوباره بازمیگردد. در همین حال، جو کانگ هوا (Lee Kyu Hyung) یک جراح است که بعد از فوت همسرش اخلاقش عوض شده، تا اینکه دوباره همسرش چا یو ری در مقابل او ظاهر میشود…
ماکینو دختری از خانواده ای نسبتا فقیر است که بر اثر سوءتفاهمی مجبور می شود به دبیرستان Eitoku Academy برود که مخصوص افراد پولدار و ثروتمند است. او که زمانی دختری شاد با روحیه جنگجویانه بوده و به کسی اجازه نمیداد به خودش و یا دوستانش زور بگویند، از وقتی وارد این دبیرستان می شود، روحیه خودش رو از دست می دهد و فقط تک تک روزهایش را می شمارد تا زودتر از آنجا فارق التحصیل بشود. در این دبیرستان یک گروه ۴ نفره از پسرهای پولدارترین خانواده های ژاپن هستند که خیلی زورگواند و هر کاری دلشان می خواهند انجام میدهند. اسم این گروه (F4) است. سرگروه این باند پسری به نام دمیوجی تسوکاسا است که کسی حتی جرات چپ نگاه کردن را هم به او ندارد. این گروه با هر کسی در بیفتند یک کارت قرمز که آرم گروه (F4 (flower four بر آن نوشته شده را به آ فرد می دهند و از آن به بعد هرکسی در دبیرستان آن فرد را می بیند باید مسخره و اذیتش کند.
ناتسوسا یوزوکی به امید اینکه بتونه بهترین بازیکن باشگاه راگبی بشه به دانشگاه رفت، ولی بنا بدلایلی دیگه نمیتونه راگبی بازی کنه. ایبوکی اوئهکا هم یک دانشجوی ارشده که راگبی بازی کردن رو کنار گذاشته. همینطور یاسوناری سورو که ناتسوسا هیچوقت نمیتونه با اون موافقت کنه. در طرف دیگر هم یک دانشجوی دیگه به اسم یو ماشیرو هست که ناتسوسا رو الگوی خودش میدونه و قدم های اون رو دنبال میکنه. در آخر هم سیچیرو شینگیوجی هست که بهترین دوست بچگیهای ناتسوساست. این یک انیمه اوریجینال درمورد راگبی درمورد هم تیمیهای سابقه که باهمدیگه در مسابقات لیگ راگبی دانشگاه کانسای بازی میکنند.
این سریال داستان زندگی "چارلز اینگرام"، سرگرد سابق ارتش انگلیس را نشان می دهد، کسی که برای برنده شدن جایزه 1 میلیون پوندی در مسابقه "چه کسی می خواهد میلیونر شود"، تقلب کرده بود، باعث رسوایی بزرگ شد ...
جین می که مادرش در حین زایمان او از دنیا رفته است، توسط یک جادو از داشتن احساسات محروم شده است. شاهزاده ای به نام شو فنگ عاشق او می شود. اما جین می که میفهمد پدرش توسط شو فنگ به قتل رسیده است او را می کشد و …
رویداد The Grunpla Force Battle Tournment رویدادیه که هرسال یکبار در GBN برگزار میشه. رقابت کننده های دور فینال آوالون که توسط قهرمان کیویا کوجو هدایت میشه، و پنزر هفتم که توسط رومل هدایت میشه هستن.
این داستانی عاشقانهِ روانشناختیِ ترسناک درباره دختری به اسم ساتو ماتسوزاکا است که عاشق شده. وقتی که با او میخوابد حس خوشایندی را تجربه میکند و فکر میکند که عشق است. تا زمانی که از این احساس محافظت کند، هر چیزی بخشیده خواهد شد، حتی اگر حقه بازی کند، مرتکب به جرم شود و دزدی کند و حتی اگر مرتکب قتل شود، حداقل این چیزی است که خودش فکر میکند.
سریال کره ای کفتار در مورد چندین وکیل هست که هر کدام برای خود راه و روشی دارند و به آن پایبند هستند در این سریال بازیگر مشهوری همچون Kim Hye Soo نقش وکیلی به نام جانگ گئون جا را بازی میکند که فقط به پول اهمیت می دهد و سعی دارد فقط برای قشر مرفه و یک درصدی جامعه کار کند چون پول خوبی از این کیس ها در میاد و اون هم فقط پول براش اهمیت داره البته نباید این قضیه رو فراموش کرد که اون در کارش هم بسیار خوب عمل میکنه و یکی از وکلای حرفه ای و کار کشته است که از سخت ترین پرونده ها سربلند بیرون اومده. Joo Ji Hoon هم در نقش یک وکیل نخبه و عالی جامعه به نام یون هی جائه ایفای نقش میکند اون که از اعتماد بنفس بالایی برخوردار است بدون هیچ تردیدی در راه خودش قدم برمیداره و از هیچ چیزی ابایی ندارد اون همچنین از هوش و ذکاوت بسیار عالی برخوردار است که در حل پرونده ها بسیار به اون کمک میکنه.
پدرش همیشه بهش میگفته که یه مرد بی مصرف باید سعی کنه خودش رو بامصرف کنه، که در آخر، ناریوکی یوئیگا که سال سوم دبیرستانه یکی از پرافتخار ترین دانش آموزین مدرسه میشه، علیرغم گذشته بدی که توی دبستان داشته. برای این که وضع خانواده ـش رو بهتر کنه هدفش اینه که کاندیدای VIP خاص بشه که بورسیه بشه و هزینه تحصیل و خانواده ـش داده بشه. با این که ناریوکی میتونه یکی از کاندیداهای خوب باشه توی ریاضیات و ادبیات با همکلاسیاش به نام های ریزو اوگاتا و فومینو فوروهاشی رقابت شونه به شونه داره. ناریوکی بورسیه رو میگیره ولی به شرط این که دو دانش آموز ستارش که توی بقیه دروس ضعیفن رو تعلیم بده.
خانواده روکورو یک خاندان جن گیر هستند کسانی که کگاره های شیطانی رو از بین می برند ، ولی اون حاظره خواننده یا فوتبالیست بشه اما جن گیر نباشه ، اما همه چیز برای اون تغییر می کنه زمانی که یک جن گیر قدرتمند به نام بینیو در برابرش ضاهر میشه و روکورو احساس می کنه قلبش پر از آتش رقابت شده تصمیم می گیره از استعداد طبیعی خودش استفاده کنه و اون رو شکست بده ، ولی اوضاع از این هم پیچیده تر میشه وقتی از طرف جامعه جن گیر ها لقب ” ستاره های دوقلوی جنگیری ” رو در یافت می کنند و بهشون گفته میشه برای آزاد کردن قدرت نهایی خودشون و پاک کردن کگاره های شیطانی از سرتاسر جهان باید با هم ازدواج کنند.
"پروانه ستاره ای" که جنگجوی کهکشان است برای زندگی با خانواده "دیاز" وارد زمین می شود. او همچنان برای محافظت از چوب جادویی پرقدرتی که او را متحیر کرده به نبرد علیه خائنین در سراسر جهان و دبیرستان ادامه می دهد...
کاشو مینادوکی، پسری از یک سلسلۀ دراز از شیرینیپزهای ژاپنی، برای باز کردن شیرینیپزی خودش، لا سولِیل، خانهش را ترک کرد. زمانی که بار و بندیلش را باز میکرد، دو دختر گربهای (نِکو) که خانوادهاش بزرگ کرده بودند را دید که در جعبهها پنهان شدهاند: چوکولا و وانیلا. ابتدا خواست برشان گرداند ولی در آخر به خاطر التماسهایشان تسلیم شد. حال آنها با هم لا سولِیل را میگردانند. روزی زمانی که چوکولا برای خرید بیرون رفته بود، آشپزخانهای را میبیند. داستان با رویاروییشان شروع میشود...