همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
مایکل میسون، مردی گوشهگیر در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند است که دختری را از دریا نجات میدهد و این باعث وقوع سلسلهای خطرناک از وقایع میشود که در نهایت به حملهای به خانهاش ختم میشود و او را مجبور میکند با گذشتهی پرتلاطم خود روبرو شود.
هفت سال پیش، کیم در جریان یک رویداد خورشیدگرفتگی با یک غریبه ارتباط برقرار کرد. کیم که اکنون یک خبرنگار تازه کار است، برای خورشیدگرفتگی امسال به ایلینوی بازمیگردد، غافل از اینکه ممکن است دوباره مسیرشان با هم تلاقی کند.
یک زن مطلقه با ایجاد یک پروفایل آنلاین دوباره وارد دنیای دوستیابی میشود، اما وقتی شریک زندگیاش رفتاری نگرانکننده از خود نشان میدهد و تعدادی از زنان از همان سایت دوستیابی ناپدید میشوند، او باید خودش را از قربانی شدن نجات دهد.
درا که از یک سقط جنین ویرانگر و فروپاشی ازدواجش رنج میبرد، در تلاش است تا زندگی خود را از نو بسازد، زمانی که خواهر دوقلوی همسانش، علی، عاشق رایان میشود، مردی که نمایانگر تمام چیزهایی است که درا معتقد است از دست داده است.
وقتی جسد افسر پلیس بوستون، جان اوکیف، در تودهای از برف بیرون خانهی دوستش پیدا میشود، دوست دخترش، کارن رید، در ارتباط با مرگ او متهم میشود. چیزی که به عنوان یک تراژدی آغاز میشود، به سرعت طوفانی از آتش را شعلهور میکند که توجه ملی را به خود جلب میکند.
وقتی رایلی ۱۶ ساله به طور اتفاقی با عشقش که یک ستاره راک است روبرو میشود، متوجه میشود که او یک معتاد به مواد مخدر است، او تصمیم میگیرد به او کمک کند و در نهایت خیالات نوجوانیاش را به واقعیت تبدیل میکند.
سالها پس از اینکه یک غریبه در کریسمس به او زنگوله سورتمه خوشیمنی هدیه داد، وکیل اندی داستان خود را در یک برنامه رادیویی تعطیلات به اشتراک میگذارد. او به همراه مجری برنامه، جیک، و تماسگیرندگان جشن، جستجوی شادی را برای یافتن عشق گمشدهاش در تعطیلات آغاز میکند.
پس از اینکه پدر یک دختر نوجوان توسط یک تماس گیرنده ناشناس که صدای او را تقلید میکرد، کشته میشود، او و نامادریاش گمان میکنند که یکی از نزدیکانشان پشت این عمل شوم است.
پس از یک رویارویی ناگهانی با پدرش که از او جدا شده است، یک نویسنده مشتاق رازی را میفهمد که او را مجبور میکند تا میان خانواده، عشق و موفقیت تعادل برقرار کند، در حالی که در تلاش است تا شکاف بین زندگی هیجانانگیز شهری که میخواهد و واقعیت حومه شهر خود را مدیریت کند.
وقتی دایانا با از دست دادن حافظه از کما بیدار میشود، او و همسرش به دنبال درمانهای تجربی در یک مرکز دورافتاده میروند. با تشدید این روند، ازدواج آنها مورد آزمایش قرار میگیرد و دایانا انگیزههای واقعی شوهرش را زیر سوال میبرد.
گریس، نویسنده و مادری جوان، به آرامی در حال دیوانگی است. او که در خانهای قدیمی در مونتانا و اطراف آن محبوس شده، رفتارهایش به طور فزایندهای آشفته و نامنظم میشود و همراهش، جکسون، را نگران و درمانده رها میکند.
شارلوت و همسرش جوئل خانهای در حومه شهر میخرند. اما خانه جدید آنها یک "خانه قتل" است و شارلوت خیلی زود سرنخهایی را پیدا میکند که ساکن قبلی خانه قبل از قتلش به جا گذاشته است. آیا او میتواند قبل از اینکه خودش نفر بعدی باشد، حقیقت را کشف کند؟
دو برادر ناتنی، یکی بومی و دیگری سفیدپوست، سفری را در زمان و مکان آغاز می کنند. آنها از خانه دور افتاده خود در شاماتاوا به منظره شهری پر جنب و جوش دهه 1980 سفر می کنند.
پس از سالها دوستی صمیمی، تام و لوسی نوجوان بالاخره تسلیم میشوند تا شبی را با هم بگذرانند. همزمان با شکوفا شدن عشق جدیدشان، و دیر رسیدن «زمان مناسب» لوسی، این دو مجبور میشوند رو در رو با موسیقی بزرگسالی روبرو شوند.