همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اولین مطالعه عمیق درباره فیلمساز دیوید همیلتون گرانت، که به دلیل توزیع "کابوس در مغز آسیب دیده" زندانی شد. اگرچه شایعه شده است که او در سال 1991 درگذشت، اما شواهدی وجود دارد که او هنوز زنده است...
توسط مصاحبهها و فیلمهای بایگانی شده، جورج مایکل و اندرو ریجلی دوستان صمیمی از دهه ۷۰ تا نمادهای پاپ دهه ۸۰، دوره حرفهای خود در گروه "وَم" را دوباره تجربه میکنند....
داستان فیلم درباره یک معلم و دانشآموز است که در حادثهای تلخ جان خود را از دست میدهند. همسر معلم برای فرار از غم این حادثه به کشور دیگری سفر میکند و در آنجا با گذشته خود روبرو میشود. همزمان، خواهر دانشآموز نیز با مشکلات روحی دست و پنجه نرم میکند. این فیلم به بررسی غم از دست دادن عزیزان و تلاش برای ادامه زندگی پس از این اتفاق میپردازد.
سونگ جین و را نی، دو همسایه، به دلیل نداشتن عایق صدا در خانه، درگیر یک جنگ سر و صدا میشوند. آنها در نهایت تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند و بدون اینکه اسم یا چهره یکدیگر را بدانند، به تدریج به یکدیگر علاقهمند میشوند. این داستان یک عاشقانه منحصر به فرد را روایت میکند که در آن دو نفر بدون هیچ پیشزمینه یا انتظاری عاشق هم میشوند.
در این داستان، مری یک بیوه جوان و جذاب، نیز به عنوان نامادری جیسون عمل می کند. او مصمم است که محبت جیسون را جلب کند و دست به اقدامات افراطی میزند تا ...
اولین خاطرات برندا مربوط به بزرگ شدن در یک خانواده سفیدپوست دوست داشتنی بود، قبل از اینکه ناگهان او را ببرند و به خانواده بومی خود بازگردانند. چند دهه بعد، او احساس می کند که از هر دو نیمه زندگی خود جدا شده است. اما آسیب های گذشته او به آرامی دفن نمی شود. ..
در شنهای سقارا، دو تن از مشهورترین مصر شناسان جهان، دکتر زاهی حواس و دستیار و رقیب او، دکتر مصطفی وزیری، با تیمهای خود به رقابت میپردازند تا ببینند چه کسی بزرگترین کشف را انجام خواهد داد...
زیست شناسان دکتر مایک هیتاوس و دکتر فرانسیس فاراباگ با کوسه ببری، یکی از خطرناک ترین کوسه ها، شیرجه آزاد می زنند تا بدانند چرا کوسه ها به آتشفشان های هاوایی کشیده می شوند...
کارشناسان گرگ سکومل، هیتر بولبی، مگان وینتون و وارن جویس پس از اولین حمله احتمالی کوسه سفید به کانادا در بیش از 150 سال کذشته ، به بررسی عواملی میپردازند که کوسههای سفید را به سفر به لبه شمالی محدوده آنها سوق میدهد...
در اتفاقی نادر، نبردی میان دو شکارچی رده بالای اقیانوس، یک گاوماهی و یک کوسه سرچکشی غولپیکر، در فلوریدا رخ داد و توسط دوربین شکار شد. دکتر هیثاس و گروهی از متخصصان کوسهها با بررسی این رویداد، به دنبال کشف علل این نبرد هستند.
صدها کوسه سفید بزرگ در آستانه یکی از محبوب ترین مقاصد گردشگری آمریکا ظاهر شده اند و به شکلی شروع به شکار کرده اند که قبلا هرگز مشاهده نشده بود. گروهی از دانشمندان در حال تحقیق در مورد این پدیده غیرعادی هستند...
رِتسوکی که در حرفه نوازندگی و تدریس پیانو ناکام مانده بود، شغلی در یک شرکت خدمات نظافتی پیدا میکند که تخصصشان مرتب کردن آپارتمانهای شلوغ و پر از آشغال است. او در این شغل نه تنها با انبوهی از زباله روبرو میشود، بلکه رازهای تاریکی را نیز برملا میکند.
یک گروهبان پس از از دست دادن یک عضو در حین انجام وظیفه از افسردگی شدید رنج می برد. پس از ملاقات با مونیکا، او اعتماد به نفس پیدا می کند و با خود پیمان می بندد با حل یک پرونده بحرانی، زندگی قبلی خود را پس بگیرد...
چهار کارگردان برجسته هندی در این دنباله بر «داستانهای هوس» که نامزد جایزه امی 2018 شده است، از طریق فیلمهای کوتاه به بررسی جنسیت، میل و عشق میپردازند...
سلیم کارا، دادستان ایده آلیست جمهوری ترکیه، از سلجوق تاشکین، رئیس جرائم سازمان یافته ای که هشت سال پیش به دست خودش به زندان افتاده بود، پیشنهادی دریافت میکنه که نمیتونست ردش کنه. تاشکین به دادستان میگه حاضره شاهد بشه تا دادستان بتونه کل گروه های تبهکاری رو آشکار کنه و از میان برداره. ولی برای این فقط یه شرط داره و اون اینه که شخصا خود دادستان از پسر تاشکین یعنی آکگون گوکالپ تاشکین محافظت کنه. این شرایط برای گوکالپ که در دنیای تبهکاری بزرگ شده و ظاهری خطرناک و مشکل دار داره سخته…
در سال 1983 ، دنیس نیلسن قاتل زنجیره ای اسکاتلندی پس از کشف بقایای انسانی که باعث مسدود شدن مجرای تخلیه در نزدیکی خانه او در لندن شده بود ، دستگیر شد...
داستان سریال درباره زینب، معلم موسیقی که به همراه همسرش احمد، به خونه ای جدید نقل مکان می کنند است. زینب در روز تولدش آرزویی میکنه... پنج سال بعد همه چیزشو از دست میده و...
"رئیس، لطفا کمک کنید شکوفا بشیم!" در توکیو، جایی هست به اسم ولود وِی. خیابونیه که به خاطر گروه های تئاتری که توش نمایش دارن معروفه. ایزومی تاچیبانا که سابقا یک بازیگر روی صحنه بوده، با نامه ای که میگه "پر از بدهی! صفر مشتری! فقط یک بازیگر!" به اونجا میرسه. این نامه وضعیت گروه تئاتری به اسم مانکای کمپانی که قبلا معروف بوده رو توصیف میکنه. وظیفه ایزومی اینه که کمپانی رو از اول بسازه و به عنوان رئیس جدید افتخار سابقش رو برگردونه.
سمت چپم داستان عشق سرّا، دختر جوانی که در اوج جوانی مجبور شده روی پاهای خودش بایسته و مسئولیت مراقبت از مادرش رو به دوش بکشه و سلیم، ولیعهد خانواده ی اشرافی کوتلوسای را به نمایش خواهد کشید. سرّا یک دانشجوی بسیار موفقه که از دانشگاهی که متعلق به خانواده ی سلیمه بورس گرفته و با جدیت تمام تحصیل میکند و در نقطه ی مقابل سلیم از روی مجبوریت به ادامه ی تحصیل ادامه میدهد…
زندگی در یه محل شناخته شده برای جرم جوانیش، ماکوتؤ بیست و یک ساله دوست شاه، رهبر یه گروه نوجوونی به اسم جی-بویزـه، با اینکه خودش شخصاً تمایلی به عضویت در گروه نداره. ماکوتو با شناخته شدنش بخاطر خونسردیش و توانایی حل مسائل، با خنثی کردن موقعیتهای پرتلاطم و دور نگهداشتن دوستانش از خطر، تبدیل به یه مشکلگشا میشه. ولی، مرگ دوستدخترش و دعوای گنگشون با یه گنگ رقیب این تهدید رو به عمل میاره که بیشتر از اون چیزیه که ماکوتو از پسش بربیاد.
در یک شرکت استعدادیابی در استانبول ، ماموران تلاش می کنند تا مشتریان ستارگان خود را راضی و تجارت خود را حفظ کنند. مأمورین در شرایطی که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را در هم می آمیزد ، وضعیت را به وضعیت دیگری برمی گردانند.
ناره(Neslihan Atagul) دختر سفیر هستش و سنجر(Engin Akyürek) پسر کشاورزیه که از بچگی عاشق همدیگه میشن ولی برادر ناتنی ناره که پدرش ازبچگی بزرگش کرده بود بهش تجاوز میکنه و ناره نمیتونه اینو به سنجر بگه چون میدونه قاتل میشه، روز ازدواجشون سنجر فکر میکنه ناره بهش خیانت کرده و اونو بیرون میکنه و ناره خودکشی میکنه و مثل پرنده ای از روی پرتگاه پرت میشه ولی...
ماهیر بوزتپه (Mahir Boztepe) ، تمام زندگی خود را پشت سر گذاشت و یتیم خانه علی كان (Ali Kaan) را افتتاح كرد تا اطمینان حاصل كند كه همه بچه های یتیمی كه از روز اول به خانه او آمده اند ، خانواده مناسب را پیدا كرده اند. رنج ماوی ، موزی ، بامبی و زینب که در این مکان برای یافتن خانواده هایشان یک اتاق مشترک دارند ، آرزوی اقوام و ناامیدی آنها خواهرانشان را از هم جدا نمی کند. وقتی دختران ناامید می شوند ، مددکار اجتماعی آنها Ayşegül همیشه آماده است تا به آنها کمک کند.
داستان مردم روستایی است که در یک منطقه ی استپی زندگی میکنن و بخاطر شرایط نامساعد و امکانات کم خیلی ها مجبور به رفتن میشن و این رفتن ها هم باعث شکستن دل عاشق های زیادی میشه و هر وقت دل عاشقی شکسته بشه، صخره ای از کوه دل جدا میشه…
یوسف، دانشجوی با استعداد و باهوش دانشگاه و یامور دختری با اعتماد به نفس، صادق و دوست داشتنی است که در یک دانشگاه درس میخوانند. یامور، تنها دختر خانواده اش است و بسیار وابسته به پدرش است. یوسف که همیشه مخفیانه برای تامین هزینه خانواده اش بعد از دانشگاه کار میکند، یک روز هنگام کار از حال میرود. بعد از معاینه پزشکان مشخص میشود که رگ های قلب او گرفته است و باید فورا عمل شود. مادر یوسف که سونا نام دارد برای اینکه خرج عمل را بدهد، برای پس گرفتن پولش از صدری، که قبلا برای ثبت نام یک خانه آن پول را به او داده بود، میرود، اما نمیداند که صدری ورشکست شده و قصد دارد خودش را بکشد. وقتی سونا از او پولش را پس میخواهد او حاضر میشود پول را پس دهد اما به شرطیکه او را بکشد تا به او بیمه عمر تعلق بگیرد و زندگی دخترش بعد از مرگ او تامین شود. صدری که خیلی دخترش یامور را دوست دارد و به فکر او است به سونا میگوید “تو پسرتو نجات بده منم دخترمو” و به این شکل دست سرنوشت یامور و یوسف را بهم میرساند…
داستانی در مورد سیاسی ترین خانواده در تاریخ آمریکا، که همانند فیلم «پدرخوانده» است. یک پدر خودخواه که میخواهد از طریق پسرانش به چیزهایی که میخواهد برسد. پسرانی که به ساز پدر میرقصند، در حالی که تلاش میکنند روی پای خودشان باایستند و شخصیت ها و رابطه های پیچیده که تصویری از یکی از آشفته ترین دوره های دنیای مدرن را ارائه میدهد...
قصه ی یک پادشاه و خانوادهاش که برای حفظ امپراتوری تلاش میکنند را بازگو میکند و مضمون آن هم به احقاق حق و عدم تغییر سرنوشت ازلی انسانها برمیگردد. امپراتور پدر میخواهد برای “لی هون” ولیعهد خود همسر انتخاب کند. لی هون، عاشق دختری به نام “یئون وو” میشود و از پدرش میخواهد که آنها را به ازدواج هم در آورد. “یئون وو” که دختری اشراف زاده هست همسر ولیعهد میشود و همه از هوش و درایت او تعجب میکنند. ملکه مادر و دیگر وزیرها که از انتخاب او برای همسری ولیعهد ناراضی هستند برای او تلهای میگذارند که “یئون وون” محکوم به مرگ میشود…