همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در حالی که یک تیم پزشکی تلاش می کند تا درمان بیماری نادر مایا کوالسکی 10 ساله را پیدا کنند، آنها شروع به بازجویی از والدین او می کنند. ناگهان مایا در بازداشت دولتی قرار می گیرد ...
در حالی که جهان در مسیر خود ویرانگر خود به پیش می رفت، تریسی ولینگتون تصمیم می گیرد که نشانه های زمان را نادیده بگیرد. پس از ناپدید شدن نیمی از جهان، او اکنون هر دقیقه برای زنده ماندن می جنگد...
این فیلم کندرا را دنبال می کند که خود را در یک ازدواج ناموفق می بیند و باید با تصمیمات زندگی خود کنار بیاید. هنگامی که بن به زندگی او باز می گردد، او در یک نقطه بحرانی قرار می گیرد و باید قدرت کنترل زندگی خود را پیدا کند...
پس از اینکه سرلی توانست محبوبیت و اعتبارش را را نزد اهالی پارک بدست آورد ، اکنون به کمک دوستان خود به محافظت از پارک و تامین نیازهای مادی آنجا میپردازد. اما به تازگی یک شهردار شرور قصد دارد پارک را برای انجام برخی کارهای غیرقانونی خراب کند. این امر که همهی اهالی پارک را به شدت نگران نموده است ، آنها را مجبور میکند بار دیگر با کمک یکدیگر برای این مشکل راه حلی پیدا کنند...
5 دوست صمیمی که در کودکی عهد بسته بودند در تمامی کلاب های شهر ، مشروبات الکلی مصرف کنند، حالا در بزرگسالی قصد اجرایی کردن عهدشان را دارند اما هنگامی که به آخرین کلاب شهر یعنی " انتهای دنیا " می رسند، دنیا رو به فروپاشی می رود در حالی که این 5 نفر تنها امید بشر برای نجات پیدا کردن از این فاجعه هستند...
زمانی که "جو مونتویا" همسرش را در یک صانحهی تیراندازی مربوط به یک باند گنگستری از دست میدهد، به خودش قول میدهد که انتقام مرگ همسرش را از کسانی که در این قضیه دست داشتهاند بگیرد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 32 جایزه دیگر.
«پيتر پارکر» (مگواير) هنوز براي روزنامه ي «ديلي باگل» کار مي کند و هنوز آماده است تا در هيئت «اسپايدر من» به کمک مردم بشتابد. تا اين که يک توده ي سياه رنگ ماوراي زميني خود را به بدن او مي چسباند و «پيتر» را متوجه نيمه ي تاريک وجودش مي کند. به اين ترتيب يک «اسپايدر من» خشن و بي رحم پا به عرصه مي گذارد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 15 جایزه دیگر.
سرزمین دور افتاده احتیاج به یک پادشاه دارد و شرک باید یک نفر را برای پادشاهی پیدا کند و او شروع به جستجو تنها کسی می کند که می تواند پادشاه بشود، پسر عموی گمشده فیونا ،آرتی. در این هنگام پرنس دلربا برای انتقام به قلمرو پادشاهی بر میگردد و …
«مايک نورتن» جوان که تازه به استخدام پليس مرزي درآمده، به طور تصادفي کارگر غيرمجاز مکزيکي، «ملکيادس استرادا» را مي کشد. مقام هاي محلي تصميم مي گيرند حادثه را لاپوشاني و پرونده را مختومه اعلام کنند. اما صاحب کار «ملکيادس»، «پيت پرکينز»، با هدف اجراي عدالت شخصي، «مايک» را مجبور مي کند تا جسد «ملکيادس» را از گور بيرون بکشد و سپس سوار بر اسب هم راه يک ديگر و جسد به سوي مکزيک به راه بيفتند...
مرد خانواده "فیل وستون" که همیشه قربانی طبیعت رقابت طلب پدرش بود، مربیگری یک تیم فوتبال کودکان را بر عهده می گیرد. اما پس از مدتی متوجه می شود که خود نیز راه پدرش را ادامه می دهد و...
«ویکتور ناورسکی» از یکی کشورهای اروپای شرقی تازه به نیویورک آمده است. دقیقا در همین زمان کشور او به سبب اختلالات و جنگ از بین می رود. از این رو ویکتور کسی است که هیچ کشوری ندارد، و از سوی امریکا قابل شناسایی نیست. به همین خاطر از ورود او به امریکا جلوگیری می شود، و از طرف دیگر امکان دیپورت شدن به کشور خودش هم نیست، و باید تا مشخص شدن شرایطش در فرودگاه باقی بماند...
در این فیلم، شخصیتی به نام ایوان، از دوران کودکی خاطره هایش را از دست می داده. پس شروع به یادداشت خاطرات روزانه اش می کند. اتفاقات بسیار عجیبی می افتد که زندگی آنها را زیر و رو می کند، و ایوان تمام آنها را از یاد می برد. اما زمانی که بزرگ می شود، روشی پیدا می کند که با استفاده از همان خاطراتی که یادداشت کرده، به خاطره های فراموش شده برسد و این توانایی را پیدا می کند تا گذشته را عوض کند. اما با عوض کردن گذشته، آینده زیرو رو می شود و هر بار زندگی یکی از این دوستان خراب می شود. ایوان هیچ نمی دانست که عوض کردن یک چیز کوچک در گذشته هزاران برابر آینده را تغییر می دهد…