همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک دختر در میان معدود بازماندگان یک زمین دیستوپیایی است. سوار بر یک تانک جنگی، با ظلم یک شرکت بزرگ که بر منابع آب آشامیدنی باقیمانده سیاره تسلط دارد میجنگد...
استیسی، نوجوان سرکش، خانه را ترک میکند تا آزادی و ماجراجویی زندگی در جاده را به دور از پدر و مادرش تجربه کند. او که تنها و ترسیده است، با ریچارد، یک زندانی سابق خوشچهره که در حال انجام یک رشته جرم و جنایت در سراسر کشور است، دوست میشود. اما شادی کوتاهمدت او به زودی به وحشتی بینهایت تبدیل میشود.
شکارچیان ستاره، هیولاهای فضایی هستند که برای لذت بردن، به شکار موجودات بیدفاع میپردازند. یک شب، گروهی از بازیکنان فوتبال دبیرستان و تشویقکنندگانشان پس از شکست در یک بازی، در حال بازگشت به خانه بودند. اما اتوبوس آنها مسیر اشتباهی را در پیش میگیرد و آنها با این موجودات ترسناک روبرو میشوند. در این شرایط، بازی واقعی برای بقا آغاز خواهد شد.
«اوﮔﻲ ورن» (ﮐﺎﻳﺘﻞ) ﻳﮏ ﻣﻐﺎزه ﺳﯿﮕﺎر ﻓﺮوﺷﻲ را اداره ﻣﻲ ﮐﻨﺪ. او در اﻳﻦ ﭼﮫﺎرده ﺳﺎل اﺧﯿﺮ، ھﺮ روز در ﻳﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺸﺨﺺ و از زاوﻳﻪ اي ﻣﺸﺎﺑﻪ، از ﺧﯿﺎﺑﺎن رو ﺑﻪ روي ﻣﻐﺎزه اش ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ﻣﯿﺎن ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ھﻤﯿﺸﮕﻲ او ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه اي ﺑﻪ ﻧﺎم «ﭘﻞ ﺑﻨﺠﺎﻣﯿﻦ» (ھﺮت) ھﺴﺖ ﮐﻪ از وﻗﺘﻲ ھﻤﺴﺮش در ﺟﺮﻳﺎن ﻳﮏ ﺳﺮﻗﺖ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﯿﺪه، در ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ...
مردی به ظاهر نجیب بنام دنیس اسکینر در خانه یک زوج اتاقی را اجاره میکند و همه چیز خوب بنظر میرسد بجز اینکه او شب ها با چاقو در خیابان ها پرسه زده و بدنبال قربانی میگردد و ...
"تام" توسط موجودی افسانهای و اغواگر (سوکوبوس) به نام لیلیث فریفته میشود؛ هدف لیلیث از این کار، تحلیل بردن نیروی حیاتی تام و از بین بردن زندگی زناشویی اوست.
زنی که یک صنعتگر را استخدام می کند تا عمارتش را بازسازی کند، در واقع قصد دارد او را اغوا کند. کارمند جدیدش که در ابتدا از درآمد بسیار مورد نیاز برای کمک به همسر و پسرش خوشحال بود، به زودی پشیمان می شود که به خود اجازه داد توسط زنی که کاملاً وسواس دارد اغوا شود و به دام بیفتد...