همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
زمانی که کریس برای کریسمس به محل زندگی کودکی اش برمیگردد ، به طرز اتفاقی با عشق دوران دبیرستانش یعنی جیمی که در آن زمان بهترین دوستش هم بود برخورد میکند ، همان جیمی ای که با ردکردن کریس و خواستن فقط (دوستی معمولی) با او باعث شد که کریس به شخصی که به طرز وحشتناکی بی بند و بار و زن پرست است تبدیل شود . اما با دیدن مجدد جیمی کریس میفهمد که شانسی دوباره دارد تا بعد از سالها روابطش با جیمی را بیش از دوستی معمولی ببرد و …
داستان این فیلم دربارهی نامزد سسیلیا کاس را به تصویر می کشد که او خودکشی میکند، اکنون سسیلیا تصمیم میگیرد خاطراتش را به فراموشی بسپارد و یک زندگی جدید برای خود بسازد، اما خیلی زود طی یک اتفاقی سسیلیا به زنده بودن نامزدش مشکوک میشود و…
در این فیلم، مجموعهای از فیلمسازان درباره موضوع اصلی فیلم صحبت میکنند. آنها به جای بررسی فیلمهای تجاری هالیوودی، بیشتر به فیلمهای هنری و مستقل میپردازند.
لوسی هیل (رنی زلوگر) در یک شرکت بزرگ تولید مواد غذایی در میامی کار میکند اما مسئولان کمپانی که از تولیدات خودشان در یک شهر کوچک راضی نیستند تصمیم میگیرند او را به آنجا بفرستند تا مقدمات بسته شدن آن کارخانه را فراهم کند...
پس از آزادی از زندان ، بیلی قرار است به دیدار پدر و مادرش برود. این باعث می شود بیلی بازی کند ، زیرا دختری را می رباید و او را مجبور می کند که برای ملاقات به عنوان همسرش عمل کند.
داستان فیلم در مورد پسری است که در سال آخر دبیرستان و فارغ التحصیلی است و اکنون عاشق بهترین دختر دانشکده شده است. اما این پسرک خجالتی و گوشه گیر هیچ تناسبی با دخترک شاد و شلوغ ندارد. اما وقتی که ریچ در جمع تمام دوستانش عشقش به بث کوپر را بیان میکند. همه شوکه می شوند و جدالی میان او و دوست پسر بث کوپر آغاز می شود…
در یک تغییر طنزآمیز از کلیشههای فیلمهای کریسمسی، یک روزنامهنگار شهری برای تعطیلات به یک شهر کوچک میرود و خودش را درگیر یک رابطه عاشقانهی غیرمنتظره با صاحب یک کافه کوچک که شکلات داغ میفروشد پیدا میکند.
یک کارآگاه در حین تحقیق در مورد قتل دو فرد متجاوز ، با زنی زیبا و قدرتمند روبرو میشود که به تدریج به مظنون اصلی این پرونده تبدیل میشود. رابطه پیچیدهای بین کارآگاه و دادستان شکل میگیرد و پروندهای پر از راز و رمز را رقم میزند.
عدهای از کارگران در تونلهایی که پناهگاه یک دانشمند جهشیافته است، گرفتار میشوند. این دانشمند پس از خوردن یک موش، به شکل آن موجود در میآید و خطری جدی برای کارگران محسوب میشود.
آنا ریدل به علت مشکلاتش به بیمارستان روانی می رود و پس از مدتی به خانه بر می گردد. بهترین دوست او خواهر الکس است. البته مراحل درمان او بخاطر یک نامادری سنگدل، پدری الاف و ولگرد و البته روحی که در خانه ی آنها سرگردان است اصلا خوب پیش نمیرود...
دو موجود افسانهای و ترسناک، در نبردی خونین با یکدیگر روبرو شدند. در همین حال، جنا، دختر جوانی، به بیماری مرموزی مبتلا شد که او را به دنیای توهمات کشاند. پدر نگران، برای نجات دخترش، سفری طولانی را آغاز کرد تا منبع این بیماری مرموز و خونآشامی را بیابد.