همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
آخرین مبارزه جان سینا و براک لزنر، یک نبرد فراموشنشدنی خواهد بود. کودی رودز، قهرمان بلامنازع WWE، در پی انتقامی سخت از درو مکاینتایر خشن است. در یک مسابقه تگ تیم حساس و شخصی، سیام پانک و ایجی لی با سث رالینز، قهرمان سنگینوزن جهان، و بکی لینچ، قهرمان بینقارهای زنان، روبهرو میشوند. همچنین ایو اسکای و استفانی واکر برای...
برتی گرگوری، برای ثبت یک صحنه تغذیه بزرگ به آزور میرود. در آنجا، هزاران شکارچی اقیانوس برای خوردن طعمهها جمع میشوند. برتی باید با طوفانها مبارزه و با زمان مسابقه دهد تا بتواند این صحنه را شکار کند.
فیلم "دیشا سوپنا" یک اثر سرگرمکننده بالیوودی است که قرار است به زودی در پنج زبان مختلف شامل تلوگو، هندی، کانادایی، تامیلی و غیره منتشر شود. بازیگر نقش اول مرد این فیلم آنکور و بازیگر نقش اول زن شروتیکا هستند.
برگزار شده توسط دختر جذاب VMX، آنجلا مورنا، TODO-KAYOD شور، اشتیاق و لذت را در هر کار پر از میل به ارمغان میآورد. آماده شوید تا سخت کار کنید و سختتر بازی کنید با ۱۰ فیلم داغ از مردان و زنان سختکوش.
نوچه یو اف سی: لوپز در برابر سیلوا (Noche UFC: Lopes vs. Silva) (که همچنین به عنوان یو اف سی فایت نایت 259 و نوچه یو اف سی 3 و یو اف سی آن ای اس پی ان پلاس 117 شناخته میشه) یک رویداد هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط آلتیمیت فایتینگ چمپیونشیپ (Ultimate Fighting Championship) تولید شد و در سیزده سپتامبر 2025، در فروست بانک سنتر (Frost Bank Center) در سان آنتونیو (San Antonio)، تگزاس (Texas)، ایالات متحده برگزار شد.
این فیلم داستان چهار خواهر و برادر بومی را روایت میکند که پس از سقوط هواپیما، ۴۰ روز در جنگلهای کلمبیا زنده ماندند. فیلم با نمایش همکاری نیروهای بومی و نظامی و استفاده از دانش سنتی، به بقای آنها میپردازد.
جهانها به هم میرسن: لاسوگاس یه رویداد حرفهای کشتیه که توسط دبلیو.دبلیو.ای (WWE) و لوچا لیبره اِی.اِی.اِی ورلدواید (AAA) با هم ساخته شده. این رویداد تو تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵ تو کاکس پاویلیون (Cox Pavilion) تو مرکز توماس و مَک (Thomas and Mack Center) تو لاسوگاس، نوادا برگزار میشه.
این اثر سینمایی به بررسی هفت دهه جهل، ظلم و رنج ج.ن.س.ی در اتحاد جماهیر شوروی میپردازد. فیلم با اتکا به گفتهها و تجربیات اولین س.ک.س.و.ل.و.ژ.ی.س.ت شوروی و شهادت بازماندگان اوکراینی، سرکوب شدید بیان ج.ن.س.ی و گسترش استثمار و سوء استفاده در آن جامعه را نشان میدهد.
یک خانواده کرهای زندگی پنهانی دارند؛ مینا، دختر خانواده، بهجای پیانو مخفیانه ورزشهای رزمی انجام میدهد. این فعالیتهای سری به عهد و پیمانهایی مرتبط است که آنها با سونگ-هیون، گمشده فاجعه کشتی سوول، داشتند.
داستانی ترسناک دربارهی سونگ-هی، مادری تنها که مشغول کار و تربیت فرزندش است. او برای مراقبت از دختر خردسالش، در سرتاسر خانه دوربینهای مداربسته نصب میکند، اما پس از این کار، وقایع ناگواری آغاز میشوند...
جردن جنسن در اولین ویژهبرنامهی کمدی خود، با نگاهی طنز و بیپروا، به موضوعاتی همچون ناتوانی در رعایت انتظارات کلیشهای از زنانگی، تضادهای مفهوم "عشق به خود" و مشکلات طاقتفرسای رسیدن به آن میپردازد.
«قلبهای درهمتنیده» (Tangled Hearts)، داستان چهار زوج است که با چالشهایی روبرو میشوند که عشق، ایمان و اعتمادشان را میآزماید. با تلاقی زندگیهایشان، آنها میآموزند که عشق واقعی فراتر از عاشقانگی بوده و نیازمند ایمان، فداکاری و بخشش است.
داستان بر روی همکاری غیرمنتظرهی کارآگاه خونآشام، آرن نونتوت و لین راینوایس، دختر یک خانوادهی اشرافی که عاشق خونآشامهاست، متمرکز است. آنها بهطور مشترک به حل جنایاتی خونی میپردازند.
در محلههای فقیرنشین متولد و بزرگ شده، ماجراجوی ۲۹ ساله، هاجیمه شینونه، اکنون زندگی آرامی را در روستای کومای میگذراند. اما روزهای صلحآمیز او دستخوش تغییر میشود زمانی که متوجه میشود لیروی، دختربچهای رها شده، مورد حمله یک اسلایم قرار گرفته است. او که تحت تأثیر ناامیدی لیروی قرار میگیرد و به یاد گذشتهاش میافتد، او را به روستا میبرد. هاجیمه و لیروی فصل جدیدی را آغاز میکنند که مملو از چالشهای غیرمنتظره و روزهای دلنشین است!
در سال 198 دوران خورشیدی در توکیو، آتش نشانی ویژه با پدیده ای به نام احتراق خود بخودی انسان مبارزه می کند، که در آن انسان ها به جهنم های زنده ای تبدیل می شوند که "جهنمی" خوانده می شوند. برخلاف جهنمی هایی که اولین نسل از موارد احتراق خودبخودی انسان هستند، نسل های بعدی توانایی دستکاری شعله ها را حین نگه داشتن فرم انسانی دارند. شینرا کاساکابه، جوانی که توانایی مشتعل کردن ارادی پاهایش دارد و ردپای شیطان نامیده می شود، به جوخه مبارزه با آتش 8 ملحق می شود که از دیگر افراد استفاده کننده از شعله ها تشکیل شده و تلاش می کنند تا هر جهنمی که با آن مواجه می شوند را خاموش کنند. فرق های جهنمی را ساخته، شیرا شروع به پرده برداشتن از حقیقت درباره آتش مرموزی می کند که باعث کشته شدن خانواده اش در 12 سال پیش شده.
شخصیت اصلی، نوآ، که از طریق تناسخ به مقام سیزدهمین شاهزاده امپراتور دست مییابد، با سقف سطح بینهایت متولد میشود. او همچنین دارای مهارت تقلب است که به او اجازه میدهد تواناییهای دیگران را به تواناییهای خود اضافه کند و این باعث میشود که او به طور فزایندهای غیرقابل توقف شود.
پس از یک حادثهی تروما که به پایان دوران تدریسش منجر میشود، ری هیتوما مطمئن است که از انسانها نفرت دارد. با این حال، زمانی که یک آگهی استخدام برای "معلمی که واقعاً به دانشآموزانش اهمیت میدهد" میبیند، ناخواسته مجبور به درخواست میشود. بهمحض اینکه متوجه میشود که استخدام شده، درمییابد که دانشآموزانش نیمهانسانها هستند. آنچه در ابتدا بهعنوان یک شغل آغاز میشود، به سفری برای بهبودی تبدیل میشود؛ سفری برای معلمی که ایمانش به انسانیت را از دست داده و دانشآموزانی که آرزوی آن را دارند. این سفر نهتنها ارتباط جدید و عمیقتری را میان آنها شکل میدهد، بلکه به هریک فرصتی میدهد تا دوباره به زندگی و امید دست یابند. در این مسیر، ری و دانشآموزانش یاد میگیرند که چگونه با یکدیگر بهعنوان خانوادهای حمایتگر و مهربان ارتباط برقرار کنند.
کونون، مرد جوانی که نمیتواند ببیند، هدفش ایجاد چشمهای جدید با جادوی آب است. کونون تنها پس از پنج ماه یادگیری جادوگری، از مربی خود پیشی گرفت و استعداد خود را در تلاش برای انجام شاهکاری که قبلاً هرگز انجام نشده بود، پرورش داد. فانتزی درباره یک مرد جوان، یک نابغه نابینا، که از طریق کنجکاوی در جستجوی جادو، جهان را میگشاید، در شرف آغاز است.
ساکای یونوسوکه، معروف به ایو، دانشآموز سال اول دبیرستان، شیفتهی کمدی-رمانتیکها است، بهخصوص آنهایی که دربارهی دوستان دوران کودکیاش هستند. اما با اینکه خودش دو دوست دوران کودکی دارد - شیو و آکاری - متأسفانه از تبدیل شدن عشق به واقعیت دست کشیده است. نمیداند که هر دو دختر جذابیتهای خاص خودشان را دارند! یک کمدی-رمانتیک طنزآمیز دربارهی دوستی، عشق و اولین عشقها!
در نبردی که بین ارتش امپراتوری و هلهورد ادامه دارد، شاهزاده خانم ارتش به همراه شمشیر مقدسش اسیر شده است. از آنجایی که شکنجه منظم طبق معاهده اسیران جنگی بین دو طرف ممنوع است، بازرس بزرگ، شکنجه شکنجه، از تکنیکهای غیرمعمول «شکنجه» استفاده میکند که معمولاً به شکل غذاها و تنقلات وسوسهانگیز از فرهنگ ژاپنی است. شاهزاده خانم تسلیم می شود، اما اطلاعاتی را ارائه می دهد که معمولاً ماهیت بی اهمیتی دارد، و چند باری که او اطلاعات مفیدی می دهد، پروردگار جهنم از آن سوء استفاده نمی کند.
«ترورمن» داستانی است دربارهی دانشآموزی به نام جونگوو که میتواند بدبختیها را پیشبینی کند. او برای نجات جانهای بیشتر، تصمیم میگیرد به یک تروریست ساختگی تبدیل شود.
به عنوان نابغهی پرورش روح که از یک سالگی هر ۲ سال یکبار به قلمروی جدیدی دست یافته، «وانگ لینک» وجودی تقریبا شکست ناپذیر است که مهارتی خیلی فراتر از توانش دارد. ولی حال که شانزده سال دارد، با بزرگترین درگیریش مواجه است، دورهی متوسطه! با چالشهای پیاپیای که برایش پیش میاید، برنامهش برای زندگی دبیرستانی راحت همینطور بعیدتر میشود…
گنگو ماتسونگا، که روزی به عنوان فینیکس شناخته میشد، بزرگترین سامورایی آتشکُش در تمام ادو بود. پس از کنار گذاشتن آتشکشی، گنگو با پیشنهادی از سوی قلمرو شینجو مواجه میشود. با تشویق همسرش، میوکی، او تصمیم میگیرد تا یک گروه آتشنشانی سقوط کرده را دوباره بنا کند. گنگو یک گروه عجیب و غریب به نام «آتشکشهای پارهپاره» را گرد هم میآورد تا به بررسی آتشهای مرموزی بپردازند که توسط آتشافروز کیتسونهبی به وجود آمده است.
در جامعهای که شکنجه قانونی است - و تجارت بزرگی محسوب میشود - اسپیریتوس با مهارت، سبک و کار تیمی شگفتآور و شاد، بر این صنعت تسلط دارد. سرو، شیو، میکه و هیو، که پاره وقت هستند، با «جلسات مشتریان»، شیطنتهای اداری و حتی گاهی اوقات آدمکشهای درون سازمانی مقابله میکنند... همه با لبخند! زندگی در اسپیریتوس ثابت میکند که حتی در دنیایی از درد، کار هنوز هم میتواند به طرز شگفتآوری سرگرمکننده باشد!
من، تیآرا روز لاپیس کرامنتیر هستم. بعد از جشن فارغالتحصیلی فردا، باید آموزشهای عروسی را پشت سر بگذارم و با ولیعهد پادشاهی لاپیس لزوری، هارتناوتز، ازدواج کنم و ملکه شوم... به نظر میرسد این باید سرنوشت من باشد، اما... تیآرا روز به یاد میآورد که در زندگی گذشتهاش چقدر به بازی اتومه "حلقه لاپیس لزوری" علاقهمند بوده است. و اکنون متوجه میشود که به درون آن بازی متولد شده و به یک «دختر بد» تبدیل شده که به طرز زنندهای مانع از پیشرفت قهرمان داستان میشود. اگر قهرمان بتواند بر هارتناوتز تسلط پیدا کند، تنها چیزی که انتظار تیآرا روز را میکشد، یک رویداد تحقیرآمیز قضاوت است. اما در میانهی این مسائل، ولیعهد کشور همسایه، آکواستید، بهطور ناگهانی ظاهر میشود و میگوید: "تیآرا روز، آیا میتوانی به همسری من درآیی؟!" چنین پیشنهاد ناگهانیای؟! علاوه بر این، آکواستید شخصیت اصلی در دنباله بازیای است که نتوانسته بود در زندگی گذشتهاش بازی کند... آیا تیآرا روز میتواند به یک پایان خوش دست یابد؟ پرده از مسیر عاشقانه و شیرین "دختر بد" کنار میرود──!
در دنیایی پر از هیولاهای خطرناک، قهرمان نامشخص ما در پایینترین نقطه زنجیره غذایی بهعنوان یک تخم ناتوان و بیحرکت به زندگی بازمیگردد. حتی برای شکستن تخماش، او باید با مبارزه با هیولاها، تجربه کسب کند—همان هیولاهایی که دوست دارند او را بهعنوان یک میانوعده بخورند. اما با کمک صدای مرموزی که در سرش دارد، عزم خود را جزم کرده تا به قدرتمندترین موجود در دنیا تبدیل شود!
اورهون دورا، که توسط دوست دوران کودکیاش خیانت و از گروه قهرمانان طرد شده است، به عنوان "کسی که در همه چیز مهارت دارد اما در هیچچیز استاد نیست" توسط رفقای سابقش شناخته میشود. او به تنهایی به دنبال ساختن یک مسیر جدید به عنوان یک ماجراجوی تنها میرود. سفر او منجر به نبردهای انفجاری، رقبای مرگبار و متحدان غیرمنتظره میشود و او مصمم است که هر انتظاری را بشکند. بزرگترین بازگشت انفرادی آغاز میشود!
در میانهی قرن بیست و یکم، مافیای توکیو میتواند به اربابان شیطانی تقویتشده توسط اتر تبدیل شود و قهرمانان (Braves) به تعقیب آنها میپردازند. یاشیرو، جن گیر، ناچار به پذیرش یک شاگرد جدید به نام آکی جوگامینه، یک دختر دبیرستانی که در حال تمرین برای تبدیل شدن به یک قهرمان است، میشود. او به زودی خود را درگیر مسائل مزاحم و پیچیدهای مییابد. داستان ماورایی درباره یک استاد منفور و شاگردی که خود را شاگرد او میداند، آغاز میشود!
آکیرا تونومه، یک آقای نامرئی است که یک آژانس کارآگاهی را اداره میکند و شیزوکا یاکو، زنی گرم و مهربان است که در آنجا کار میکند. شیزوکا همیشه میتواند آکیرا را پیدا کند، حتی وقتی که او کاملاً نامرئی میشود. با نزدیکتر شدنشان به یکدیگر روز به روز، عشق بین آنها شروع به شکوفا شدن میکند. یک کمدی عاشقانه دلگرمکننده و گاهی آزاردهنده در حال آغاز است!
اوتاگه کینوشیتا دختری دبیرستانی است که بهصورت پارهوقت بهعنوان نظافتچی کار میکند. او زندگیاش را وقف آیدول محبوبش، تامون فوکوهارا از گروه F/ACE کرده است.
اما یک روز، اوتاگه بهطور اتفاقی برای کار به خانهی خودِ تامون فرستاده میشود! آنجا متوجه میشود که تامون در خارج از صحنه، هیچ شباهتی به شخصیت پرهیجان و جسورش بهعنوان یک آیدول ندارد. او در واقع پسری افسرده، درونگرا و بدون اعتمادبهنفس است. با این حال، اوتاگه باز هم کمکم عاشق او میشود.
کنستانس گریل، دختر یک ویکانت ساده و شناختهشده به خاطر صداقتش، از سوی معشوقهی نامزدش خیانت میشود و به اعدام عمومی محکوم میگردد. در این شرایط که با مرگ روبهرو است، صدای مرموزی به او نجات پیشنهاد میدهد. اسکارلت کاسیل، یک اشرافزاده که مدتها پیش مرده تصور میشد، ممکن است تنها امید او باشد. این دو متحد غیرمنتظره با هم نقشهی تاریکی را که در دل جامعهی اشرافی نهفته است، کشف میکنند، جایی که خیانت، رازها و قدرت با هم تداخل مییابند.
فلوم به خاطر قدرتش انتخاب نشده بود—او هیچ قدرتی ندارد. نه جادو، نه مهارت، تنها یک قابلیت به نام "عکسالعمل" که حتی خودش هم نمیفهمد. پس چرا خدا او را در جمع قهرمانان قرار داد؟ بعد از اینکه خیانت میبیند و به بردگی فروخته میشود، فلوم مورد آزار قرار میگیرد و در نهایت برای تفریح به هیولاها انداخته میشود. حالا که با مرگ مواجه است، فلوم باید انتخاب کند: یا خورده شود یا شمشیر نفرینی را به دست بگیرد که گفته میشود، صاحبش را میکشد.