همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
مایکل میسون، مردی گوشهگیر در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند است که دختری را از دریا نجات میدهد و این باعث وقوع سلسلهای خطرناک از وقایع میشود که در نهایت به حملهای به خانهاش ختم میشود و او را مجبور میکند با گذشتهی پرتلاطم خود روبرو شود.
در ۸ فوریه ۱۹۷۷، تونی کریتسیس وارد دفتر ریچارد هال، رئیس شرکت وام مسکن مریدین، شد و او را با یک تفنگ ساچمهای اره شده که از ماشه تا گردن تونی با "سیم مرد مرده" سیمکشی شده بود، گروگان گرفت.
در سال ۲۰۷۵، دختری شاهد سقوط پسری مرموز با لباس رنگینکمانی از آسمان است. او از آیندهای دور و رویایی میآید که سفر در زمان در آن امکانپذیر است. او به پسر پناه میدهد و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا به او کمک کند به زمان خودش برگردد.
یکی از نوادگان قبیله وانارا، زمانی که یک راوانای امروزی تنها دوچرخهاش را برای یک تجمع انتخاباتی تصاحب میکند، درگیر درگیری میشود. چیزی که به عنوان یک بیعدالتی کوچک شروع میشود، به زودی به مبارزهای شدید برای عزت نفس و کرامت تبدیل میشود.
در حومه کارگرنشین بیلبائو در سال ۱۹۸۹، یک تیم ژیمناستیک ریتمیک کودکان در حال آماده شدن برای شرکت در مسابقات قهرمانی است که قرار است در برلین برگزار شود. از آنجایی که مادران قادر به همراهی دختران خود نیستند، این وظیفه بر عهده پدران قرار میگیرد.
یک زیردریایی روسی در دریای گرینلند ناپدید میشود. فرمانده ویکتور ورونین که برادرش هم در زیردریایی حضور دارد، مأموریت نجات را آغاز میکند. در همین حین، با تخریب یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب، یک هیولای کراکن از دل آبها بیرون میآید.
امید یک زن برای درمان معجزهآسا، زمانی که با روح انتقامجوی یک جادوگر نفرینشده روبرو میشود، به کابوسی تبدیل میشود که مصمم است او را به عنوان وسیلهای برای قدرت شیطانی خود تصاحب کند...
«وحشتناک» داستان «آن» و مادرشوهرش «مورون» را دنبال میکند که زندگی منزوی و سختی را در حاشیه جامعه سپری میکنند - اما وقتی مردی از گذشتهشان بازمیگردد، سلسله اتفاقاتی را رقم میزند که به نقطه عطفی برای «آن» تبدیل میشود.
در سال ۱۹۷۰، جیمز بلین مونی، معمار شکستخورده، و گروهش چهار نقاشی را در روز روشن از یک موزه سرقت میکنند. اما چون نگهداری نقاشیها برایشان دردسرساز میشود، مونی مجبور به فرار و زندگی مخفیانه میشود.
یک نوجوان به عنوان بازیگر نمایشهای ترسناک در یک جاذبه گردشگری جنگلی جنزده مشغول به کار میشود. پس از آشنایی با همکاران عجیب و غریبش، مرگ غمانگیزی او را مجبور میکند تا علایق تاریک خود را مورد بازنگری قرار دهد.
یک سرهنگ سیسیلی که گروهی ناهمگون را بر عهده دارد، در جریان لشکرکشی سال ۱۸۶۰ جوزپه گاریبالدی برای یکپارچه کردن ایتالیا، با هوشمندی بر دشمنان خود چیره میشود.
وقتی رایلی ۱۶ ساله به طور اتفاقی با عشقش که یک ستاره راک است روبرو میشود، متوجه میشود که او یک معتاد به مواد مخدر است، او تصمیم میگیرد به او کمک کند و در نهایت خیالات نوجوانیاش را به واقعیت تبدیل میکند.
زندگی لیندا رو به نابودی است، اما او میکوشد تا با مسائلی چون بیماری اسرارآمیز فرزندش، غیبت شوهر، یک فرد گمشده و رابطهی روزبهروز خصمانهاش با رواندرمانگر کنار بیاید و این شرایط را مدیریت کند.
همزمان با از هم پاشیدن ازدواجشان، الکس با میانسالی و طلاق روبرو میشود و به دنبال هدف جدیدی در صحنه کمدی نیویورک میگردد. در همین حال، همسرش تس با فداکاریهایی که برای خانوادهشان انجام شده روبرو میشود و آنها را مجبور میکند تا با فرزندپروری مشترک و هویتهایشان کنار بیایند.